هوشنگ امیر احمدی، برای انتخابات ریاست‌جمهوری 96 اعلام کاندیداتوری کرد.

به گزارش فارس، بر پایه این خبر وی یکی از اهداف خود برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را کمک به ساختن یک اقتصاد ملی و مقاوم از طریق تجهیز منابع داخلی و افزایش تولید و کار برای جوانان اعلام کرده است.

همچنین کمک به بهسازی محیط‌‌ زیست بحرانی کشور از طریق جهانی کردن خطر و درخواست کمک از دیگر اهدافی است که امیر احمدی مطرح کرده است.

وی چندی پیش در گفت‌وگویی تفصیلی بابیان اینکه «باید رئیس‌جمهور ایران شوم و بعد بمیرم» در پاسخ به سؤالی مبنی براینکه فکر می‌کنید به‌جز شما افراد دیگری با تابعیت آمریکایی بخواهند ثبت‌نام کنند؟ گفته بود من چنین فردی را که جاه‌طلب باشد در بین ایرانیان آمریکا نمی‌شناسم. برنامه انتخاباتی و زندگی‌نامه من در سایتم قرار دارد و یک نسخه از آن را به آقای روحانی داده‌ام.

هوشنگ امیراحمدی که به دلال رابطه با آمریکا شهره است متولد 1326 و از اهالی تالش است، وی از سال 1975 در آمریکا اقامت دارد و نیز استاد دانشگاه راتگرز (دانشگاه ایالتی نیوجرسی) و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه این دانشگاه است.

مقاله قبلیساخت ایران، سرگرمی جدید خامنه ای؛ فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی
مقاله بعدیبزرگترین خورشید مصنوعی جهان سوخت غیرکربنی تولید می‌کند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.