مایکل بی جردن در حال مذاکره است تا در فیلم «مجله‌ای برای جردن» درامی که احتمالا دنزل واشنگتن آن را کارگردانی می‌کند، بازی کند.

 در حالی دنزل واشنگتن قرار است بار دیگر پشت دوربین قرار بگیرد که فیلمنامه «مجله‌ای برای جردن»‌ به قلم ویرجیل ویلیامز فیلمنامه‌نویس نامزد اسکار نوشته شده و فیلمنامه‌ای اقتباسی بر مبنای داستانی واقعی از روزنامه‌نگار برنده جایزه پولیتزر دانا کاندی و رابطه عاشقانه وی با چارلز مونرو کینگ است.

کینگ یک مجله پر از درس‌های زندگی برای پسر متولد نشده‌اش، جردن به جای گذاشت. او در عراق در سال ۲۰۰۶ و در حالی که جردن هفت ماهه بود کشته شد.

در حالی که دنزل واشنگتن از تهیه‌کنندگان این فیلم است، گفته شده جردن نیز تهیه‌کننده این فیلم خواهد بود.

جردن برای بازی در فیلم «پلنگ سیاه» با اقبال منتقدان روبه رو شد و این فیلم به عنوان نخستین فیلم کمپانی مارول، نامزدی بهترین فیلم اسکار را کسب کرد. او به تازگی در فیلم «کرید ۲» بازی کرده که ادامه‌ای بر مجموعه فیلم‌های راکی بالبوآ است. این فیلم ۲۰۰ میلیون دلار در جهان فروش کرد.

به گزارش مهر به نقل از ورایتی، او همچنین قرارداد بازی در فیلم «بدون احترام»‌ تام کلنسی در نقش جان کلارک را امضا کرده است.

مقاله قبلیتورم گوشت از ۹۰ درصد گذشت
مقاله بعدیآستان قدس رضوی به پرداخت مالیات مکلف شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.