همه حیوانات با هم برابرند، ولی برخی برابر ترند!

4
337

دیروز روز شومی در تاریخ کشور فرانسه بود،مردمی که عصر یک جمعه پاییزی در زیبا ترین شهر جهان،در یک سالن کنسرت مشغول تماشای اجرای یک موسیقی بودند یاانهایی که برای تماشا و تشویق تیم محبوبشان به استادیوم رفته بودند،مردم معمولی مثل من و شما ،انهایی که عصرشان را با خوردن فنجانی قهوه یا لیوانی ابجو در کافه ای برنامه ریزی کرده بودند یا انها که در پیاده رو قدم می زدند برای همه روز تلخی بود.صدوسی نفرکشته بیش از دویست نفر زخمی،یک شهر ناامن و مردمی با چهره های وحشت زده .
فیس بوکم را برای دنبال کردن خبر چک می کنم، عکس بیش از نیمی از دوستانم به علامت همدلی و همدردی به پرچم فرانسه یا تصاویر ترکیبی تغییر پیدا کرده، با دیدن این جنبش تغییر عکس پروفایل مبهوت ،نمی دانم بخندم یا…. نا خود آگاه به یاد این بخش از کتاب “قلعه حیوانات ” می افتم که… “همه حیوانات با هم برابرند، ولی برخی برابر ترند ! ”
ما ایرانی ها اگرچه در خیلی چیزها عقب مانده ایم اما در بعضی چیزها رتبه اولی هستیم،یکی مثلا همین جو زدگی،انگاریادمان می رود که از این رخدادها و خیلی بدتر از اینها را تقریبا هر روز در سی و هفت سال گذشته خودمان داشتیم. وقتی در سینما رکس ابادان ادمها زنده زنده جزغاله شدند،در سالهای تلخ جنگ،در اعدامهای فله ای و نسل کشی دهه شصت،…
در ایران سالانه صدها نفر به چوبه دار اویخته می شوند،اصلا همین امسال که ایران رکوردداراعدام در جهان بود کدام ملت عکس پروفایش را در حمایت و همدلی باما تغییر داد؟ سالهاست ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران است،اما کسی عکس قلمی در زنجیر یا پرچم ما را به عکس پروفایلش اضافه نمی کند،در سرزمین من برای همدردی باکدام زن زندانی سیاسی یا کدام زنی که چهره اش را با اسید می سوزانند ،ملتهای دیگر تصویر پروفایلشان را عوض کرده اند؟امید کوکبی دارد در زندان می پوسد،سالهاست مادری دنبال پسرش در سرسرای دادگاهها پیر می شود،کودکان سرزمین من به دنیا نیامده خرید و فروش می شوند،کودکان کار در خیابانها در حال سگ دو زدن بزرگ می شوند،من یادم نمی اید هیج ملتی به رسم همدردی ،عکس پروفایلش را عوض کند نه یک اروپایی نه یک امریکایی هرگز برای حمایت یا همدلی پرچم ایران را به پروفایلش اضافه نمی کند.چرا؟ لابد جان مردم من انقدرها ارزشی ندارد! یا شاید برخی از انسانها برابر ترند! ایا در عصرتکنولوژی و سرعت تبادل اطلاعات، ملل جهان از انچه بر سر ما می اید،خبر ندارند؟ فاجعه پاریس وحشتناک است،اما هشت سال کودکی کودکان سالهای جنگ هشت ساله وحشتناک تر نبود؟ من هنوز بعد این همه سال،در خوابهایم کابوس بمباران می بینم،هنوز از وحشت اژیر قرمزاز خواب می پرم،درد کتفم بعد از اینهمه سال خوب نشده،چشمم را که ببندم ضربه باتوم و نفس های نفرت انگیز بازجویم را حس می کنم،چرا هیچ ملتی برای همدردی با زخمهای بیشمار سرزمین خسته از بیداد من عکس پروفایلشان را تغییر نمی دهند؟
هم وطن ، چرا عکستان را برای شهروند فرانسوی تغییر می دهید؟ چرا می روید جلوی درب سفارت فرانسه شمع روشن می کنید؟ ایا این نماینده روشنفکربودن است ؟ نشانه متمدن بودن؟ چرا فراموشمان شده که در بدبختی هایمان مردم فرانسه نه تنها هیچگاه همدردی نکرده اند بلکه همیشه بدبختی هایمان یک جوری به حضرات گره خورده بود.پاریس شهر رمز الودیست ،سنگفرش پیاده رو ها قبلا با خونهای دیگری رنگین شده بود،شهریار شفیق را همانجا کشتند،کسی هم همدردی نکرد،مرحوم بختیار که شاید اخرین شانس ما بود وچه ناجوانمردانه قاتلش به جمهوری اسلای عودت داده شد… من جهانی پر از آرامش برای همه ملتها ارزو می کنم،اما شاید فاجعه دیشب پاریس نتیجه اژدها پروراندن فرانسه بود،اقای ژیکاردستن حالا بلند تر بخند،بلند تر از پایان کنفراس گوادلوپ… شاید هم آه بزرگمردی دارد گریبان می گیرد که سی و هفت سال پیش بهترازهمه اینده را مید ید.
کاش ما می اموختیم درد هایمان از کجاست؟ کاش ما بیش از همدردی با دیگران،با خودمان همدردی می کردیم.
پاینده باد ایران

4 دیدگاه‌ها

  1. تردیی نیست که مبارزه با تروریست، مبارزه با نظام سرکوبگر حاکم بر میهن است. ما حملات تروریستی را چه در پاریس چه در کابل چه هر کجای دیگر جهان محکوم میکنیم و هرگز خواهان نابودی انسانهای بیگناه، به منظور مقابله به مثل و انتقامجویی نیستیم.
    دوست عزیز دل آزرده من، درد و خشم شما را میفهمم اما باید مراقب بود که احساسات و قهر ما مانعی در راه مبارزه با خشونت نشود.
    حملات تروریستی همیشه و به هر صورتش باید مورد اعتراض قرار گیرد. خصوصا ما ایرانیان باید علمدرا این گونه اعتراضات باشیم. ما ایرانیان که حدود چهار دهه است در زیر نعلین آخوندهای خون آشام و تروریست قرار داریم. در عین حال باید بپذیریم که خود کرده را تدبیر نیست! اینکه آخوندی در تبعید بود و از فرانسه برای نابودی میهن و مردمش به ایران آمد، گناه مردم فرانسه نبود. آن مردمی که او را راه دادند و چشم بسته و مسخ شده، میهن را به او تحویل دادند مسئولند. چه خوب است که مسئولیت را به عهده بگیریم، مسائل را از هم تفکیک کنیم و بکوشیم با دوستی وگرفتن دست یکدیگر، خودمان را از چاهی که خود کندیم بیرون بکشیم. پاینده ایران
    با احترام، نوشین ثابتی

  2. به نظرم این اینکه آدم با آسیب دیدگان یک جنایت همدردی کنه ، به این معنی نیست که با آسیب دیدگان جنایتهای دیگر، همدردی نکرده و یا نمیکند!! اتفاقا مردم ایران چون خودشان قربانی خشونت و جنگ و جنایت هستند ، در این موارد سریع تر و همه گیر تر عکس العمل نشان میدهند! در موارد ایرانی ظلم و جنایت و اعدام هم که هر روز شاهد آنها هستیم واکنشها به همین وسعت بوده! درسته که فیسبوک امکاناتی را برای واکنش به جنایات ایران ارائه نمیده و وظیفه او هم نیست! اما خود ایرانیان از هر امکانی برای ایجاد کمپین جلوگیری از اعدام و حرکتهایی از این دست هم کم نداشته ایم ! بهتر نیست به جای این که ناراحت بشیم که چرا نیمی از دوستان فیسبوکی با مردم فرانسه ابراز همدردی کردند ، خوش حال باشیم که مردم در ابراز همدردی با فاجعه دیده کوشا بوده اند ! از اون گذشته هر خبر بنا به ماهیت خودش یک موجی ایجاد میکند! خبر اسید پاشی در ایران ، هرجند هولناک است ، اما نباید با خبر فاجعه پاریس مقایسه شود و بعد هم ایراد بگیریم که چرا دیگر ملتها رنگ پرچم ما را به پروفایلشان اضافه نکردند!! مقایسه و نتیجه گیری شرایطی دارد که اینجا از حوصله ما خارج است! اما نکنید از این گونه مقایسه ها و نتیجه گیری های جعلی!!

  3. میشه بگین کامنت من را چرا حذف کردین؟! این نهایت نامردی که اگه از منطق کم بیاریم ، کامنت طرف را حذف کنیم! این هم در واقع یک جور ترور است! دقیقا ترور دیدگاه ! حذف دیدگاهی که به نظرمون میاد جوابی براش نداریم ، پس حذف میکنیم! اگه واقعا روشنفکران ما اینطور باشند ، وای برما! شما به هر حال مطبوعاتی هستید ! قاعدتا باید از مدافعان آزادی بیان باشید ، کامنت من نه کلمه زشتی داشت ، نه انشای مشکلی ! چرا حذف شده؟ چون دیدگاه شما را در کمال هدب و احترام و باذکر دلیل و منطق زیر سوال بردم ، باید کامنت را حذف کنید؟! امیدوارم آنرا به سر جایش برگردانید، و ما را از خودتان نا امید نکید!

  4. جناب آرش مرعشی، با درود..

    چرا همیشه تصور شما دوستان این است که نظرتان پاک و یا سانسور گشته است! چه زیباتر بود اگر علت دیرکرد را می پرسیدید! به هر روی هر دو دیدگاه شما عیناً در زیر نوشتار درج گشته و نویسنده محترم نیز خود پاسخگوی شما خواهند بود و جهت اطلاع شما گرامی و دوستان دیگر عرض شود که، سیستمی را که مدیر فنی سایت طراحی نموده، پنج نفر از گردانندگان اصلی تارنما باید اجازه ثبت دیدگاه را بدهند و گاهاً پیش می آید که بنده و دوستان همکار خبرنامه دسترسی به رایانه را نداشته و زمانی می برد تا دیدگاه ها بالا بی آید ولی بدانید هرگز حذف نمی شود مگر اینکه از الفاظ ناپسند در آن استفاده شده باشد که سعی می نمائیم، کلمات بهتری را در گیومه جایگزین نمائیم.

    با مهر و ادب

    فرزاد س. نادری

Comments are closed.