همسر نازنین زاغری، زندانی دوتابعیتی که از روز دوشنبه ۲۴ تیرماه از بند زنان زندان اوین به بخش اعصاب و روان بیمارستان امام خمینی منتقل شده است گفت خانواده و وکیل نازنین زاغری از زمانی که به این بخش منتقل شده تاکنون که چهار روز ‌می‌گذرد اجازه هیچ تماس تلفنی یا ملاقاتی با او را نداشته‌اند و به شدت نگران وضعیت او هستند.

ریچارد راتکلیف با بیان اینکه ماموران سپاه پاسداران که از اتاق نازنین مراقبت می‌کنند نه تنها اجازه ملاقات خانواده و وکیل نازنین را با او نداده‌اند بلکه این ماموران روز ۲۵ تیرماه مادر او را نیز تهدید کرده‌اند که  در صورت ماندن در اتاق انتظار، او را بازداشت خواهند کرد.

نازنین زاغری، زندانی دو تابعیتی ایرانی– بریتانیایی که در اعتراض به ادامه زندان بدون توجه به موضوع  قانون آزادی مشروط ، از تاریخ ۲۵ خرداد تا هشتم تیرماه برای ۱۵ روز دست به اعتصاب غذا زده بود، در تاریخ دوشنبه ۲۴ تیرماه به بخش اعصاب و روان بیمارستان امام خمینی منتقل شد.

ریچارد راتکلیف پنج روز پس از انتقال همسرش به بخش اعصاب و روان بیمارستان امام خمینی و نامشخص بودن روند معالجه، وضعیت او را «عمیقا نگران‌کننده» خواند و گفت در هفته دوم اعتصاب غذای نازنین، بازجویان سپاه پاسداران در طی «سه بار ملاقات» به او فشار آورده‌اند که «سندی علیه دولت بریتانیا» امضا کند و گرنه در دادگاه پرونده دومش با «مجازات طولانی‌تری» مواجه خواهد شد.

ریچارد راتکلیف درباره دلیل انتقال همسرش به بخش اعصاب و روان بیمارستان امام خمینی گفت: «رییس بهداری زندان هفته گذشته چهارشنبه ۱۰ جولای به نازنین گفته بود او هفته بعد به بیمارستان منتقل خواهد شد. چیزی که در نهایت دوشنبه ۲۵ جولای اتفاق افتاد. بیشتر از دو ماه پیش روانپزشک‌ خودش گفته بود نازنین به دلیل شرایط روحیش فورا باید به بیمارستان منتقل شود . با این حال در آن زمان بهداری زندان اوین گزارش روانپزشک او را به کمیته بهداشتی ارسال نکرد، کمیته‌ای که باید نهایتا تشخیص و دستور ارسال نازنین را به بیمارستان می‌داد. حالا  من نمی‌دانم چرا ناگهان هفته گذشته رویه تغییر کرد. فقط ‌می‌دانم نازنین با اتمام اعتصاب غذایش روشن کرده بود که دیگر نمی‌تواند بیشتر از این ادامه دهد و پس از آن نیز بیانیه سازمان ملل در اعتراض به نادیده گرفته شدن رسیدگی به وضعیت سلامتی او بود که از سوی گزارشگر ویژه شکنجه و گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران امضا شده بود.»

همسر نازنین با تاکید بر اینکه مسوولان زندان اجازه بستری شدن او را در بیمارستان خصوصی نداده‌اند، به کمپین گفت: «به او گفته شد که فقط به بیمارستان امام خمینی منتقل خواهد شود و همین اتفاق هم افتاد. اما چیزی که باعث تعجب ما شد این است این بار ماموران سپاه پاسداران با او به بیمارستان رفته‌اند در حالی که همیشه ماموران زندان، او را و بقیه زندانیان را به بیمارستان منتقل می‌کنند.»

آقای راتکلیف همچنین با اظهار اینکه تاکنون هیچ اجازه تماس تلفنی یا ملاقات خانواده و وکیل با نازنین در بیمارستان داده نشده، گفت: «هیچ ارتباط تلفنی یا ملاقات با او صورت نگرفته است. روز سه‌شنبه پدرش سعی کرد که او را در بیمارستان ملاقات کند اما موفق به ملاقات با او نشد. ماموران سپاه به او گفتند که نازنین در بخش روانپزشکی بیمارستان است اما به پدرش نگفتند که چه درمانی بر روی او انجام می‌شود  دارد  و تا چه زمانی باید در آن بخش باشد، همین‌طور اجازه تماس تلفنی هم به او نداده‌اند. او تا پایان روز آنجا به امید دیدار دخترش منتظر بوده و بعد به ناچار به خانه بازگشته است. در روز چهارشنبه مادرش به بیمارستان رفت اما فقط توانست یک ساعت آنجا بماند. ماموران سپاه او را تهدید کردند که اگر بخش انتظار را ترک نکند برای بازداشت او به پلیس خبر خواهند داد. روز پنجشنبه هم وکیلش برای ملاقات او تلاش کرد اما به او هم اجازه داده نشد.»

ریچارد راتکلیف گفت حتی سفیر بریتانیا هم موفق به گرفتن هیچ خبری نشده است: « ما حتی از سفیر بریتانیا خواستیم تا او را در زندان ملاقات کند. اما وزارت امور خارجه ایران در مقابل درخواست سفیر به او گفتند که آنها نمی توانند کمکی در این مورد بکنند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران ؛ همسر نازنین زاغری با اظهار نگرانی شدید از وضعیت همسرش و مشخص نبودن نوع بیماری و معالجه او به گفت: «از نظر من او در حال حاضر ممنوع الملاقات شده. اینکه بارها درخواست ملاقات رد شده و در بخش روانپزشکی تحت مداوای نامشخص قرار گرفته عمیقا نگران‌کننده است، به خصوص در شرایطی که در هفته دوم اعتصاب غذایش بازجویان سپاه سه بار با او ملاقات کردند و به او فشار آوردند که سندی علیه دولت بریتانبا امضا کند و اعتراف تازه‌ای بکند و موافقت کند که پس از آزادی برای ایران جاسوسی کند و در غیر این صورت در دادگاه دوم به مجازات طولانی‌تری محکوم خواهد شد. نازنین در حال حاضر در وضعیتی قرار داده شده که می‌توانند او را از طریق گوناگون مورد فشار قرار دهند.»

مقاله قبلیتحریم یک شرکت نفتی چین به علت دور زدن تحریم‌‌های جمهوری اسلامی
مقاله بعدیمحمد رسول‌اف: «برای فیلم‌ها، مصاحبه‌ها و حتی بازتاب فیلم‌هایم به یک سال زندان محکوم شدم»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.