یک گزارش تحقیقاتی روشن می‌سازد که شبه‌نظامیان شبه وابسته به رژیم جمهوری اسلامی مانند حزب‌الله، دکترینی را دنبال می‌کنند که بر مبنای آن، ماندگاری خود را حتی در صورت از میان رفتن نظام رژیم جمهوری اسلامی، تثبیت کنند.

بر مبنای پژوهش انستیتو تحول جهانی تونی بلر، شمار شبه‌نظامیان وابسته به سپاه پاسداران بعد از برجام به عدد بی‌سابقه‌ای رسیده که این نیروها را به بزرگترین تهدید برای ثبات خاورمیانه تبدیل کرده ‌است.

«بزرگترین تهدید برای خاورمیانه»

بلر نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی را «بخشی مستقیم از شبکه رژیم جمهوری اسلامی برای بی‌ثبات‌سازی می‌داند که به دنبال تضعیف دولت‌ها و جلوگیری از اعمال حاکمیت واقعی کشورها است.»

او افزود: این کمپین در راستای تقویت ایدئولوژی رژیم آخوندها در ایران است که متأسفانه به شکلی آشکار افزایش یافته و در طول سال‌های بعد از برجام، کاهش نیافت.

به نظر پژوهشگران، کاهش تحریم‌ها بر مبنای برجام، عامل اساسی در متوقف‌کردن این شبه‌نظامیان ایدئولوژیک نیست و «این گروه‌ها صرفاً برای عنییت بخشیدن به دیدگاه خامنه‌ای، صرف‌نظر از دسترسی به حمایت مالی، خواهند جنگید و مقابله با آنها نیاز به تلاش‌های بی وقفه برای مبارزه با شورش دارد.»

کاهش تحریم‌ها در سال 2015، اقدامات شبه‌نظامیان مورد حمایت رژیم جمهوری اسلامی را تعدیل یا منتفی نکرد. در واقع، شمار شبه‌نظامیان در سال‌های پس از برجام، به اوج خود رسید که سراسر خاورمیانه را عرصه فعالیت ساخته و برنامه‌های تروریستی و ترورها را در اروپا عملی کردند.

این گزارش تصریح کرده که گروه‌های شبه‌نظامی در واقع دکترینی را دنبال می‌کنند که «از دوران حیات رژیم جمهوری اسلامی نیز فراتر رفته»، بدین معنا که در صورت فروپاشی رژیم آخوندها، سپاه می‌تواند به تقویت دکترین شبه‌نظامیان حتی در صورت بروز سرپیچی آنها، ادامه دهد.

در این گزارش خاطر نشان شده که تحریم‌ها علیه زنجیره تأمین عناصرشبه نظامی، قادر است به مقابله با این گروه‌ها کمک کند.

اقدامات برهم‌زننده ثبات

به‌نظر بلر به کارگرفتن دیپلماسی برای محدود کردن برنامه هسته‌ای رژیم جمهوری اسلامی، امری ضروری است اما هر توافقی باید «مهار شامل فعالیت‌های بی‌ثبات کننده شده و به روشی انجام شود که نیاز به پشتیبانی در سراسر منطقه داشته و به متحدان اطمینان دهد که غرب در نبرد آنها علیه همه منابع و مراکز افراط گرایی، در کنارشان ایستاده‌است.»

این انستیتو ابزاری برای ردیابی آنلاین راه اندازی کرده که نشان می‌دهد سپاه چگونه ایدئولوژی خود را در سراسر جهان گسترش داده و امنیت بین‌المللی را از طریق شبکه‌ای از شبه‌نظامیان و سازمان‌های «قدرت نرم» تضعیف می‌کند. به گزارش این مؤسسه، سپاه از سال 1979 تاکنون 194 اقدام را در 51 کشور و پنج قاره اجرا کرده ‌است.

این گزارش نشان داد که گروه‌های مختلف شبه‌نظامی مورد حمایت ایران وجود دارند، از جمله شبه‌نظامیان مردمی مستقل، اما بیشتر آنها گروه‌هایی هستند که توسط سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی بنا شده و حزب‌الله برای آنها حکم «شاخص طلایی» را دارد.

شبه‌نظامیان تأسیس‌شده توسط سپاه پاسداران، نقشی اساسی در عملیات نظامی رژیم جمهوری اسلامی در سوریه، عراق و افغانستان دارند. سپاه پاسداران این گروه‌های نیابتی را مسلح ساخته و آموزش داده و تأمین مالی می‌کند. سپاه همچنین از طریق سازمان‌های رژیم جمهوری اسلامی خارج از کشور برای دمیدن روح افراطی‌گری درمیان اعضای آنها سرمایه‌گذاری می‌کند.

این گروه‌ها از ایدئولوژی افراطی رژیم جمهوری اسلامی پیروی کرده و بر این باورند که خامنه‌ای «از قدرت مطلق بر مسلمانان شیعه به عنوان نماینده خدا بر روی زمین» برخوردار است و لذا در راه «هدف ایدئولوژیک خامنه‌ای یعنی برپایی یک کشور شیعه فراگیر و نابودی اسرائیل» مبارزه می‌کنند.

پژوهشگران، اجرای اقدامات ضد شورش و تروریسم فراگیرتر علیه سپاه و شبه‌نظامیان اصلی آن را توصیه کرده و نوشتند: «چه بسا اکنون نیاز به تلاش‌های «فکری» گسترده ضد شورش برای مقابله با شبکه «قدرت نرم» جمهوری اسلامی باشد که نظام رژیم جمهوری اسلامی ایجاد کرده تا بتوان تهدیدهای افراط‌گرایی شیعه در منطقه را از میان برد، به این معنا که علاوه بر مبارزه با قدرت سخت سپاه، می‌بایست سیاست‌هایی را برای تحریم و منهدم سازی اقدامات زیربنایی رژیم جمهوری اسلامی برای حمایت از گروه‌هایی چون «قدرت نرم» ایجاد شده توسط سپاه، در پیش گرفت.

العربیه گزارش داد؛ این سیاست شامل نظارت و تحریم سازمان‌هایی چون جامعه المصطفی و کمیته امداد می‌گردد که نقش اساسی در عضوگیری پیکارجویان خارجی و القای دیدگاه‌های افراطی در آنها و تأمین پوشش برای عملیات برون مرزی خود ایفا می‌کند.

مقاله قبلینامزدهای اولیه اسکار ۲۰۲۱ در ۹ بخش شناخته شدند
مقاله بعدیروزنامه بریتانیایی: اسرائیل فخری‌زاده را با سلاح یک تُنی ترور کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.