به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان و به نقل از منابع خبری بین‌المللی، دولت ترامپ در اقدامی بی‌سابقه که تشدید فشارها علیه جمهوری اسلامی و ونزوئلا محسوب می‌شود، با ارائه لیستی شامل ۳۰ نفتکش متعلق به «ناوگان سایه» این دو کشور، رسماً اعلام کرد این کشتی‌ها به محض خروج از بنادر ونزوئلا توقیف خواهند شد.

این اقدام تهاجمی که توسط خبرگزاری‌های معتبری چون رویترز و بلومبرگ پوشش داده شده، به عنوان بخشی از کارزار «فشار حداکثری» واشنگتن برای قطع کردن کامل شاهرگ حیاتی اقتصاد جمهوری اسلامی و ونزوئلا، یعنی صادرات نفت، ارزیابی می‌شود.

«ناوگان سایه» به کشتی‌هایی اطلاق می‌شود که با روش‌های فریبکارانه مانند خاموش کردن فرستنده‌های خودکار (AIS)، تغییر پرچم مکرر و انتقال نفت در دریا (کشتی به کشتی) تلاش می‌کنند تحریم‌های بین‌المللی را دور بزنند. دولت آمریکا با شناسایی و انتشار اسامی این ۳۰ نفتکش، عملاً اعلام کرده است که دوران بازی موش و گربه به پایان رسیده و هرگونه تلاش برای جابجایی نفت توسط این کشتی‌ها با واکنش مستقیم و توقیف روبرو خواهد شد.

این اولتیماتوم، سطح تنش در آب‌های بین‌المللی، به ویژه در دریای کارائیب را به شدت افزایش داده و احتمال یک تقابل مستقیم و خطرناک را بیش از هر زمان دیگری محتمل می‌سازد. این اقدام نه تنها یک تهدید اقتصادی، بلکه یک چالش نظامی آشکار برای جمهوری اسلامی و ونزوئلاست که بقای اقتصادی خود را در گرو فروش پنهانی نفت می‌بینند.

مناقشه بر سر صادرات نفت جمهوری اسلامی به ریشه‌های تاریخی برمی‌گردد. پس از خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته‌ای (برجام) در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ تحریم‌های نفتی شدیدی را علیه جمهوری اسلامی اعمال کرد. همزمان، بحران سیاسی و اقتصادی در ونزوئلا نیز با تحریم‌های آمریکا تشدید شد.

از سال ۲۰۱۹، همکاری نفتی بین جمهوری اسلامی و ونزوئلا به شکل قابل توجهی افزایش یافت. جمهوری اسلامی نه تنها نفت خام به ونزوئلا صادر می‌کرد، بلکه فرآورده‌های نفتی، قطعات یدکی و حتی متخصصان فنی برای بازسازی پالایشگاه‌های فرسوده ونزوئلا اعزام می‌نمود.

طی سال‌های اخیر، ناوگان سایه به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای این دو کشور برای دور زدن تحریم‌ها تبدیل شده است. تخمین زده می‌شود این ناوگان توانسته روزانه صدها هزار بشکه نفت را با وجود نظارت شدید بین‌المللی جابجا کند.

اقدام جدید آمریکا می‌تواند نقطه عطفی در این مناقشه طولانی باشد و تبعات گسترده‌ای برای امنیت انرژی جهانی و ثبات منطقه‌ای به دنبال داشته باشد.

مقاله قبلیقربانی سیستم: سرنوشت تراژیک فرمانده سایبری که میان سیا و وزارت اطلاعات له شد؛ بخش نخست
مقاله بعدیقبل از آن‌که حکم گلوله شلیک شود؛ فریاد ایران برای نجات بچه‌های اکباتان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.