هزینه ای که حکومت و دولت آخوندی را، همزمان با ملت، پاک باخته نمود!

0
71

از حدود یازده سال پیش، که فعالیت های اتمی جمهوری بی کیاست اسلامی، در خفا آغاز شده بود؛ و این امر پنهان نگاه داشته شده، توسط گروه مجاهدین خلق، نزد قدرت های بزرگ جهان لو رفت؛ بر ملت ایران و سایر ملل گیتی و حکومت های ایشان آشکار گردید، که سران بی خرد و ندانم به کار این رژیم جنایت پیشه، بدون کسب پروانه از آژانس بین المللی انرژی اتمی، در حال غنی کردن اورانیوم به مقیاسی مغایر با مصوبه های آژانس می باشد. هنگامی که این امر رسانه ای شد؛ و مسؤلان جمهوری پلید اسلامی مورد مؤآخذه بسیاری از دولت های دنیا واقع شدند؛ ادعای آخوندها این بود، که آنها در صدد تولید انرژی اتمی صلح آمیز، جهت کاربردهائی که مترتب با مصالح ملت ایران هست می باشد. از جمله این موارد، تأمین انرژی مورد نیاز برای تولید بیشتر الکتریسیته و امور پزشکی و برخی فعالیت های صنعتی در کشور هستند!

از آشکار شدن این عملیات مدت زیادی نگذشته بود، که باز هم از سوی گروه مزبور به آژانس خبر رسید؛ که خوش خیال نباشید، چون جمهوری اسلامی با هدف یکهّ تازی خود درون منطقه، و بالا بردن سطح توان علمی و صنعتی و اتمی خودش در این بخش از کره زمین، و صد البته در کنار این دو، در حال دستیابی به سلاح اتمی نیز هست. زیرا رژیم ملاها، برای قدرت نمائی بیشتر در منطقه خاور میانه و بخصوص در حوزه خلیج پارس، در زمینه های نظامی، به داشتن این امکانات هسته ای نیاز فراوان دارد؛ و هم اکنون نیز مشغول فنّ آوری پیشرفته اتمی، جهت دستیابی به سلاح های هسته ای است!

با انتشار یافتن این جریان در جوامع عمومی و بین المللی در جهان، پنج قدرت بزرگ دنیا به علاوه جمهوری آلمان فدرال، تصمیم گرفتند که برای پیشگیری نمودن از رسیدن چنین بلای ناگهانی در منطقه، جلوی پیشرفت جمهوری اسلامی در این باره را بگیرند. به همین منظور، با تصمیماتی که در این رابطه گرفته شد، ابتدا تحریم های اقتصادی، سپس تحریم های سیاسی را علیه رژیم آخوندی، را با صدور قطعنامه های به تصویب اعضای شورای امنیت سازمان ملل رسیده را، برای متوقف نمودن آخوندها در این ارتباط صادر کردند. بعد از مطرح شدن این موضوع در جلسات شورای امنیت سازمان ملل متحد، و به عمل رساندن آن، سران حکومت اسلامی به آن هیچ بهائی ندادند و اهداف خودشان را پیگیری نمودند!

هنگامی که دولت های مخالف با این فعالیت های آخوندها در ایران، بی تفاوتی های آنان را ملاحظه کردند؛ مصمم شدند که با اقدامات عملی تری در این باره، با جمهوری اسلامی برخورد تندتری داشته باشند. با همه تلاش هائی که در این مورد به انجام رسید؛ نتوانستند آنها را به توقف کردن با اینگونه فعالیت ها متقاعد کنند. بر همین اساس، حجم و اهمیت تحریمها را افزایش دادند؛ و به همین دلیل مبالغ هنگفتی که از فروش نفت ایران نصیب آخوندها می گردید؛ را تا دست کشیدن ایشان از ادامه فعالیت های هسته ای مصادره نمودند و به آنان نپرداختند!

آخوندها که می دیدند، سمبه مخالفان شان در ابلاغ کردن تحریمهای سنگین تر به حکومت ایشان پر زور تر شده است؛ به وجه ظاهری در مورد پرداختن به اموری که آنان را در مذاکرات مستمر هسته ای به یک توافق جامع در این رابطه برساند را پذیرفتند؛ بر همین اساس، در اواسط فروردین ماه سال جاری خورشیدی، بیانیه ای مبنی بر به تفاهم رسیدن طرفین مذاکره کننده، در باب تصمیات مربوط رسیدن به توافق جامع را منتشر کردند!

در نتیجه مذاکره کنندگان، آخرین تاریخ رسیدن به یک توافق جامع را، که به سبب اهمیت آن، یک تاریخ ضرب الاجل معرفی نمودند؛ سی ام ژوئن امسال برابر با نهم تیرماه خورشیدی مقرر کردند. با آنکه هیچیک از مفاد مورد مذاکره میان ایشان هرگز فاش نمی شوند؛ اما در چند نشست پشت سر هم در هفته های آخر سال گذشته، اینطور اعلام شد؛ که مخالفان هسته ای شدن حکومت ملاها، تاریخ مورد نظر را، ضرب الاجل عملی شدن خنثی کردن اورانیوم های غنی شده با درصد بالا دانسته اند. به همین خاطر آخوندها برای نشان دادن صلح آمیز بودن فعالیت های اتمی خودشان، ناگزیرند تا فرصت داده شده به ایشان، از حجم موجودی اورانیوم غنی شده خودشان بکاهند!

آخوندها برای ماندن بر سر قدرتی که اکنون دارند؛ ناچارند که پیشنهاد خنثی نمودن اورانیوم های بیش از حد متعارف غنی شده خودشان را، بدون چون و چرا از ۱+۵ بپذیرند؛ برای آنها چنین شکست مالی هنگفتی مهم نیست؛ اما آیا برای ملت ایران که چنین هزینه سرسام آوری، از دارائی های ملی ایشان مصرف شده اند نیز نباید مهم باشد؟!

.میلیونها دلار(میلیاردها تومان) از درآمدهای صادرات نفت و دیگر اقلام صادراتی کشور، به جای تأمین آسایش برای مردم سرزمین اسلام زده ما، همچنین پیشرفت های بیشتر و مهم تر برای میهن باستانی ما، در اثر تصمیمات ابلهانه دست اندرکاران حکومت فناتیک آخوندهای نالایق، می سوزد و از بین خواهد رفت. آیا ما باید همچنان به آخوندهای اشغالگر نگوئیم که سرنگون تان می کنیم؟ نباید جلوی خودمحوری های رهبر قدرت پرست رژیم اهریمنی این حکومت متجاوز را بگیریم؟!

اگر آری، چگونه است که همچنان در برابر همه این زیان های جانی و مالی که نصیب شما ملت رنجدیده می گردد؛ مهر سکوت بر لب نهاده اید و اجازه می دهید؛ که با شما و خانواده تان، و نسل های بعد از شما و فرزندانتان، چنین بکنند؟ ” مرگ یک بار و شیون هم یک بار” آن کاری را که لاجرم در آینده نه چندان دور باید که به انجام برسانید؛ همین امروز عملی نمائید تا که بیش از این به دست این بی خردان پاکباخته های معنوی و مادی نگردید!

محترم مومنی

مطلب قبلیتجمع کارگران دو واحد تولیدی در مهاباد؛ در اعتراض به تعویق ۱۱ ماه حقوق
مطلب بعدیجامعه دفاع از حقوق بشر در ایران: ساکت کردن روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر باعث تضعیف حقوق بشر در ایران است
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.