هدف از حمله شیمیایی اسد و برخی حامیانش چه بود؟ علاوه بر پایگاه هوایی الشعیرات، چند مکان دیگر در سوریه هدف قرار گرفت

0
90

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز (ssf)

همان گونه که پیش از این گفته بودم، با روی کار آمدن پرزیدنت ترامپ لحظاتی جهنمی برای دشمنان آمریکا –به خصوص در خاورمیانه آغاز شده و آنان باید روی ناگوارترین سناریوها برای خودشان حساب باز کنند. البته فشار و درد بر برخی از آنان چنان زیاد شده که بعضی از آن ها حتی جرأت بیان این را که مورد اصابت قرار گرفته اند، نداشته اند!

مقامات روسی بدرستی گفتند که تنها ۲۳ موشک به پایگاه هوایی الشعیرات سوریه و مابقی ۳۶ موشک از مجموع ۵۹ موشکی که ارتش آمریکا مدعی بود، شلیک کرده به پایگاه اصابت نکرده  است. پنتاگون نیز گفته تمامی موشک ها دقیق به هدف خوردند. آنان نیز درست گفتند؛ چون پایگاه الشعیرات تنها جایی در سوریه نبود که مورد اصابت قرار گرفت، مواضع نظامی حزب الله لبنان در شهرک المعره قلمون،  پایگاه های حزب الله لبنان و سایر شبه نظامیان مورد حمایت رژیم ایران در اطراف دمشق و درعا هدف قرار گرفت و منابع میدانی از انفجارهای مهیب در آنجا خبر دادند. تمام اهداف دقیق مورد هدف قرار گرفتند و نابود شدند.

چرا پنتاگون اصابت به سایر مراکز را اعلام نکرد. این روشی است که از زمان روی کار آمدن تیم حرفه ای رئیس جمهور جدید آمریکا در منطقه اعمال شده است و آنان بسیاری از تصمیمات و کارهایی را که بر علیه تروریست ها و حامیان شان انجام می دهند، اعلام نمی کنند. همچنان که اقداماتی را که پیش از این در مناطق شمال و شرق سوریه و بخش هایی از عراق که صورت دادند، و همین طور طرح هایی را که بر آینده دارند، رسانه ای نکردند و دشمنان شان را غافلگیر نمودند. اما چرا حزب الله لبنان و رژیم ایران چیزی از مورد هدف قرار گرفتن شان نمی گویند؟ یعنی بگویند که توسط آمریکا مورد هدف قرار گرفتند و با وجود آن همه “گنده گوزی” متأسفانه هیچ کاری از دست شان برنمی آید؟

برخلاف ادعای کسانی که می گفتند اسد از این حمله شیمیایی چه سودی می برد و چرا چنین کار احمقانه ای را مرتکب شد، باید بگویم آنان هدفی مشخص و بسیار رندانه را دنبال می کردند: “ایجاد درگیری نظامی بین آمریکا و روسیه”. برای درک علت آن باید به تحولات مهم میدانی سوریه پس از روی کار آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا توجه کرد. رژیم ایران که با دفاع تمام وجود از اسد امید آن داشت تا مذاکرات بتواند دولتی فراگیر در سوریه باز زیر نفوذ خودش روی کار آورد، با تغییر استراتژی دیگر بازیگران، حالا خود را “یک بازنده تمام عیار” یافته است که آمریکا علاوه بر مناطق کردنشین تمامی مناطق شمالی و شرقی سوریه را به کمک ائتلاف کرد- اقلیت آن مناطق در دست می گیرد و بدنیال آزادی قریب الوقوع رقه و دیرالزور است و حتی چندین پایگاه نظامی جدید را شروع به ساخت در سوریه کرده یا دارد توسعه می دهد (که پایگاه هوایی رقه به یکی از بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه بدل می شود) و حتی اخباری از طرح های آمریکا برای ساخت و ساز و توسعه غیرنظامی در برخی مناطق –به خصوص رقه- را در دستور کار قرار داده است. روسیه مناطق ساحلی و شمالی سوریه را در اختیار دارد و ترکیه و مبارزان مورد حمایت اش بخشی از سوریه را تصرف کرده و حتی نیروهای محلی را برای اداره امور آموزش داده و به کار گمارده است و بخشی از مناطق جنوبی نیز در اختیار رزمندگان مورد حمایت کشورهای عربی است و بخشی دیگر نیز در اختیار داعش و القاعده است و تنها کمتر از یک ششم سوریه در اختیار اسد و حزب الله لبنان و شبه نظامیان مورد حمایت شان است که تازه برای آن نیز باید به جنگی بی پایان با تروریست های سراسر دنیا ادامه دهند. به همین سبب سعی کرده بازی را به هم بزند و اصطلاحاً زیر میز بازی بزند که به شدت به ضررش تغییر وضعیت داده است.

البته این حمله آمریکا با درایت مقامات هر دو کشور روسیه و آمریکا ختم به خیر شد و نقشه حامیان اسد را ناکام گذاشت، “اما خطر نه تنها رفع نشده بلکه افزایش یافته است”. به عبارتی، حمله شیمیایی بعدی یا هر حمله کشتار جمعی بعدی اسد و حامیانش می تواند خطر درگیری روسیه و آمریکا را بسیار افزایش دهد. بنابراین “باید مقامات آمریکا و روسیه بسیار هوشیار باشند و از افتادن به تله کسانی که درصدند آنان را به درگیری نظامی بکشانند، نیفتند”. راه حل آن نیز بسیار ساده است: مثل توافقی که مقامات روسیه و اسرائیل در پشت پرده با هم صورت دادند، و اسرائیل به مواضع حزب الله لبنان و شبه نظامیان مورد حمایت رژیم ایران حمله می کند و روسیه واکنشی نشان نمی دهد، آمریکا و روسیه طی یک توافق، هر یک به مواضع تروریست های طرف مقابل حمله کند و “قبلاً هم با هم هماهنگ کنند” و از هر گونه درگیری با یکدیگر اجتناب کنند. یعنی آمریکا علاوه بر داعش به مواضع شبه نظامیان مورد حمایت رژیم ایران حمله کند و روسیه علاوه بر داعش به مواضع جبهه النصره حمله کند و قبلاً هم با هم هماهنگ کنند. این باعث می شد در عین این که کسی دیگر از سلاح شیمیایی استفاده نکند، تروریست ها در سوریه نیز مرتب تضعیف شوند. رفتار حزب الله لبنان و رژیم ایران نیز همچون مواردی خواهد بود که نسبت به حملات اسرائیل صورت می دهند و حزب الله لبنان اوایل که می گفت پاسخ مقتضی را در آینده برای خود محفوظ می دارد و مدتی است که اصلاً رویش نمی شود بگوید به وی حمله شده است (محور به اصطلاح مقاومت شده عملاً کیسه بوکس اسرائیل و مقاومت اش تنها برای مقابله با اراده ملل منطقه و ایجاد جنگ داخلی در کشورهای منطقه بوده است). رژیم ایران نیز در خلیج فارس با قایق های تندروی سپاه چند مانور کودکانه جلوی ناوهای آمریکایی انجام می دهند تا ملاها دلشان خوش باشد که با وجود دریافت ضربه از آمریکا، اقتدار نظام همچنان حفظ شده است. بنابراین، هر کس هم به فراخور درک و درایت اش به هدف اش می رسد؛ دیگر از این بهتر!

مطلب قبلیآن روی سکه انتخابات!!
مطلب بعدیمطهری: صدا وسیما بدون قانون اداره می‌شود
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.