هتل پر ستاره اوین، میزبان میهمان جدیدی شد!

0
120

پس از حضور یکی از جوان ترین میلیاردرهای ایران(بابک زنجانی) در هتل مجلل اوین(البته برای این از ما بهتران، نه برای بقیه زندانیان بی پول و بدون پارتی) ، دو روز است که مهدی هاشمی نوردیده شیخ علی اکبر هاشمی رفسنجانی هم، برای گذراندن محکومیت خودش وارد این هتل خاطره انگیز شده است!

کوشیدم که به این موضوع بهای چندانی ندهم؛ اما هر چه اندیشیدم، کمتر به نتیجه ای که برای آن سعی می نمودم رسیدم. زیرا فکر این امر، که چرا پس از اینهمه مدتی که از دادگاه متعدد وی می گذرد؛ اکنون باید مانند موش دم او را بگیرند و به تله اوین بیندازند؟ پاسخ کاملا مفهوم است، چون که تکلیف مسأله ی این گونه از سوژه های پر جاذبه و پیگیری شونده را، خیلی زود روشن نمی کنند؛ که تا سر و ته قضیه را هم بیاورند و به آن خاتمه بدهند. بلکه، عاملان این سوژه های ناب را، در آب نمک پر ملات سیاست می خوابانند؛ تا که در یک فرصت حساس تر، که باید موضوعات اصلی قضایای پیش آمده روز را، چون نمی خواهند زیاد بر سر زبانها باشند؛ به عمد تحت الشعاع یک مورد فرعی دیگر قرار بدهند؛ تا از اهمیت آنها کاسته بشود. آن وقت است که سوژه قدیمی تر را، از آب نمک خارج می کنند؛ تا دوباره آن را بر سر زبانها بیندازند؛ که تا بهره سیاسی خودشان را از آن به دست بیاورند!

مهدی هاشمی روز یکشنبه ۱۸ مرداد ۹۴ خورشیدی، در حالی که مادر و برادر و خواهر و وکلای وی نیز همراه او بودند؛ به محوطه زندان اوین وارد گردید؛ تا محکومیت ده ساله خودش را سپری بکند. کار جالبی که او پیش از معرفی خودش به مسؤلان زندان انجام داده است، این بود که جلوی درب ورودی زندان اوین، در برابر خبرنگارانی که در حال تهیه گزارش از این رویداد بودند؛ بیانیه ای را خواند. مهدی هاشمی در این بیانیه خواسته بود، که تمام جلسات دادگاه وی، به طور کامل و بدون هر گونه حاشیه ای، از رادیو و تلویزیون دولتی برای عموم مردم پخش شود!

او در بیانیه اش، حکم محاکم قضائی را عادلانه ندانسته، و ” اغراض ” سیاسی را، عامل اصلی صدور آن عنوان کرده است. مهدی هاشمی دلیل درخواست خودش، مبنی بر پخش شدن بدون کم و کاست دادگاه های مربوطه از صدا و سیمای حکومتی را، جلو گیری نمودن از سوء استفاده های افراد افراطی و مغرض بیان کرده است. که تا بیش از این، به یکی از ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی ضربه نخورد(مراد وی پدرش اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است؛ که در سال های اخیر، به خاطر اتهامات مطرح شده از سوی برخی از محافظه کاران علیه فرزندان او، فشارهای سیاسی زیادی بر وی وارد آمده است.)!

مهدی هاشمی طی ۲۸ جلسه محاکمه غیر علنی، به اتهام رشوه گیری، دزدی و مسائل امنیتی، ابتدا به ۱۵ سال زندان و پرداخت نمودن جزای نقدی محکوم گردید. اما در دادگاه تجدید نظر، در مورد مسائل امنیتی تبرئه شد، و برای دو مورد رشو ه و دزدی به ده سال زندان محکوم گردید !

با توجه به این که، نخستین دادگاه وی در ماه اردیبهشت سال ۹۲ برگزار گردید؛ بیش از دو سال است که در آب نمک سیاست بازی های آخوندها خوابانده شده بود. تا که در یکی از فرصت های حساس و مهم، وی را از آن آب نمک خارج کنند؛ و با دوباره مطرح کردن او، بار تمرکز ذهنی مردم بر روی مسائل قابل مطرح روز را سبک تر گردانند!

موضوع توافق جامع میان آخوندها و شش قدرت بزرگ جهان، در تمام نهادهای دولتی درون رژیم، مورد ابراز موافقت ها و مخالفت های بسیاری از مسؤلان و عوامل این نهادها قرار گرفته است. دلواپسان اصولگرا، و خوش خیالان اصلاح طلب و عدالت جوی دولت یازدهم، بر سر این موضوع در حال رسیدن حساب همدیگر به شیوه های گوناگون هستند. فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی نیز، جهت اظهار وجود و ابراز مسؤلیت خویش در ارتباط با برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، با صدور بیانیه های ضد و نقیض در این باره، در حال برتری جوئی نسبت به همدیگر می باشند. محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، حسن فیروزآبادی مهم ترین مسؤل نظامی در رژیم آخوندی، دیدگاه های متفاوتی را در باره ” توافق جامع هسته ای ” بیان نموده اند. نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم، که از جناح های مختلفی کرسی های مجلس را اشغال نموده اند؛ دیدگاه های جناحی خودشان را به میان می آورند. درون نهادهای متعدد جمهوری اسلامی، اکنون جز ایجاد مشکلات جدید برای رهبر جمهوری اسلامی، که باید پاسخگوی همگی آنان باشد؛ کار دیگری صورت نمی پذیرد. بنابراین، بسیار لازم به نظر می رسید؛ که موضوع مهدی هاشمی را دوباره بر سر زبانها بیندازند!

ویژه آن که، پدرش هم اخیرا خودش را برای عضویت در مجلس خبرگان رهبری(احتمالا جهت تصدی کرسی ریاست بر آنجا) کاندید کرده است. بدیهی است که اصولگرایان تندروی رژیم، تحت هیچ شرایطی، اجازه تحقق یافتن این امر را ندهند. از اینرو، اکنون به خاطر تضعیف نمودن موضوعات ” توافق جامع ” و نیز ” اعلام آمادگی رفسنجانی، برای شرکت در مجلس خبرگان رهبری ” ، سوژه ناب ارتشاء و اختلاس مهدی هاشمی فرزند او، بهترین موردی خواهد بود؛ که آن دو موضوع را، تحت الشعاع این قرار بدهند؛ و ذهن مخالفان و موافقان امضای توافق جامع هسته ای، میان جمهوری اسلامی و ۱+۵ ، بخصوص با آمریکا را، تا زمانی که کنگره آمریکا و مجلس آخوندی به آن رسیدگی بکنند؛ از پرداختن به این مسأله حیاتی(برای هر دو حکومت اوباما و خامنه ای ) را منفعل سازند !

محترم مومنی

مطلب قبلیهمکاری دوباره دی‌کاپریو و اسکورسیزی
مطلب بعدینگار جواهریان داور آسیاپاسفیک شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.