روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که اسرائیل سه ماه پیش مرد شماره دو گروه القاعده را به نیابت از آمریکا در تهران ترور کرده است.

بنا به این گزارش عبدالله احمد عبدالله که معروف به ابو محمد المصری بود روز هفت اوت (۱۷ مرداد) همزمان با بیست و دومین سالگرد حمله به سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا در یکی از خیابان های تهران به ضرب گلوله کشته شده است. آمریکا او را یکی از عوامل اصلی این حملات در سال ۱۹۹۸ می دانست.

چند مقام اطلاعاتی به نیویورک تایمز گفته اند که ابو محمد المصری به همراه دخترش مریم، همسر حمزه بن لادن کشته شد. آمریکا سال گذشته مرگ حمزه بن لادن، فرزند و جانشین اسامه بن لادن، رهبر و بنیانگذار گروه القاعده را تائید کرده بود.

طبق گزارش نیویورک تایمز دو موتورسوار که عوامل اسرائیل بودند ابو محمد المصری و دخترش را در یکی از خیابان های تهران به ضرب گلوله ترور کردند. چهار منبع اطلاعاتی گفته اند که اسرائیل این عملیات را به نیابت از آمریکا انجام داد.

استانداری تهران روز شنبه هشت اوت (۱۸ مرداد) اعلام کرده بود که شب قبل پدر و دختری لبنانی به دست موتورسواری ناشناس در منطقه پاسداران تهران به قتل رسیده اند. در گزارش روابط عمومی استانداری تهران آمده بود: «شیوه قتل این افراد به این صورت بوده که از سمت راننده چهار تیر شلیک شده و شلیک پنجم هم به یک ماشین دیگر که در حال عبور بوده اصابت کرده است.»

در گزارش رسانه های جمهوری اسلامی مرد مقتول «حبیب داوود»، استاد تاریخ و ۵۸ ساله معرفی شده بود که شامگاه ۱۷ مرداد در حوالی گلستان یکم در خیابان پاسداران در حالی که همراه با دختر ۲۷ ساله اش سوار بر یک خودروی «ال ۹۰» سفیدرنگ بوده به قتل رسیده است.

ابو محمد المصری یکی از بنیانگذاران گروه القاعده بود و از او به عنوان جانشین احتمالی ایمن الظواهری، رهبر کنونی القاعده یاد می شد. پلیس فدرال آمریکا برای دریافت اطلاعاتی در مورد او ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود. ابو محمد المصری یکی از متهمان اصلی حمله به سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا در سال ۱۹۹۸ بود. در آن حملات ۲۲۴ نفر کشته و صدها نفر مجروح شدند.

یورونیوز نوشت؛ مقامات اطلاعاتی آمریکا به نیویورک تایمز گفته اند که جمهوری اسلامی ابو محمد المصری را سال ۲۰۰۳ «بازداشت» کرده بود اما او دستکم از سال ۲۰۱۵ تاکنون به طور آزادانه در محله پاسداران تهران زندگی می کرد.

مقاله قبلیتحریم‌های تازه‌ای و ادامه کارزار فشار حداکثری علیه رژیم جمهوری اسلامی
مقاله بعدیایران ‌چک ۱۰۰ هزار تومانی و اسکناس ۱۰ هزار تومانی بدون چهار صفر
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.