روزنامه نیویورک تایمز اظهار داشت ژنرال سلیمانی گمان می‌کرد که هیچ‌کس نمی‌تواند به او آسیب برساند تا این‌که هواپیماهای آمریکا به دستور ترامپ او را هدف قرار دادند، درحالی‌ که سلیمانی فکر می‌کرد همیشه می‌تواند از مجازات فرار کند.

این روزنامه افزود، این تصمیم ترامپ برای کشتن سلیمانی، تصمیمی بود که از سوی روسای جمهور پیشین از بیم این‌که این منجر به جنگ شود، رد شده بود.

این روزنامه نوشت، در یکی از شب‌های ژانویه 2007، کماندوهای نیروی ویژه آمریکا دشمنی را هدف تعقیب قرار دادند که کاروانی را از ایران به شمال عراق فرماندهی می‌کرد. وی همان قاسم سلیمانی، رئیس ارشد امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بود.

اما آمریکایی‌ها در آخرین لحظه، این عملیات را متوقف کردند و سلیمانی در تاریکی شب از صحنه فرار کرد.

اما پهبادآمریکایی ام-کیو9 ریپر در بامداد جمعه 3 ژانویه 2020، موشک‌هایی را به سوی کاروان خودرو حامل سلیمانی در حال خروج از فرودگاه بین‌المللی بغداد، شلیک کرد.

تا این لحظه روشن نیست که چرا ترامپ این زمان را برای از میان برداشتن بلندپایه‌ترین فرمانده نظامی جمهوری اسلامی انتخاب کرد؛ در حالی که دو رئیس جمهوری پیش از او، از بیم این‌که کشتن سلیمانی «منجر به وقوع جنگ گسترده‌تری با جمهوری اسلامی بشود»، از این کار صرف‌نظر کردند.

این روزنامه می‌افزاید: «کارشناسان امنیت ملی و حتی مقامات پنتاگون در مورد خطرناک بودن سلیمانی و این‌که هیچ تحول تازه‌ای در رفتار جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر مشاهده نشده، توافق دارند».

جنرال سلیمانی متهم به تشویق شبه‌نظامیان شیعه به حمله به آمریکایی‌ها در بازه زمانی بیش از یک دهه می‌باشد. مقامات آمریکایی بیش از یک دهه است که وی را در امر فعالیت با سازمان‌هایی در کشورهای دیگر مانند حزب‌الله در لبنان و همچنین حوثی‌ها در یمن برای حمله به متحدان و منافع آمریکا، مقصر قلمداد می‌کنند.

این روزنامه می‌افزاید: «ردیابی موقعیت سلیمانی برای برهه‌ای طولانی، اولویت اصلی سرویس‌های جاسوسی، ارتش آمریکا و اسرائیل به ویژه در زمان حضور در عراق بود».

این مسئولان تاکید داشتند که سلیمانی، معمولا بدون هیچ واهمه‌ای از مجازات سفر می‌کند، گویی که احساس می‌کرد موجودی دست نیافتنی و روئین تن است. کار به حدی رسیده که یک فرمانده ارشد سابق آمریکایی، هواپیمای نظامی خود را در کنار هواپیمای جنرال سلیمانی در فرودگاه اربیل در شمال عراق متوقف کرد.

به گفته فرماندهان و مقامات کنونی و پیشین آمریكا، حمله بامداد جمعه بطور خاص مبتنی بر انبوهی از اطلاعات خبرچین‌ها، عملیات جاسوسی الکترونیکی، هواپیماهای شناسایی و سایر ابزارهای مراقبتی بوده است.

این روزنامه خاطرنشان كرد: «به گفته مقامات بلندپایه آمریكا، مأموریت بسیار طبقه‌بندی شده و محرمانه برای یافتن و هدف قرار دادن سلیمانی پس از کشته شدن پیمانكار آمریكایی، در جمعه گذشته آغاز گردید.

فرصتی مناسب برای کشتن سلیمانی

فرماندهی عملیات ویژه ارتش آمریکا روزهای گذشته را صرف یافتن فرصتی مناسب برای کشتن سلیمانی کرد.

بهترین گزینه که نهایتا تصویب شد، برمبنای ورود سلیمانی به فرودگاه بین‌المللی بغداد قرار داشت. یک مقام آمریکایی گفته بود در صورت ملاقات مقامات عراقی با سلیمانی، این حمله لغو خواهد شد.

اما این مقام مسئول تاکید کرد که این یک «هدف خالی از اشکال» است و لذا اجرای حمله مورد تأیید قرار گرفت.

به گزارش العربیه به نقل از روزنامه نیویورک تایمز؛ تصمیم ترامپ برای کشتن سلیمانی توسط جورج بوش و باراک اوباما روسای جمهوری پیش از وی، رد شده بود، از بیم این‌که این حمله منجر به بروزجنگ شود، اما ترامپ آن را عملی کرد.

مقاله قبلیترامپ تا کنون سه « آس » مهم خویش را رو کرده است! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
مقاله بعدی۱۲ تن از ۱۹ عضو کابینه جدید فنلاند زن هستند. چرا؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.