یک منبع مطلع گفت ده روز پس از بازداشت اصغر فیروزی در مشهد، اتهامات و محل نگهداری این فعال کارگری و فرهنگی هفتاد ساله معلوم نیست و سابقه بیماری‌های جسمی مانند سکته قلبی و فراموشی، خانواده و دوستان او را نگران کرده است.

اصغر فیروزی روز دوازدهم آذر به طور ناگهانی بدون احضاریه کتبی یا تماس تلفنی در انبار کتاب‌هاش در اطراف مشهد و در حضور همکارانش، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. یکی از نزدیکان آقای فیروزی گفت دلیل بازداشت یا اتهامات و محل بازداشت او مشخص نیست و طی ده روز گذشته با وکیل یا خانواده ارتباطی نداشته است: «چند مامور که مشخص نیست از کدام ارگان یا سازمان بودند، روز دوازدهم آذر آقای فیروزی را در سوله کتاب‌هایش در اطراف مشهد دستگیر کردند و معلوم نیست کجا فرستادند، همکاران و اعضای موسسه فرهنگی هم آنجا بودند. ماموران حکم بازداشت داشتند اما نگفتند از کدام سازمان هستند و اتهام ایشان چیست و قرار است کجا در بازداشت باشد.»

اصغر فیروزی که در دهه شصت شمسی با اتهامات سیاسی مدتی بازداشت و زندانی شده است، پس از آزادی، در زمینه نشر و توزیع کتاب و موضوعات فرهنگی مثل برگزاری شب شعر و تئاتر و فعال بوده و در فضای فرهنگی مشهد شناخته شده است. آقای فیروزی در زمینه حمایت از کارگران و کودکان نیز فعالیت داشته و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر است. منبع نزدیک به اصغر فیروزی به کمپین گفت او سابقه بازداشت و احضار در سال‌های اخیر نداشته و مشخص نیست کدام یک از فعالیت‌هایش موجب بازداشت شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر دز ایران؛ به گفته این منبع اصغر فیروزی سابقه سکته قلبی دارد و اخیرا به فراموشی خفیفی مبتلا شده و بازداشت و بی‌خبری در چنین وضعیتی و پاسخگو نبودن مقامات امنیتی-قضایی، خانواده و دوستان او را نگران کرده است: «پسرش به هر جا مراجعه کرده گفتند ما خبر نداریم. در این مدت ملاقات و تماس تلفنی نداشته، قبلا یک بار سکته قلبی کرده و اخیرا هم مشکلات حافظه و فراموشی پیدا کرده، همین باعث شده خانواده و دوستانش نگران سلامتی و جانش باشند.»

مقاله قبلیضبط وسایل شخصی و ممنو‌ع‌ کردن سپیده مرادی و الهام احمدی از ملاقات اعضای خانواده
مقاله بعدیهشت درویش زندانی پس از ۱۰۵ روز سلول انفرادی به بند عمومی منتقل شدند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.