نگاهی به وضعیت امروز زنان در ایران

1
84

در دو قرن اخیر، جهان، به واسطه تغییر و تحوّلات اساسی در رویکردهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ،کاملا متحول شده است ،خصوصا در برخورد با مسئله زنان این تغییرات بوضوح قابل لمس می باشد ، اما متاسفانه کشورایران، هم به دلیل میراث سنّتی و هم به لحاظ واقعیت های فرهنگی موجود در تفاوت گذاری بین زنان و مردان و هم به دلیل وجود قوانین مبتنی بر مرد سالاری و زن ستیزی و هم با استناد بر دین اسلام که مملو از آموزه های زن ستیزیست ،نتوانسته گام به گام با این تغییرات هماهنگ شود و به این دلیل امروزه وضعیت زنان ایران بسیار اسفبار و به مثابه یک بیماری پیشرفته است. خالی از لطف نیست یادآور شدن اینکه ایران هنوز به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان که تقریبا همه دول جهان (به جز ایران، سومالی، سودان، سودان جنوبی و تونگا) به عضویت آن در آمده اند،نپیوسته است.
بر اساس گزارش فروم اقتصاد جهان، درسال ۲۰۱۴ ، در زمینه تبعیض جنسیتی در جهان ، ایران از میان ۱۴۲ کشور، در رده ۱۳۷، یعنی ششمین رتبه از آخر و تنها بالاتر ازکشورهایی چون مالی،سوریه، چاد، پاکستان و یمن قرار گرفته است. حتی عربستان سعودی که به داشتن قوانین ضد زن مشهور است، دراین فهرست در مرتبه ۱۳۰ قرار گرفته است.
رتبه بندی گزارش سالانه تبعیض جنسیتی در جهان، بر اساس چهار شاخص تعیین می شود: نسبت مشارکت اقتصادی مرد و زن، نسبت دستیابی زنان و مردان به آموزش، نسبت بهداشت و طول عمر زنان به مردان، و نسبت توانمندی سیاسی زنان در برابر مردان. به هر شاخص ارقامی بین یک تا صفر تعلق می گیرد. رقم یک نشان دهنده برابری کامل، و صفر نماینده نابرابری کامل است . در سال ۲۰۱۴ کشور ایران در حالی به رتبه ۱۳۷ نزول کرده که در سال ۲۰۱۳، در رده ۱۳۰ قرار داشت، ایران به ترتیب در سال های ۲۰۱۲، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۰ در رده های ۱۲۷، ۱۲۵ و ۱۲۳ بوده است. در سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ جایگاه ایران در این فهرست در رده های ۱۰۸، ۱۱۸ ، ۱۱۶ و ۱۲۸ بوده است. شاخص تبعیض جنسیتی در جهان، نشان می دهد که زنان ایران هرسال، نسبت به سال پیش، با تبعیض بیشتری روبرو شده اند به طوری که در هفت سال گذشته این کشور از مرتبه ۱۰۸ به ۱۳۷ در میان ۱۴۲ کشور نزول کرده است.
در دنیای امروز حضور فعال زنان در سطح جامعه به عنوان یکی از نشانه‌های توسعه یافتگی کشور‌ها شناخته می‌شود،متاسفانه نرخ مشارکت اقتصادی زنان در اقتصاد ایران، بسیار پایین است، زنان هنوز از موقعیت‌های شغلی و مزایای برابر با مردان برخوردار نیستند،علی رغم افزایش تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی زن در جامعه، نرخ مشارکت زنان امروز از دهه سی هم پائین‌تر است.

در سال‌هاى اخیر، با پیدایش شرایط تازه اجتماعى و تغییرات سریع و وسیع در ایران، براى زنان این امکان فراهم شده تامتقاضی شرایط بهتری‌در جامعه باشند. در این راه گام‌هاى تازه‌اى در زمینه تلاش برای تغییرات در قانون وتقاضای قانون‌گذارى جدید و متناسب با تغییرات ، برداشته شده تا به ایجاد برابرى در حقوق زنان و کسب امکانات بیشتر براى آنان، یارى رساند.علی رغم روند کند و عدم توفیق های فراوان،خود این مسئله که تعداد کثیری از زنان جامعه ،به این آگاهی و باور برای شناخت حقوق خود رسیده و همزمان با ان نیاز به تغییر را حس کرده و برای ایجاد تغییرات تلاش می کنند،بسیار ارزشمند و قابل تعمق است.
در طی تمامی سالهای پس از وقوع شورش سال پنجاه و هفت تا به امروز ،همواره، مقامات جمهوری اسلامی کوشیده اند که نشان دهند تبعیضی علیه زنان در ایران وجود ندارد اما وضعیت موجود حاکی از این است که زنان همواره در معرض تبعیض بوده و هستند.علی رغم پیشرفتهایی که در زمینه آموزش زنان ، در طول سالهای گذشته بنا به دلایل مختلف صورت گرفته و میزان باسوادی زنان بالا رفته است و در زمینه آموزش عالی گرچه زنان حضور چشمگیری در بسیاری از رشته ها از جمله فنی و مهندسی داشته اند ولی در سالهای اخیر با محدودیت های بسیاری روبرو بوده اند، دولت تلاش خود رابرای به حاشیه راندن زنان دوچندان کرده و با اجرایی کردن سیاست های بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی، زنان در برخی رشته ها حق انتخاب ندارند یا اگر هم داشته باشند محدود است.در سال ۱۳۹۱ در سی و شش دانشگاه کشور، دختران را در هفتاد و هفت رشته تحصیلی نپذیرفتند. سهمیه بندی جنسیتی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد باعث محروم شدن دختران دانشجو در مقطع روزانه به علت اختصاص دادن سهمیه بعضی دانشگاه ها به پسران شد.در جدیدترین اقدام طی سالهای۱۳۹۱-۱۳۹۲ رشته مطالعات زنان از دانشگاه های معتبر کشور حذف شده ، همچنین راه اندازی دانشگاه های تک جنسیتی در استانها، از جمله اقدامات دولت دهم برای اعمال تبعیض جنسیتی بوده است.
نرخ دسترسی زنان به فرصت های اقتصادی و اشتغال معمولا بیان کننده وضعیت اجتماعی زنان در کشورهای مختلف است. وقتی جایگاه زنان در زمینه اشتغال در ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد، اگر چه سطح سواد مخصوصا در سطح دانشگاهی در بین زنان به طور قابل ملاحظه ای بالاست ولی نرخ مشارکت اقتصادی تنها ۱۳% می باشد که حتی از استانداردهای خاورمیانه هم پایین تر است.
طبق آمار موجود تنها کمتر از ۱۰% زنان، عضو هیات علمی مراکز دانشگاهی هستند. رتبه ایران در دسترسی زنان به فرصتهای اقتصادی در بین ۱۳۶ کشور ۱۳۰ می باشد. متاسفانه زنان باتوجه به تبعیضات دیرینه و سیاست هایی که جمهوری اسلامی اخیرا با پررنگتر کردن نقش مادری و همسری زنان اتخاذ کرده ، آنان را از بدست آوردن موقعیت های شغلی مخصوصا شغلهای درآمدزا محروم کرده است. در سالهای اخیرزنان در ایران کمترین میزان درآمد را در کشورهای منطقه داشته اند . عدم مشارکت سیاسی زنان در تصمیم گیری و اثرگذاری، یکی دیگر از چالشهای مهم زنان در ایران می باشد. تنها ۳% از کرسی های مجلس در ایران به زنان اختصاص دارد. این در حالی است که در برنامه توسعه برای سال ۲۰۱۵ به بعد درصد حضور زنان در مجلس میزان حداقلی ۲۰% در نظر گرفته شده است.
دبیرکل سازمان ملل فقدان زنان در کابینه ریاست جمهوری و عدم انتصاب زنان به سمتهای وزارتی و مدیریت در سطوح کلان را به عنوان یکی از جنبه های منفی و خلاء های اقدامات جمهوری اسلامی ایران در رابطه با ارتقاء جایگاه سیاسی زنان برشمرده است. جایگاه ایران در این زمینه از لحاظ شکاف جنسیتی رتبه ۱۲۹ دربین ۱۳۶ کشور جهان میباشد.
به طور کلی سیاست جمهوری اسلامی طی سالیان متمادی به حاشیه راندن زنان از مسایل سیاسی و اجتماعی بوده و به حقوق زنان از جنبه های اسلامی نگاه کرده و تمایلی به اعاده حقوق زنان از دید گاه جهانی نداشته است.
یکی از مصایق بارز تبعیض جنسیتی ، طرح پوشش اجباری و حجاب اجباری و سخت گیری‌های پوششی در مورد زنان که از همان سال‌های اولیه آغاز انقلاب شروع شده است.از دیگر مصادیق ،اجرای قوانین تبعیض آمیز در حوزه‌های مدنی نظیر ارائه ی لایحه ی حمایت از خانواده (مردان برای ازدواج مجدد نیازی به اجازه و آگاهی همسر قبلی خود ندارند و تنها لازم است به دادگاه توانایی مالی خود برای داشتن زن جدید را اثبات کنند.) یا قوانین طلاق که به هیچ وجه ،براساس برابری زن و مرد تنظیم نشده است و طلاق از سوی زنان را بدون رضایت شوهر تقریباً غیرممکن است.همچنین گرفتن اراده زن برای تصمیم گیری در مورد خروج از کشور و اعطای این حق به همسر که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست و در همین اواخر شاهد مواردی تاسف برانگیز بودیم،به عنوان مثال خط خوردن نام ملی پوش فوتسال ، نیلوفر اردلان به دلیل مخالفت همسرش ( همسر در قوانین ایران دارای این حق می باشد ).
متاسفانه وضعیت عمومی زنان در ایران اسفبار و روز به روز بدتر می شود، توسعه فقر و نبود راهکارهای حمایتی زنان را به سمت فقر مضاعف و در نهایت رو اوردن به فحشا به عنوان کسب درامد ،مجبور می کند.شوربختانه باندهای مافیایی که تحت حمایت قدرت حاکمه هستند به طور سیستماتیک و تحت لوای شریعت و به نام صیغه ،در بسیاری از شهرهای ایران ، اقدام به ایجاد مجموعه های فروش خدمات سکس با نام خانه عفاف نموده اند.همچنین در سالهای اخیر با رشد و افزایش چشمگیر تعداد زنان معتاد به انواع مواد مخدر ،مواجه هستیم ،ونتیجتا رشد تعداد زنان بی سرپناه و کارتون خواب ،متکدیان زن همچنین مجرمین و بزه کاران زن.این فاجعه انسانی تلخی ایست که کل جامعه را به سمت سقوط خواهد کشاید.
چه باید کرد؟؟؟
زنان ایران نیازمند یک حرکت هدف دار جهت حذف کلیه عواملی که مانع فعّالیت های زنان هستند ؛می باشند،،برای حذف موانع موجود بر سر راه اشتغال زنان، می توان به رفع تبعیض میان زن و مرد در بازار کار، دسترسی یکسان داشتن زن و مرد به منابع مالی و آموزشی، برخورداری زنان از حقّ مالکیت قانونی، و تقسیم کار در منزل، اشاره نمود. هچنین تلاش مضاعف جهت افزایش قابلیت ها و توانایی های زنان ، به گونه ای که انها برای تامین حداقل نیازهایشان مجبور به تن دادن به برده گی در اشکال گوناگون نباشند.همچین تلاش برای از بین بردن موانع فرهنگی ای که ریشه در باورهای سنّتی ،مذهبی جامعه ایران دارند، تا گسترش مشارکت زنان در بازار کار را با مشکل روبه رو نسازند .تلاش برای نهادینه شدن اصل شایسته سالاری در پذیرش افراد، به جای نگاه جنسیتی، تا زنان بتوانند جایگاه متناسب خود را باز یابند.شاید ازنو باید آسیب شناسی در مورد زنان انجام گیرد ،وضعیت فعلی ،شفاف تر رصد شود و برای رسیدن به وضعیت مطلوب ،حرکت هدفدار آغاز گردد،اما همه اینها نیاز به یک آگاهی عمومی و خودباوری زنان سرزمین اهورایی ایران زمین دارد،به امید روزی که وضعیت زنان ایران مطابق با تعاریف و استانداردهای معتبر جهانی باشد.
پاینده باد ایران
سهیلا زرندی

یک دیدگاه

Comments are closed.