روز دوشنبه  سی‌و نهمین سالروز تولد «لئوناردو دی‌کاپریو»، بازیگر سرشناس سینمای آمریکا و بازیگر فیلم به یادماندنی «تایتانیک» است.

«لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو» روز 11 نوامبر 1974 در شهر هالیوود در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدرش «جورج دی‌کاپریو»، نویسنده کتاب‌های طنز بود و نام او توسط مادرش و به‌خاطر نام «لئوناردو داوینچی» بر او گذاشته شد.

مادر و پدر «دی کاپریو» هنگامی که وی تنها یک سال داشت از یکدیگر جدا شدند و او همراه مادرش در محله فقیرنشینی که به زاغه‌های هالیوود معروف بود، زندگی کرد و بزرگ شد.

«دی‌کاپریو» بازیگری را در پنج سالگی با بازی در مجموعه تلویزیونی «رامپر روم» آغاز کرد، اما به‌ علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمیم گرفت تا تحصیلات‌اش را به‌طور جدی آغاز کند.

در ابتدای دوران بازیگری مدیر برنامه‌هایش به او توصیه کرد که نام «لئوناردو» غیرانگلیسی و خارجی است و بهتر است نامش را به «لنی ویلیامز» تغییر دهد، اما دی‌کاپریو نپذیرفت و با بازی در فیلم «زندگی بچه» در سال 1993 وارد دنیای سینما شد و در نقش «توبی» در این فیلم خوش درخشید.

وی در همان سال با بازی درخشان در نقش یک معلول ذهنی در فیلم «گیلبرت گرپ چه می‌خورد؟» در کنار «جانی دپ» قرار گرفت که نامزدی جایزه اسکار را در سن 19 سالگی برای وی به‌همراه آورد.

«دی کاپریو» در سال 1996 در نقش “رومئو” در نسخه جدید فیلم «رومئو و ژولیت» بازی کرد که خرس نقره‌ای بهترین بازیگر جشنواره برلین را برای او به‌همراه آورد، اما اوج موفقیت و نقطه درخشان کارنامه سینمایی‌ او بازی در فیلم «تایتانیک» (1997) بود که او را تبدیل به فوق ‌ستاره‌ هالیوود کرد. «تایتانیک» به کارگردانی «جیمز کامرون» نامزد 11 جایزه اسکار بود که رکورد پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای جهان را تا سا‌ل‌ها در اختیار داشت.

پس از موفقیت چشمگیر فیلم «تایتانیک»، او در فیلم «شهرت» وودی آلن بازی کرد و در ادامه نقش‌آفرینی ضعیفی در فیلم «ساحل» داشت که نه از نگاه منتقدان و نه از نظر تماشگران راضی کننده بود و با شکست تجاری شدیدی نیز مواجه شد.

در سال 2002 «دی‌کاپریو» خود را از دنیای پر زرق و برق هالیوود و عکس‌های کلیشه‌ای مجلات دور کرد و تمرکزش را بر دو فیلم موفق «اگر می‌تونی منو بگیر» به کارگردانی «استیون اسپیلبرگ» و «دار و دسته نیویورکی» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» قرار داد که هر دو فیلم مورد توجه منتقدین قرار گرفتند.

این بازیگر 39 ساله پس از آن در فیلم موفق «هوانورد» مارتین اسکورسیزی که بر اساس زندگی واقعی «هاوارد هیوز»، تاجر معروف آمریکایی ساخته شده بود بازی کرد و برای دومین‌بار نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

 leonardodicapriomj75

«دی‌کاپرو» در سال 2005 در سومین همکاری خود با اسکورسیزی در فیلم برنده اسکار «مُردگان» در کنار بازیگران نام‌داری چون «جک نیکلسون»، «آلک بالدوین» و «مت دمون» تجربه کرد.

وی خارج از دنیای هالیوود، فعالیت‌های زیادی را برای حفظ منابع طبیعی انجام می‌دهد و هزینه بخشی از کمک‌های بیمارستان لس‌آنجلس که ویژه کودکان سرطانی است را برعهده دارد.

از دیگر نقش‌آفرینی‌های او می‌توان به فیلم‌های «جزیره شاتر» مارتین اسکورسیزی، «آغاز» کریستوفر نولان، «یک مشت دروغ» ریدلی اسکات، «الماس خونین» (سومین نامزدی جایزه اسکار) و «جاده انقلابی» سام مندز، «جانوگوی آزاد شده» تارانتینو و «گتسبی بزرگ» باز لورمن اشاره کرد.

به گزارش سینما خبر، «دی کاپریو» در جدیدترین فیلم خود «گرگ وال استریت» دوباره مقابل دوربین «مارتین اسکورسیزی» رفته که علاقه خاصی به استفاده از «دی‌کاپریو» در فیلمهایش دارد. دی کاپریو در این فیلم در نقش «جردن بلفورت» کارگزار بورس در وال استریت در کنار بازیگران سرشناسی چون «میتو مک‌کافی»، «جونا هیل»، «ژان دوژاردین»، «راب رینر» و «کایل شندلر» ایفای نقش می‌کند. این فیلم در آخرین روزهای سال جاری میلادی در سینماها اکران می‌شود.

مقاله قبلیاولين پوستر رسمي مستند «ديويد بكهام»
مقاله بعدیآنچه در 90 گذشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.