شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران از بازداشت صدها کودک زیر ۱۸ سال در جریان اعتراضات اخیر خبر داد. این شورا اعلام کرده است که دامنه این بازداشت‌ها به چندین استان کشور گسترش یافته و نگرانی‌های جدی درباره وضعیت حقوقی و شرایط نگهداری این افراد به وجود آمده است.

طبق گزارش‌های رسیده به اپک تایمز، در روز دوشنبه، ۱۵ دی، تعدادی از دانش‌آموزان از جمله سها داوودی‌فر، حسام محمدی و بنیامین موسوی به همراه ده‌ها دانش‌آموز دیگر بازداشت شده‌اند. شورای هماهنگی تأکید کرده است که بازداشت کودکان و نوجوانان، آن هم بدون اطلاع‌رسانی شفاف به خانواده‌ها، نقض آشکار حقوق بنیادین کودک محسوب می‌شود.

در استان کهگیلویه و بویراحمد، ابعاد سرکوب نگران‌کننده‌تر است. دست‌کم ۸۱ نوجوان در این استان بازداشت شده‌اند که ۷۰ نفر از آنان به کانون اصلاح و تربیت و زندان یاسوج منتقل شده‌اند. همچنین ۱۱ نوجوان دیگر در بازداشتگاه‌های امنیتی نگهداری می‌شوند و اطلاعات روشنی از وضعیت حقوقی آنان در دست نیست.

این نهاد فرهنگیان آموزش و پرورش همچنین افزود که در استان‌های تهران و البرز نیز شمار قابل توجهی از نوجوانان بازداشتی به کانون‌های اصلاح و تربیت منتقل شده‌اند. در استان خراسان رضوی، به‌ویژه در شهر سبزوار، تعدادی از دانش‌آموزان بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت مشهد منتقل شده‌اند.

شورای هماهنگی با استناد به «منابع موثق» اعلام کرد که در شهر هرسین نزدیک به ۱۰۰ نوجوان بازداشت شده‌اند، در حالی که تاکنون اطلاعات دقیقی درباره محل نگهداری آنان منتشر نشده است. در قم نیز دست‌کم ۲۰۰ شهروند نوجوان در جریان تجمعات اعتراضی بازداشت و به زندان‌ها منتقل شده‌اند؛ بازداشت‌هایی که بنا بر این گزارش، بدون اعلام اسامی و وضعیت حقوقی افراد صورت گرفته است.

این شورا با اشاره به گستردگی بازداشت‌ها تأکید کرده است که رویدادهای اخیر نشان می‌دهد اعتراضات مردمی نه تنها با برخوردهای فیزیکی پاسخ داده نشده، بلکه با هدف‌گیری مستقیم نسل نوجوان، آینده جامعه نیز در معرض تهدید قرار گرفته است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، به گفته این نهاد صنفی، مدرسه، خیابان و حتی بیمارستان در مواردی به عرصه سرکوب تبدیل شده و مرزهای انسانی و حقوقی به‌طور مکرر نقض می‌شوند.

در پی اعتراضات اخیر، جمهوری اسلامی با بازداشت صدها کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال، بار دیگر چهره‌ ویرانگر خود را در برابر جامعه جهانی نمایان کرده است. این بازداشت‌ها نه تنها نقض آشکار حقوق بنیادین کودک به شمار می‌رود، بلکه نشان‌دهنده یک سیاست سرکوب سیستماتیک است که هدف آن خاموش کردن صدای اعتراض نسل جوان است.

از استان‌های مختلف کشور، گزارش‌های نگران‌کننده‌ای از بازداشت‌های گسترده و شرایط نامناسب نگهداری این نوجوانان به گوش می‌رسد. در حالی که این نسل باید در محیطی امن و آزاد رشد کند، جمهوری اسلامی به جای حمایت از حقوق آن‌ها، به سرکوب و خشونت متوسل شده است.

این وضعیت نه تنها به تخریب آینده اجتماعی و فرهنگی کشور منجر می‌شود، بلکه اعتبار جمهوری اسلامی را در عرصه بین‌المللی به شدت زیر سوال می‌برد. با این رویکرد، آینده‌ای تاریک برای ایران متصور است، آینده‌ای که در آن حقایق انسانی و حقوق بشر به فراموشی سپرده شده‌اند.

تحلیلگران هشدار می‌دهند که ادامه این روند می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری بر جامعه ایران داشته باشد. در نهایت، این سرکوب‌ها نه تنها بر نسل حاضر، بلکه بر نسل‌های آینده نیز تأثیر خواهد گذاشت و ایران را در مسیر انزوا قرار خواهد داد.

مقاله قبلیهشدار دوباره ترامپ به جمهوری اسلامی: سرکوب معترضان پاسخ سختی در پی خواهد داشت
مقاله بعدیسخنی با جمهوری‌خواهان در روزگاری که طبق قرائن و شواهد، مردم ایران مشروطه پادشاهی را صدا می‌زنند! بقلم محمد جلالی چیمه (م. سحر)
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.