در حالی که دستگاههای دولتی و پولدارها و آقازاده ها و چهار در صدی ها در تخریب  طبیعت و چپاول منابع ملی با هم مسابقه گذاشته اند ، در حالی که مردم ایران از فقر و فلاکت و تبعیض و بی عدالتی  فاصله طبقاتی و ناهنجاری های اجتماعی  به ستوه آمده اند و می نالند برخی انتخابات را به مزایده گذاشته اند و با سردادن شعارهای پوپولیست و فریبکارانه می خواهند مردم را به انحراف بکشانند.

مردم آگاه و فهیم ایران این را به خوبی می دانند که هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری نماینده ارزشهای واقعی مردم ایران نیستند مردم اقشار پایین در تمام جوامع بشری معمولا به کسانی رأی می دهند که نماینده خواست و اراده آنها باشد. از درد و مشکلات آنها اطلاع داشته باشند از جنس خود آنها باشند نه اینکه آقای قالیباف و رییسی و ….که در قصر و خانه های طلایی زندگی می کنند.

آنها نمایندگان ما مردم نیستند. نمایندگان سرمایه داران مفت خورند. این را هم باید گفت بخشی از مردم تاکتیکی فکر می کنند بین بد و بدتر بهتر است بد را انتخاب کنند. با همین استدلال در انتخاب های قبلی هم شرکت کردند. ولی نتیجه ادامه همین فقر و بیکاری و بی تأمینی و امنیتی کردن هر اعتراضی بود. دیگر این اشتباه را نباید تکرار کرد.

ما کارگران، ما مردم نماینده ای نداریم. ما حاضر نیستیم که به ادامه فقر و تشدید آن ، ادامه بیکاری و تشدید آن، ادامه بی خانمانی و تشدید آن و ادامه این وضعیتی که هر روز زندگی مان تباه تر می شود رأی دهیم.

ما مردم نماینده ای نداریم. باید از دولتمردان و مسولان پرسید و پاسخ خواست در مقابل بحران منابع آب کشور، مسایل زیست محیطی، صندق های بازنشستگی، نظام بانکداری، معیشت و منزلت مردم ،آسیب های اجتماعی چه اقدام مؤثری انجام داده اند. دولت برای مقابله با فقر، فساد، تبعیض و استقرار عدالت چه گامهایی برداشته است چرا حقوق های کلانی را نصیب برخی افراد خاص کرده و دستمزد ما کارگران ۹۳۰ هزارتومان و چند بار زیر خط فقر. چرا سکوت در مقابل قاچاق ۲۵ میلیاردی ، تعطیلی و نیمه فعال شدن بیش از ۱۴۰ هزار واحد تولیدی و خالی شدن بسیاری از روستاها از سکنه و برای غارت و چپاول و جالب اینکه به جای پاسخگویی با فرافکنی و هوچی گری فرار به جلو می کنند. کسانی که امروز مدعی پرداخت یارانه ۲۵۰ هزار تومانی هستند به نظر می رسد که معنای اعداد و ارقام را نمی دانند و فراموش کرده اند که در این جامعه زمانی در پی گران شدن نرخ دلار و عبور ارز از مرز هزار تومان چه بر سر کارگران امد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ کسانی که امروز می گویند اِل می کنند و بلِ می کنند فقط می خواهند مردم را قریب دهند. خیر، ما کارگران در انتخابات شرکت نمی کنیم.

بهنام ابراهیم زاده

وبلاگ نویس و فعال کارگری و کودک

تهران اردیبهشت ۲۰۱۷

مقاله قبلیمحرومیت حمید بابایی از دسترسی به درمان مناسب در زندان رجایی شهر
مقاله بعدیقالیباف: کاندیدا نشدم که کناره گیری کنم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.