خانه اخبار نمونه‌ای از انگل قارچی در فسیل یک مورچه

نمونه‌ای از انگل قارچی در فسیل یک مورچه

0
387

پژوهشگران آمریکایی در بررسی جدید خود توانستند قدیمی‌ترین نمونه شناخته شده یک قارچ را کشف کنند که در فسیل یک مورچه قرار دارد.

پژوهشگران “دانشگاه ایالتی اورگن”(OSU)، قدیمی‌ترین نمونه شناخته شده قارچ را شناسایی کرده‌اند که به یک مورچه حمله می‌کند. فسیل مورچه، یک گونه جدید قارچ را نشان می‌دهد.

“جرج پوینار”(George Poinar)، از پژوهشگران این پروژه گفت: این نوعی قارچ است که از بدن “مورچه نجار”(Carpenter ant) رشد می‌کند.

این قارچ، ساختار تولید مثل بسیاری از قارچ‌ها را دارد؛ از جمله آن دسته از قارچ‌ها که می‌توانید در حیاط خود ببینید. پوینار و همکارانش، نام کشف خود را “Allocordyceps baltica” گذاشتند. آنها این نوع جدید از “قارچ‌ کیسه‌ای” (Ascomycota) را در فسیل مورچه‌ای یافتند که در یک کهربای ۵۰ میلیون ساله از منطقه بالتیک اروپا حفظ شده است.

به گزارش فیز، پوینار گفت: مورچه‌ها، میزبان بسیاری از انگل‌های فریب‌کار هستند که برخی از آنها رفتار حشرات را اصلاح می‌کنند تا از رشد و پراکنده شدن انگل‌ها سود ببرند. مورچه‌های نوع “Camponotini” که معمولا با نام مورچه‌های نجار شناخته می‌شوند، به طور ویژه در برابر پاتوژن‌های قارچی از نوع “Ophiocordyceps” حساس هستند.

وی افزود: مورچه‌ها با این کار، در موقعیت مطلوبی قرار می‌گیرند تا امکان انتشار هاگ‌های قارچ از اندام فنجان شکل موسوم به “آسکوماتا”(Ascomata‎) برای آنها فراهم شود و از سر و گردن مورچه‌ها بیرون بزند. مورچه‌های نجار معمولا لانه‌های خود را در درخت‌ها و کنده‌های در حال پوسیدگی می‌سازند.

پوینار گفت: این گونه جدید قارچ، ویژگی‌های خاصی دارد که با Ophiocordyceps مشترک هستند اما چندین مرحله رشد را نیز نشان می‌دهد که پیشتر گزارش نشده‌اند.

رسانه‌های علمی داخلی نوشتند؛ وی افزود: ما می‌توانیم یک آسکوماتای بزرگ فنجانی شکل نارنجی با ساختارهای موسوم به “پریتسیا”(Perithecia) را ببینیم که به هاگ‌ها امکان می‌دهند از راست‌روده مورچه بیرون بیایند. قسمت رویشی قارچ، از روده و پایه گردن خارج می‌شود. ما می‌بینیم که اجسام قارچی مستقل، چیزی شبیه به پریتسیا را حمل می‌کنند و به علاوه چیزی شبیه به کیسه‌هایی می‌بینیم که هاگ‌ها در آن رشد می‌کنند.

پوینار گفت: شکی نیست که Allocordyceps، نشان‌دهنده عفونت قارچی مورچه‌های نجار است. این نخستین نمونه فسیل گونه Hypocreales است که از بدن یک مورچه خارج می‌شود و به عنوان نخستین فسیل ثبت شده در مورد ابتلای انگلی مورچه‌ها می‌تواند مرجعی در پژوهش‌های آینده مربوط به ارتباط قارچ و مورچه باشد.

این پژوهش، در مجله “Fungal Biology” به چاپ رسید.

مقاله قبلیقانون گل زده در خانه حریف را یوفا لغو کرد
مقاله بعدینفتالی بنت: نباید با رژیمی که رئیسی را به ریاست‌جمهوری برگزیده معامله کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.