نمایندگی مجلس شلم‌شوربا، در ردیف مشاغل سخت و زیان‌آور! بقلم دکتر اسکندر دلدم

0
204

تا قبل از پیروزی اسلام در سال ۱۳۵۷ شمسی نمایندگی مجلس شغل محسوب نمی‌شد و کسانی که کاندیدای نمایندگی می‌شدند از بزرگان و یا بزرگ‌زادگان و از خانواده‌های برجسته شهرها و شهرستان‌ها و یا از سیاستمداران استخوان خردکرده و صاحب‌نام و شهرت بودند و مردم با اصرار آن‌ها را به مجلس می‌فرستادند تا در مرکز صدای آن‌ها را بگوش دولتی‌ها برسانند و در جهت رفاه شهر و شهرستان آن‌ها و آبادانی حوزه انتخابیه خود کوشا باشند.

23472295_1757988331173292_8164603891374969528_nدر آن زمان (از بدو سلطنت پهلوی تا پیروزی اسلام) به نمایندگان مجلس خانه و دفتر و دو اتومبیل آخرین‌مدل و یک میلیارد تومان تنخواه (پول‌توجیبی) و حقوق و مزایای نجومی و امتیاز روزنامه و زمین شهری در کنار دریاچه منطقه ۲۲ و جواز ساخت مجانی و وام بدون بازگشت و انواع و اقسام امکانات ریزودرشت داده نمی‌شد و حتی صبیه آن‌ها را به‌عنوان کارشناس نفتی در وزارت نفت استخدام نمی‌کردند!
نماینده برای چهار سال انتخاب می‌شد و دو نفر محافظ و راننده هم از طرف مجلس در اختیار نداشت و با اتومبیل خودش رفت‌وآمد می‌کرد و در خانه مسکونی آبا و اجدادیش زندگی می‌کرد و آخرین حقوق دریافتی نمایندگان مجلس هم که پس از پیروزی اسلام چهار هزار تومان در ماه بود توسط دادگاه انقلاب از آن‌ها پس گرفته شد!
درواقع حالا معلوم می‌شود رژیم گذشته در حق نمایندگان مجلس خودش هم ظلم می‌کرده است!
خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب شکوهمند حق این قشر زحمتکش به نحو احسن در نظر گرفته‌شده و علاوه بر حقوق و پاداش و تنخواه و دو دفتر کار و یک‌خانه در تهران و پرداخت اجاره خانه، حتی به افراد دارای خانه (!) و استخدام پسر و داماد آن‌ها و استخدام دخترشان در وزارت نفت و دادن امتیاز روزنامه و یارانه کاغذ و آگهی دولتی و هزار و یک نوع امکانات دیگر، به‌صورت تیمی و نوبتی به بازدید از کشورهای غربی و موزه لوور و پیگال پاریس و سوهوی لندن هم فرستاده می‌شوند تا با دریافت حق مأموریت دلاری از نزدیک با مظاهر فساد غرب آشنا شوند!
درواقع سختی کار و زیان‌آور بودن شغل نمایندگی ازاینجا به بعد شروع می‌شود که یک نمونه آن در عکس ضمیمه مشخص است؛
ببینید کربلایی مصطفی کبابخوریان (کواکبیان) معروف به پروفسور چطور به‌سختی در کنار یکی از علیا مخدرات غربی ایستاده و این‌طور که از ظواهر عکس و جمال نماینده سمنان مشهود است با بدبختی ادرار خود را نگاه داشته و شاش‌بند شده است!
جا دارد هیئت‌رئیسه این قبیل نمایندگان را قبل از فرستادن سراغ هیئت‌های خارجی به مستراح بفرستد تا موقع عکس یادگاری گرفتن این‌طور به‌زحمت نیفتند! (شاید هم شاش نداره و باد تو دلش پیچیده و از ترس تخریب روابط جمهوری اسلامی با غرب این‌طور خودش را سفت گرفته است!)
در خاتمه حمایت این نماینده مجلس از تولید ملی جای تقدیر و تشکر دارد، زیرا این‌طور که در عکس دیده می‌شود کربلایی مصطفی کبابخوریان (پروفسور) کت‌وشلوارش ر در حمایت از تولید ملی، از باب همایون و یا دست‌فروش‌های سید اسماعیل مولوی خریداری کرده است!