نقش « دژ ترامپ » در تعیین قدرتمداری آمریکا در جهان! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
101

آنچه که می تواند تا حدود زیادی، بیانگر هدف نهائی ایالات متحده آمریکا در سیاست گزاری های این کشور در دنیا را روشن کند. پایگاه های نظامی ایشان در بسیاری از ممالک جهان است. ایجاد هر یک از این پایگاه های نظامی در سرزمین های دیگر، به ویژه در کشورهای درون منطقه خاورمیانه، مستلزم پرداخت شدن هزینه های مالی فراوانی برای آنها است. اما از آنجائی که موجودیت این مراکز نظامی آمریکائی در دنیا، متضمن حفظ شدن منافع حتمی ایشان، در محفوظ نگاه داشتن جایگاه قدرت نخست دنیا بودن برای آنان می باشد. از اینرو، جهت حفظ کردن این منافع مهم برای خودشان در دنیا، مخصوصا در حوزه منطقه خاورمیانه، از اهمیت والائی برخوردار است!

اقدامات بین المللی ایشان، جهت ایجاد پایگاه های مشابه « دژ ترامپ » را، تا جایی برای دولت های مختلف این کشور لازم الاجرا کرده است؛ که یکی از اضلاع سه گانه مثلث قدرت در دولت کنونی این مملکت را بر آن داشته است؛ که رنج سفرهای متعدد به کشورهای مختلف این بخش از گیتی را، بر خود و همراهان اش تحمیل نماید. تا در این رهگذر، پایه های ساخته شدن تعداد دیگری از پایگاه های نظامی خودشان در نقاط دیگر در دنیا را، با جدیت بیشتر به اجرا بگذارند!

مثلث دونالد ترامپ، مایک پمپئو و جان بولتون، با روش های خاص خودشان، برای جهت دادن به شکل گرفتن ازدیاد پایگاه های نظامی آمریکا در جهان را، چنان در منظر ایشان دارای اهمیت جلوه می دهد؛ که گوئی این مورد، مهم ترین شرح وظایف رئیس جمهور این کشور، مشاور امنیت ملی او، و وزیر امور خارجه کابینه اش می باشد. البته اقدام در جهت به وجود آوردن چنین پایگاه هائی در دنیا، اختصاص به دولت جمهوریخواه کنونی ایالات متحده ندارد. چون در دولت های پیشین آمریکا نیز، این مورد از اهداف بزرگ آنان بوده است. به پندار نگارنده، به احتمال بسیار زیاد، یکی از دلایل فروپاشی حکومت پادشاهی پهلوی در ایران همین نکته بوده است. احتمالا دولت دموکرات آمریکا در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر، چنین تقاضائی را از پادشاه ایرانزمین روانشاد اعلاحضرت محمد رضا شاه پهلوی نیز داشته است. ولی آن پادشاه بزرگ و بشردوست، به خودش اجازه نداده بوده است؛ که با احداث چنین پایگاهی برای نظامیان آمریکائی در ایران، خطر جنگهای ویرانگر در دنیا هم به وجود بیاید. چون او به همین منظور با ایده ی آنها مخالفت کرده بود. سرنوشت حکومت اش به چنین جائی که شاهد بودیم و هستیم کشیده شد!

اگر خوب دقت بفرمائید؛ اضلاع این مثلث سیاسی آمریکائی، در سخنان شان به ویژه در بیانات اخیرشان در مورد حاکمیت استبدادی رژیم آخوندی در جمهوری اسلامی را چنان مطرح می سازند؛ که هیچ انتظاری از خودشان برای تغییر دادن رژیم جنایتکار ملاها در ایران ندارند. بلکه پیوسته تکرار هم می کنند؛ که سختگیری های آنها برای تغییر روش دادن این جمهوری به قول خودشان خطرناک و بدترین حامیان تروریست ها در جهان است!

مرتب ادعا می کنند، که پشتیبان مردم ایران، در کنش های اعتراضی آنان نسبت به حکومت جاهلانه اسلامی در کشورشان هستند. اما با بیان و تکرار ایده شان، که فقط برای به وجود آوردن تغییراتی در روش های حکومتی آخوندها نسبت به ایشان سختگیری می نمایند. عملا از سخن خودشان که حمایت کردن از مردم ایران در به پا خیزی شان علیه حاکمیت اسلامی است. کم ترین کنشی که گفته شان را توجیه نماید را به مرحله ی اجرا نگذاشته اند!

آنها می دانند، که بسیاری از ممالک گیتی، همچنان در این پندار اشتباه به سر می برند؛ که دنیای کنونی مخصوصا در حیطه ی مسایل سیاسی و نظامی، دارای دو قطب بزرگ و پر نفوذ و قدرتمند است. و این دو قطب یا « ابرقدرت » ، دو کشور آمریکا و روسیه هستند. اما آمریکائی ها، به هیچوجه از چنین تعبیر جهانی راضی نیستند؛ و همه تلاش خویش را به کار می برند؛ تا به هر وسیله ای که بتوانند؛ چنین شبهاتی را از اذهان عمومی گیتی بزدایند!

تحقق بخشیدن به این امر، نیازمند به نمایش گذاشتن برتری شان در همه زمینه ها نسبت به روسیه است. این نمی تواند شکل بگیرد؛ مگر آن که آنها بتوانند از چند سوی متفاوت بر روسها بتازند و ایشان را شکست بدهند. چنین امری هم نیازمند دسترسی های فوری آنها به امکاناتی است؛ که در مواقع اضطراری به آنها احتیاج دارند. آنها نمی توانند در کم ترین فرصت ممکن، کمبودهای نظامی خود برای تامین نیازهای شان را در اختیار داشته باشند. راه حل این مشکل را، داشتن پایگاه های نظامی متعدد در نزدیکی و اطراف کشور روسیه تخمین زده اند. قدیمی ترین پایگاه های نظامی آمریکا در جهان، در کشورهای افغانستان، پاکستان، ترکیه، ترکمنستان و قطر هستند. نیروی تروریستی و وحشی دولت اسلامی عراق و شام( داعش ) را به وجود آوردند. تا در سایه دروغ بزرگی مانند مبارزه با این گروه، خودشان را به منطقه خاورمیانه برسانند. تا از نزدیک بتوانند همه اوضاع را بررسی نمایند. تا به درستی دریابند؛ که در این باره باید به چه امکاناتی بی اندیشند؟!

پایگاه های نظامی آمریکا در قطر و لهستان به لحاظ وسعت، بزرگ ترین مراکز ذخیره سازی انواع تجهیزات نظامی برای ایشان در دنیا هستند. ولی آنها ترجیح می دهند؛ که پایگاه های کوچک تر اما به تعداد بیشتری داشته باشند. تا هنگام نیاز با تعداد زیادتری از این مراکز نظامی خویش در ارتباط باشند. تا در کوتاه ترین فرصت بتوانند؛ از تجهیزات ذخیره شده خودشان در آنها استفاده کنند!

با چنین ایده های قدرت نمایی، مایک پمپئو وزیر خارجه کابینه ترامپ، در چند روز اخیر بسیاری از کشورها را پیموده است. تا با مذاکره های پشت پرده با دولتمردان این ممالک، اذهان ایشان را جهت اجرایی نمودن آرمان بزرگ شان آماده سازند. ظاهرا در این ارتباط همگی شان، در باره تحقق یافتن آرمان بزرگ آمریکائی ها با آنها سر سازگاری و موافقت را دارند. زیرا از وجنات ظاهری مایک پمپئو هویداست؛ که در این سفرها توانسته است. فرشته ی پیروزی و توفیق را در آغوش بکشد. و از آن زیربنایی محکم و استوار، برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی کشور خود در ۲۰۲۰، برای این مثلث سیاسی قدرتمند، جایگاه رفیع برنده شدن را آماده نماید!

محترم مومنی

مطلب قبلیبیش از پنجاه هزار شهروند ایرانی هیچ هویتی ندارند!! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیسکوت مادر یک معترض دیماه سال گذشته شکست
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.