شهرداری همدان در پی ساخت دستشویی در دهانه پل معروف به پهلوان‌ها در خیابان تختی به کتیبه‌ای دست یافته که تاریخ و هویت این بخش از شهر همدان را روایت می‌کند. مسئولان شهری بدون جابه‌جا کردن کتیبه سعی کردند با طراحی ویترینی برای آن، کتیبه را همانجا نگهدارند اما در کمال کج سلیقگی، یکی از چشمه‌های سرویس بهداشتی در کنار این کتیبه ساخته شده است.

علی مالمیر مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان  در ابتدا از اقدام شهرداری همدان اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: این موضوع توسط کارشناسان این اداره کل در دست بررسی است. البته شهرداری برای انجام این کار هیچ مجوزی از میراث نداشته است و ما از این اقدام بی‌اطلاع هستیم. مدتی است که این موضوع را متوجه شده‌ایم و درحال بررسی آن هستیم.

صاحب محمدیان منصور معمار استادیار دانشگاه همدان درخصوص تاریخچه پل‌های قدیمی همدان گفت: از میان شهر و بافت تاریخی همدان دو رودخانه مهم عبور می‌کنند؛ رودخانه گنجنامه و آلوسگرد که از ارتفاعات الوند سرچشمه می‌گیرند. رودخانه آلوسگرد نامی اشکانی دارد و تاریخی طولانی بر آن گذشته است. حتا حدیثی از امام جعفر صادق درخصوص این رودخانه نقل می‌شود که گفته‌اند: «گوارا بودن آب این رودخانه مشابه چشمه‌های بهشتی است.»

او ادامه داد: در سال ۱۳۰۷ با آغاز طرح خیابان‌کشی جدید همدان، میدان اصلی همدان در مجاورت رودخانه الوسجرد قرار گرفت. خیابان‌های بوعلی و تختی از روی این رودخانه رد می‌شدند از این رو برای اجرای طرح مذکور، پل‌هایی روی رودخانه احداث شد. پلی که روی رودخانه تختی زدند اسم خاصی نداشت اما در مجاورت آن پل پهلوانان کمی پایین‌تر از خیابان تختی بود و توسط پهلوانی به نام قیس ساخته شده بود و پل پیاده راه بود.

رسانه‌های میراث فرهنگی نوشتند؛ محمدیان توضیح داد: این پل، قدیمی‌تر از پل خیابان تختی است و شاید ساخت آن را بتوان به دوره قاجار نسبت داد. البته در این محدوده بر اساس اسناد تاریخی حدود ۴ پل قرار داشت که هرکدام داستان‌های خاص خود را دارند و می‌توانند تبدیل به مسیری برای توسعه گردشگری شوند. به طور مثال، بر اساس آنچه در کتاب «نام جاهای همدان» آمده؛ پهلوان قیس، نامزدی به نام ویس داشته که روزی در محله هفت لانجین به دورن آب می‌افتد و قیس برای نجات او خود را به آب می‌اندازد اما در نهایت آب هردو را می‌برد و در محلی که بعدها به پل قیس معروف شد، غرق شدند. این پل کمی پایین‌تر از پل پهلوانان قرار دارد. هر دو در آن محل دفن می‌شوند. این منطقه داستان‌های زیادی دارد اما تاکنون مورد توجه قرار نگرفته.

محمدیان منصور افزود: کتیبه بدست آمده تاریخ دوره پهلوی اول را نشان می‌دهد. البته ممکن است سایر پل‌ها نیز کتیبه‌هایی داشته باشند که اکنون با پر شدن زیر و بخش‌هایی از آن‌ها، ناپیدا شده‌اند. اکنون ساخت این سرویس بهداشتی این کتیبه را نمایان ساخته و نمی‌دانیم سایر پل‌ها نیز کتیبه داشتند یا خیر و اینکه سرنوشت آن‌ها چه شده است. اکنون نیز حین ساخت سرویس بهداشتی این کتیبه پیدا شده است. البته شاید کتیبه مذکور که در بالای قوس پل قرار داشته، بعد از پیدا شدن به این مکان از سرویس بهداشتی منتقل شده باشد.

او درخصوص این نکته که اگر کتیبه پیدا شده و بعد به این بخش از سرویس بهداشتی انتقال داده شده، نشان از کج سلیقگی مسئولان امر دارد، گفت: کج سلیقگی بزرگ‌تر آنجاست که چرا باید زیر پل، سرویس بهداشتی احداث شود؟ آیا در هیچ بخشی از شهر امکان ساخت سرویس بهداشتی وجود نداشت که در این مکان سرویس بهداشتی ساخته شده است؟ این پل تاریخی است و می‌تواند تبدیل به مکانی برای عبور و مرور مردم دو محله شود. البته اوایل دوره پهلوی رودخانه جریان داشت و از پل استفاده می‌شد اما بعد از آنکه روی رودخانه پوشانده شده است دیگر همانند گذشته از این پل استفاده نشده است.

مقاله قبلیبدترین فیلم‌های بهترین کارگردان‌های دنیا به انتخاب خودشان
مقاله بعدیکشف شهر تاریخی جدید ایران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.