در اقدامی که نشان‌دهنده شکست سیاست‌های مداخله‌جویانه جمهوری اسلامی در منطقه است، دولت عراق نام دو گروه اصلی تحت حمایت تهران – حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن – را در فهرست گروه‌های مشمول انسداد دارایی قرار داد. این تصمیم، هرچند بعداً تحت فشار شدید گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی پس گرفته شد، آشکارا نشان می‌دهد که استراتژی “محور مقاومت” تهران در حال فروپاشی است.

کمیته مسدودسازی دارایی‌های تروریست‌ها در عراق تنها چند ساعت پس از انتشار این فهرست، در اقدامی شتاب‌زده اعلام کرد که انتشار نام حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن ناشی از درج یک نسخه «غیربازبینی‌شده» بوده است! این کمیته ادعا کرد که تنها دو گروه القاعده و داعش در فهرست نهایی مورد تأیید دولت عراق قرار دارند و فهرست اولیه بدرخواست دولت مالزی و در چارچوب اجرای قطعنامه ۱۳۷۳ شورای امنیت تهیه شده بود.

سیاست توسعه‌طلبانه جمهوری اسلامی در منطقه، که با تسلیح و تأمین مالی گروه‌های شبه‌نظامی در کشورهای عربی همراه بوده، اکنون با مقاومت فزاینده حتی از سوی نزدیک‌ترین متحدانش روبرو شده است. عراق، که زمانی حیاط خلوت نفوذ جمهوری اسلامی محسوب می‌شد، اکنون در تلاش است تا از سلطه تهران فاصله بگیرد و حاکمیت ملی خود را بازیابد.

این رویداد، که واکنش خشمگینانه گروه‌های وابسته به جمهوری اسلامی را برانگیخت، نشان می‌دهد سیاست صدور انقلاب و ایجاد بی‌ثباتی در منطقه توسط جمهوری اسلامی با شکست مواجه شده است. دخالت‌های مخرب جمهوری اسلامی در امور داخلی کشورهای عربی، نه تنها به انزوای بیشتر تهران انجامیده، بلکه موجی از مخالفت را حتی در میان متحدان سنتی‌اش برانگیخته است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، اقدام اخیر دولت عراق در قرار دادن حزب‌الله و حوثی‌ها در فهرست گروه‌های تروریستی، حتی اگر موقتی بوده باشد، نقطه عطفی تاریخی در روند فرسایش نفوذ جمهوری اسلامی در خاورمیانه محسوب می‌شود. این حادثه را نمی‌توان صرفاً یک “خطای فنی” قلمداد کرد، بلکه نشانه‌ای از جسارت یافتن دولت عراق برای آزمودن مرزهای استقلال از سلطه تهران است.

جمهوری اسلامی طی دهه‌های گذشته با صرف میلیاردها دلار از ثروت ملی ایران، شبکه‌ای از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه ایجاد کرد که “محور مقاومت” نام گرفت. این استراتژی در حالی پیگیری شد که مردم ایران با فقر، تورم و بیکاری دست و پنجه نرم می‌کردند. حال، این سرمایه‌گذاری پرهزینه با شکست روبرو شده است.

عمق فاجعه برای استراتژی منطقه‌ای جمهوری اسلامی زمانی آشکار می‌شود که به یاد آوریم عراق، پس از سقوط صدام حسین، به حیاط خلوت نفوذ تهران تبدیل شده بود. گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق، که زمانی قدرت بلامنازع داشتند، اکنون مجبورند با زبان تهدید و ارعاب با دولت مرکزی سخن بگویند - نشانه‌ای آشکار از تضعیف جایگاه آنها.

آنچه در بغداد رخ داده، تنها یک رویداد منفرد نیست، بلکه بخشی از روندی گسترده‌تر است که در آن کشورهای منطقه – از لبنان گرفته تا یمن و سوریه – به تدریج در حال بازنگری در روابط خود با جمهوری اسلامی هستند. سیاست “نگاه به شرق” تهران نیز نتوانسته جایگزینی برای انزوای فزاینده منطقه‌ای آن فراهم کند.

پرسش اساسی این است: آیا رهبران جمهوری اسلامی قادر به درک این واقعیت هستند که عصر نفوذ آنها در منطقه رو به پایان است؟ یا همچنان به سیاست پرهزینه و ویرانگر “صدور انقلاب” ادامه خواهند داد – سیاستی که نه تنها منابع حیاتی کشور را هدر می‌دهد، بلکه امنیت ملی ایران را نیز به مخاطره می‌اندازد؟

واقعیت این است که استراتژی منطقه‌ای جمهوری اسلامی با شکست مواجه شده و آنچه در عراق می‌بینیم، تنها پیش‌درآمدی بر تحولات عمیق‌تر آینده است.

منابع: الشرق‌الاوسط، روزنامه رسمی وزارت دادگستری عراق، بیانیه بانک مرکزی عراق و خبرگزاری فرانسه

مقاله قبلیآلودگی هوا؛ قتل عام خاموش شهروندان در سایه بی‌تفاوتی حاکمیت
مقاله بعدیدستگیری عوامل جمهوری اسلامی در چاد و پیامدهای آن
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.