در کشفیات از 51 قبری که از این منطقه کاوش شده مشخص است که 3 نوع اشیاء در قبرها در کنار اسکلت‌ها به دست آمده است.

یک مورخ هنری آمریکایی بر مبنای کاوش‌های باستان شناسی از قبرهای کشف شده در تپه باستانی “حسنلو” در استان آذربایجان غربی ایران، معتقد است در این منطقه در ایران باستان، موضوع وجود یک جنسیت سوم ورای مرد و زن از سوی جامعه به رسمیت شناخته شده بود.

 خانم “مگان سیفارلی” مورخ هنری از کالج ” منهتن ویل” در نیویورک آمریکا بر مبنای اشیای کشف شده از مقبره‌های منطقه حسنلو معتقد است در این جامعه 3 نوع جنسیت به رسمیت شناخته شده بوده: مرد، زن و احتمالا “تراجنسی‌ها”

920970_546

او نتایج یافته‌های خود را در نوامبر گذشته به نشست سالانه دانشکده‌های آمریکایی در زمینه تحقیقات شرقی در “دنور” آمریکا ارایه کرده است.

این مورخ آمریکایی به هاآرتص گفته است: در کشفیات از 51 قبری که از این منطقه کاوش شده مشخص است که 3 نوع اشیاء در قبرها در کنار اسکلت‌ها به دست آمده است، در کنار اسکلت‌های مرد اشیایی چون ظروف فلزی و سلاح و زره کشف شده و در کنار اسکلت‌های زن اشیایی چون طلا و جواهر و زینت آلات یافت شده است.

به گفته این مورخ هنری آمریکایی، اما در 20 درصد از قبرهای مورد کاوش قرار گرفته دارای یک گروه سوم از اشیای مشترک هستند که ترکیبی غیرمعمول از مصنوعات هستند که بخشی از آنها به مردان و بخشی از آنها به زنان اختصاص دارد.

920969_176

تپه باستانی حسنلو

او برای مثال می‌گوید: در یکی از قبرها یک نیزه فلزی کشف شده که به طور معمول در قبرهای مردان گذاشته می‌شد و همزمان یک “پین لباس” در آن پیدا شده که مختص زنان است و در قبرهای زنان گذاشته می‌شده است.

یا در قبری دیگر یک تیغه و یک فنجان فلزی کشف شده و در کنار آن یک “پین لباس” زنانه که به عقیده این مورخ آمریکایی، به نظر می‌رسد این قبر برای کسی است که فعالیت‌های مذهبی مردانه انجام می‌داده اما لباس‌های زنانه نیز داشته است. جنس بیولوژیکی این شخص ناشناخته بود.

“مگان سیفارلی” چنین نتیجه می گیرد: در تپه باستانی “حسنلو” ایران  دوگونه جنسیت تعیین شده است: یکی شامل اشیایی که به طور مختص به همراه مردان یا زنان دفن می‌شده و دیگری اشیایی که متعلق به یک گروه میانی است که هم شامل مردان و هم شامل زنان است که به عقیده این مورخ هنری آمریکایی این دسته که شامل حدود 20 درصد از مقبره‌های کشف شده می‌باشد، به احتمال فراوان از دسته جامعه “تراجنسیتی” بوده‌اند که نحوه دفن آنها و اشیای همراه آنها نشان می‌دهد در جامعه چند هزار سال پیش در این منطقه، وجود این افراد به رسمیت شناخته شده بوده است.

920971_421

به گزارش عصرایران به نقل از وب سایت ” هاآرتص”، گفتنی است در بسیاری از موارد باستان‌شناسان معتقدند اسکلت‌ها اگر کامل مانده باشند می‌توانند با اطمینان تعیین جنسیت شوند به شرطی که به بزرگسالان کامل تعلق داشته باشند و تمام اجزای اسکلت – به ویژه لگن – باقی مانده باشد؛ برخی از دانشمندان پزشکی قانونی نیز می‌گویند که برای تعیین جنسیت تنها وجود جمجمه کافی است.

مقاله قبلیواکنش یک مقام نیروی دریایی آمریکا به اعزام احتمالی ناو جمهوری اسلامی به اقیانوس اطلس
مقاله بعدیاولین تصاویر از محل بوی نامطبوع روزهای اخیر در تهران
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.