دو گروه مدعی بر سر تملک حقوق فیلم‌های “جیمز باند” پس از بیش از پنجاه سال اختلاف در نهایت با هم به توافق رسیدند.

حقوق تملک رسمی فیلم‌های “جیمز باند” بعد از نبردی که بیش از پنجاه سال به طول انجامید، بعد از ساخت 25 فیلم، میلیاردها دلار فروش در باکس آفیس و نابودی چندین ضدقهرمان که قصد نابود کردن دنیا را داشتند، حفظ شد.

دیروز جمعه، دانیاک ال‌ال‌سی تهیه‌کننده فیلم‌های جیمز باند و مترو گلدوین مایر پخش‌کننده همیشگی فیلم‌های باند اعلام کردند که بالاخره با بنیاد کوین مک کلوری به توافق رسیدند. ابتدای این جدل به سال 1959 بازمی‌گردد؛ زمانی که مک کلوری با یان فلمینگ نویسنده‌ای که مجموعه معروف رمان های جاسوسی “007” را خلق کرد ملاقات کرد. مک کلوری برای پیشنهاد ساخت یک فیلم جیمز باند که در باهاماس اتفاق می‌افتد اعتبار گرفت. نویسنده‌ای نیز برای خلق “تاندربال” که بعدها تبدیل به یکی از رمان‌های فلمینگ شد، استخدام شد.

اما سال 1961، زمانی که رمان “تاندربال” بدون اعطای هیچ گونه اعتباری به مک کلوری منتشر شد، یک دعوی قانونی شکل گرفت. مک کلوری ادعا داشت در نویسندگی و خلق شخصیت‌ها و عناصر داستان با فلمینگ همراهی داشت. در همین حال به جای اینکه اولین فیلمی که ساخته می‌شد “تاندربال” باشد، فلمینگ “دکتر نو” را وارد روند تولید کرد و فیلم در سال 1962 اکران شد. بعد از آن فلمینگ و مک کلوری به توافقی دست یافتند که منجر به ساخت “تاندربال” در سال 1965 شد اما حماسه جیمز باند تازه در حال گرم شدن بود.

به گفته شرکت قانونی بیکرهاستتلر که نماینده مک کلوری بود، تفسیرهای مختلف مالکیت عقلانی حقوقی که در معامله بین مک کلوری و فلمینگ به وجود آمدند باعث جدل‌هایی شد که دهه‌ها به طول انجامیدند. یکی از مشهورترین قضاوت ها که سال 1983 در دادگاه های لندن به انجام رسید به مک کلوری این اجازه را داد تا بتواند مسئولیت تهیه کنندگی فیلم های جیمز باند را بر عهده بگیرد.

و به این ترتیب در حالیکه یکی از کمپانی‌های قبلی دانیاک تقریبا تمامی فیلم های باند را در طی سالیان تهیه کرده بود، مک کلوری توانست فیلم “هرگز دوباره نگو هرگز” را در سال 1983 تهیه کند. شان کانری در این فیلم نقش باند را بازی کرد.

به گزارش سینما خبر به نقل از هالیوود ریپورتر، اکنون بالاخره خانواده مک کلوری از بقیه خانواده جیمز باند جدا می‌شود. در بخشی از توافق که این دو گروه به آن دست یافتند، کمپانی مترو گلدوین مایر و دانیاک حقوق خانوادگی مک کلوری را خریداری کردند. خود مک کلوری در سال 2006 در 80 سالگی در دوبلین درگذشت.

مقاله قبلیانتقاد الیور استون از رفتار آپارتایدی جمهوری‌خواهان مجلس سنای آمریکا
مقاله بعدیچه کسی مسئول است؟تاخیر یک ساله درمان، عمل جراحی حمیدرضا مرادی را پرخطر کرده است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.