بنابه گزارشات رسیده  نایاب شدن دارو کاهش شدید نان و نانی که به زندانیان داده می شود بو و طعم گازوئیل میدهد .

طی روزهای گذشته نان در زندان مرکزی زاهدان بشدت کاهش یافته است و نانی که در طی ۳ روز گذشته به زندانیان داد شده است بوی و طعم گازوئیل می دهد و غیر قابل خوردن است به این دلیل است که زندانیان سیاسی و عادی از گرفتن نان خوداری می کنند.در حال حاضر برای هر چند نفر یک قرص نان داده می شود .

از طرفی دیگر فروشگاه زندان مواد غذایی کنسرو شده که اکثرا تاریخ مصرف آنها منقضی شده است به چندین برابر قیمت معمول به زندانیان بی دفاع فروخته می شود. رئیس فروشگاه زندان فردی به نام شهرکی می باشد که داماد پهلوانی رئیس حفاظت و اطلاعات زندانهای استان سیستان و بلوچستان است.

زندانیان بی دفاع نسبت به قیمتهای سرسام آور نمی توانند اعتراض کنند در صورت اعتراض به سلولها انفرادی و مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند

همچنین مدتی است که دارو در زندان مرکزی زاهدان نایاب است و زندانیان که به بهداری مراجعه می کنند یا به آنها دارو داده نمی شود و یا اینکه به حداقل رسیده است. حتی دارو ها و قرصهای تسکین دهنده در بهداری زندان یافت نمی شود و این مسئله می تواند در زندان به دلیل نبود غذای کافی و سوء تغذیه ، شکنجه های وحشیانه که منجر به جراحتهای عمیق و شکستگی می شود و نیاز به درمان دارد باعث مرگ مرگ آنها شود.

از طرفی دیگر زندانیانی که دچار بیماریهای سخت مانند سرطان و غیره هستند به حال خود رها شده اند ودچار مرگ تدریجی و دردناک هستند.

رژیم ولی فقیه در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته است و عملا در آستانه سرنگونی است و حتی قادر به تامین مواد اولیه برای مردم ایران نیست و به این دلیل آخوند علی خامنه ای صحبت از نرمش قهرمانان و آخوند روحانی صحبت از مذاکره با غرب را در پیش گرفته است ولی از طرفی دیگر جنایت علیه بشریت در ایران بلاوقفه ادامه دارد و تمامی شرایط موجود در جامعه حاکی از آن است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، کاهش شدید نان و یا دادن نان با طعم و بوی گازوئیل ، کمیاب شدن دارو در زندان و عملا قطع درمان اولیه زندانیان بی دفاع را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم به مراجع قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۹ مهر۱۳۹۲ برابر با اول اکتبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

دبیر کل ملل متحد

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

مقاله قبلیواکنش تند ظریف به اوباما
مقاله بعدیهر آنچه در برنامه دیشب ۹۰ گذشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.