ناو هواپیمابر آمریکائی در خلیج پارس چه می کند؟! محترم مومنی روحی

0
301

ناو هواپیمابر « تئودور روزولت» با یک بهانه غیر حقیقی، اما با هدفی معین و اصلی به خلیج پارس آمده است. ظاهرا این ناو هواپیمابر، به دلیل شرکت در عملیات ضد داعشی در منطقه وارد آب های خلج پارس شده است؛ ولی با توجه به برخی از رویدادهای اخیر، مانند شهادت دادن تاجر معروف طلا رضا ضراب، بازرگان ایرانی – ترکیه ای در دادگاه « فدرال نیویورک» ، با هدفی دیگر وارد آب های خلیج پارس شده است. رضا ضراب همکار و همدست پیشین بابک زنجانی، جهت بیان جزئیاتی بیش از آنچه که پیش تر، در مورد همدستان ترکیه ای خویش، در امر پولشوئی جهت دور زدن تحریم هائی که در زمان مذاکرات هسته ای، توسط ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی صادر شده بودند؛ توضیحات زیادتری را به رئیس دادگاه مربوطه ارائه نماید!
رضا ضراب در سخنانی که روز چهارشنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۱۷ میلادی، در دادگاه فدرال نیویورک بیان کرد. اشارات بیشتری، در باره ملاقات هائی که با مسؤلان بعضی از نهادهای رژیم آخوندی، در جریان پولشوئی کردن برای جمهوری اسلامی، که به اتفاق بابک زنجانی انجام داده بودند داشته است؛ را با ارائه کردن جزئیات روشن تری عنوان نموده گفته است؛ که در این ارتباط، با محمود بهمنی رئیس وقت بانک مرکزی، همینطور با محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری پیشین حکومت اسلامی ملاقات های مهمی را انجام داده بوده است!
ملاقات های رضا ضراب با مقامات ارشد حکومت اسلامی، در مورد چگونگی همکاری وی با چند تن از مقامات برجسته بانک های ترکیه ای بوده، که گوئی از پیش با مقامات جمهوری ملاها در ایران، به توافق رسیده بوده اند. حضور رضا ضراب در ترکیه، و نیز عملیات از قبل همآهنگ شده بابک زنجانی درون منطقه، و ایجاد بانکی به نام خود بابک زنجانی، جهت ایجاد تسهیلات بیشتر بانکی در این رابطه، مواردی بوده اند؛ که رضا ضراب این بار بیش از گذشته در اختیار دادگاه فدرال نیویورک گذاشته است!
رضا ضراب که در سال ۲۰۱۵ میلادی، به اتفاق چند نفر از دوستان ترکیه ای خود به فلوریدا در آمریکا سفر کرده بودند. توسط پلیس این کشور دستگیر و زندانی شد. جرم تاجر ایرانی – ترکیه ای این است؛ که میان سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵، که رژیم جمهوری اسلامی تحت تحریم های مربوط به تخلفات هسته ای بوده، مبالغ هنگفتی به ازای چندین میلیارد دلار پول فروش نفت و سایر اقلام صادراتی ایران را جا به جا کرده بوده اند!
اکنون بعد از دو سال که از زندانی شدن ضراب و همدستان ترکیه ای وی می گذرد؛ دادستان های آمریکائی می گویند: « غیر از ضراب و همدستان وی، مقامات ارشد حکومت های جمهوری آخوندی و ترکیه نیز در این عملیات نقش داشته اند.»!
در هفته های اخیر، چندبار محاکمه رضا ضراب به تعویق افتاده بود. اما به تازگی نیویورک تایمز فاش کرده است؛ که وی با توافق با دادستان های آمریکائی، از ایشان درخواست نموده، که در ازای تخفیف در مجازات او، برای مراحل بعدی زندان خودش، مواردی در مورد همدست های ترک و غیر ترکیه ای خود را، در اختیار دادستان های آمریکائی بگذارد. و علیه سایر متهمان این پرونده شهادت بدهد!
رضا ضراب متولد ۱۳۶۲ در تبریز است؛ و از سال ۱۳۸۶به اعتبار فعالیت های پدرش در سه کشور ترکیه ، آذربایجان و امارات، او نیز به کارهای مشابه پرداخته و به آنها گسترش داده است. عمده مبالغی که در ارتباط با پولشوئی کردن برای رژیم آخوندی در ایران، در ارتباط با فروش نفت به شکل قاچاق به دست می آمده، از ترکیه وارد ایران می شده و به دست آخوندها می رسیده است. در این پرونده تعداد ۹ نفر دیگر با رضا ضراب همدستی داشته اند؛ اما در حال حاضر، فقط محمد هاکان آتیلا، معاون سابق « هالک بانک » ترکیه، با وی در زندان می باشد!
ضراب در جریان ارائه شهادت در دادگاه آمریکا، رجب طیب اردوغان را متهم کرده است؛ که رئیس جمهوری ترکیه، شخصا مجوز دور زدن تحریم های آمریکا علیه جمهوری ملاها را صادر نموده است.
به گزارش انتخاب، رضا ضراب در ماه گذشته هفت اتهام خود شامل : توطئه ، نغز تحریم های آمریکا، کلاهبرداری بانکی، پولشوئی ، دادن رشوه به زندانبان جهت گرفتن الکل، و استفاده از تلفن همراه در زندان را پذیرفته و گفته است: در موارد اتهامات برشمرده شده، با مقامات دادستانی در حال همکاری است!
یکی از نشانه های همکاری او از ماه گذشته تا کنون با مقامات دادگاه فدرال نیویورک، استقرار ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» در میان آب های خلیج پارس است. این ناو جنگی که دارای هفت هزار و پانصد نفر خدمه می باشد؛ در ماه اکتبر « سن دیه گو» را به همراه چهار رزمناو اسکورت خود، به مقصد آب های خلیج پارس ترک کرده است. در حال حاضر، گروه رزمی (آبی – خاکی ) آرتش ایالات متحده، متشکل از سه شناور ‌« هاور گرافت رزمی» (قایق های مجهزی که در آب عملیات جنگی انجام می دهند. و هنگام لزوم، می توان از آن بر روی سطح خاک نیز، جهت شناسائی و حفاری استفاده کرد. هاور گرافت به کمک چرخ هائی که برای آن پیش بینی شده، می تواند مانند یک تانک بر روی زمین هم مورد استفاده قرار بگیرد.) گفتنی است، واحد پانزدهم تفنگداران دریائی این کشور ، که هم اکنون در نزدیکی همین ناو هواپیمابر لنگر انداخته است؛ در مجموع بیان کننده وقوع اجتناب ناپذیر یک عملیات بزرگ و مهم، که ظاهرا برای شرکت در برنامه های ضد داعشی راهی این منطقه از جهان شده اند. اما در باطن می تواند بیان کننده یک حمله غیر منتظره به سوی مملکتی باشد. که از بد حادثه، سی و نه سال در استیلای یک حاکمیت اهریمنی و دزد و چپاولگر گرفتار گشته است!
با امید به تندرستی هم میهنان درونمرزی مان، و حفظ شدن تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمین اهورائی مان، تنها کاری که از دست ما بر می آید؛ کشیدن یک انتظار سخت و آزار دهنده، برای هر چه زودتر رها شدن ایران و ایرانی از چنگال دژخیمان حکومت اهریمنی ملاها است!
محترم مومنی

مطلب قبلیبازسازی فسیل «مونالیزای دایناسورها»
مطلب بعدیمرد یخی ستاره سینما می‌شود
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.