الهام یعقوبیان، یک هم وطن کلیمی ایرانی در وبلاگ شخصی‌اش نامه‌ای سرگشاده به اکبر عبدی نوشت.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از پارسینه، متن این نامه به شرح زیر است:

«آقای اکبر عبدی

 شما یک هنرمندی. هنرمندی که حد اقل برای هم‌نسل‌های من در دوران جنگ و دلهره، با نقش‌آفرینی در نمایش‌های تلویزیونی برای کودکان و نوجوانان خاطرات شیرین ساختی و به دل‌های ماتم‌زده هم‌میهنانت لبخند هدیه دادی.

شما را از “محله برو بیا” شناختیم، با “باز مدرسه‌ام دیر شد” دنبالتان کردیم تا به “آدم برفی” رسیدیم. همان فیلمی که در صف دیدن آن، از عوامل چماق به دست ده‌نمکی کتک خوردیم. باز آمدیم تا شما را با بازی در “اخراجی‌ها”یی پیدا کردیم که دست‌ساخت همان ده‌نمکی بود. بی‌پرده بگویم، شما را با تمام چرخش‌هایتان پی گرفتیم.

 

آقای عبدی،

 

هنرمند به همه تعلق دارد، مرز نمی‌شناسد. او نقش مهمی در جامعه بازی می‌کند. نمی‌گویم وظیفه هنرمند، روشنگری است اما فرهنگ‌ساز بودن هنرمندان، به‌خصوص بازیگران را در یک جامعه نمی‌توان کتمان کرد و به همین دلیل، آنها انتظاراتی را با خود به همراه می‌آورند. 

شما اخیرا در مراسم تجلیل از فرهیختگان و هنرمندان در تالار “وحدت” در میان صحبت‌هایتان با استفاده از واژه تحقیرآمیز “جود” (جهود) به جمعیتی از هم‌میهنانتان آگاهانه یا ناآگاهانه توهین کردید و خاطر بسیاری را آزردید. 

می‌خواستم از شما بپرسم، آیا می‌دانید فیلم “ای ایران” که شما به خاطر نقش‌آفرینی در آن خود را لایق سیمرغ بلورین می‌دانستی ساخته یکی از همان‌هاییست که شما با لحن تحقیرآمیز خطابشان کردید؟ آیا خبر دارید فیلم‌ “اجاره‌نشین‌ها” از پرفروش‌ترین فیلم‌های دهه نخست بعد از انقلاب و فیلم “هنرپیشه” از دیگر فیلم‌های شما از ساخته‌های همو، “هارون یشایایی” است؟ 

شما که هنرمندی و احتمالا هنردوست، تا به حال نام مرتضی خان نی‌داوود، یونس دردشتی، سلیمان روح‌افزا و موسی خان کاشی را شنیده‌اید؟ کسانی که در زنده نگاه داشتن موسیقی اصیل ایرانی نقش مهمی داشتند. نام مشفق همدانی را چه طور؟ می‌دانستید که آنها هم یهودی‌اند؟

 

جناب عبدی، یک عمر هنرمندانه بازی کردید، دمی هم هنرمندانه زندگی کنید!»

مقاله قبلیوزیر خارجه ایران از امارات خواست در تصمیم به اخراج ایرانیان تجدید نظر کند
مقاله بعدیغرق شدن مهاجران ایرانی و افغان در نزدیکی جزیره کریسمس
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.