پدر «عسل بدیعی» در نامه‌ای به پدر «امید عباسی» (آتش‌نشان فداکار) تاکید کرد: «جایگاه فرزندان‌مان بهشت موعود است».

 

شاهرخ بدیعی پدر «عسل بدیعی» در نامه‌ای به پدر «امید عباسی»،‌ آتش‌نشان فداکاری که چند روز قبل پس از مصدومیت در یک عملیات، اعضای اصلی بدن او اهدا شده بود، ضمن ستودن «شهامت و از خودگذشتگی» این خانواده، تاکید کرد که افتخار اهدای عضو برای خانواده بدیعی و عباسی ابدی خواهد بود.

 

شاهرخ بدیعی در متن آورده است:

 

«جناب آقای عباسی؛ پدر گرامی شهید گرانقدر امید عباسی‌، آتش نشان فداکار و بزرگوار

 

درود خداوند بر فرزند دلاور و بزرگ‌منش شما و خانواده گرامی و ایثارگرتان.

 

این پیام همدردی و تسلای پدری دردمند برای شماست که همچون شما، شهد کرامت انسانی فرزندش را در مقام اهدای عضو چشیده. پدر«عسل بانو»، بانوی هنرمند سیما و سینمای ایران که 51 روز قبل با مرگ مغزی به دیدار معبود خود شتافت و با اهدای 7 عضو اصلی‌، جان دوباره‌ای به 7 انسان نیازمند به پیوند عضو بخشید و انسان‌هایی را نیز توان دوباره دیدن‌، زندگی و فعالیت داد.

 

 

123-192
نامه پدر «عسل بدیعی» به پدر آتش‌نشان فداکار

 

جناب آقای عباسی‌، مادر داغدار‌، همسر داغدیده و برادر ارجمندش‌؛ قطعا‌ بخشش و هدیه دادن جزو ذات مقدس احدیت است و این موهبت به‌لطف پروردگار در وجود انسان‌های خاص به‌ودیعت گذاشته می‌شود. بندگانی که قطعا بیشتر مورد عنایت خداوندی هستند و مسلما «امید» بزرگوار و شجاع و از جان‌گذشته‌ی شما نیز از این دسته بندگان مُقرب به درگاه خداوند بود،‌ که با شهامت و از خودگذشتگی در زمان حیات پرافتخارش انسان‌های زیادی را نجات داد‌، که نمونه‌اش همین دختر کوچک و معصوم بود و پس از درگذشت شهادت‌گونه‌اش نیز با لطف و گذشت و بخشش شما و اهدای اعضاء‌، نسوج و مغز استخوان‌، باعث نجات و بازگشت به زندگی تعدادی از هموطنان نیازمند پیوند عضو شد.

 

با تبریک شهادت و تسلیت فقدان این بزرگوار پرافتخار‌، اطمینان خاطر دارم،‌ برای شما و من و خانواده‌هایمان این افتخار ابدی است‌، جایگاه فرزندان‌مان بهشت موعود است و مطمئنا در پیشگاه خداوند مهربان ضامن ما و شما خواهند بود.

 

باشد که این راه (اهدای اعضا) که فرزندان ما پیمودند، پر رهرو شود و این روش پسندیده با اقبال مردمی در جامعه شایع و مرسوم گردد تا خدای نکرده در صورت بروز مرگ مغزی عزیزی‌، به‌جای از بین رفتن اعضاء بدن فوت شده در خاک‌، خانواده آنان با اهدای اعضاء قابل پیوند، به نجات جان انسان‌های دردمند مبادرت و افتخار ابدی برای خود و خانواده فراهم نمایند.

 

با درود به روان پاک فرزند دلاور و شهیدتان «امید عباسی»

 

با احترام

 

شاهرخ بدیعی

 

پدر عسل بانو

 

پنجم خردادماه 92»

 

ایسنا

مقاله قبلیعلت‌سانسور برنامه رضایی و قطع برنامه عارف از زبان‌ ضرغامی..!
مقاله بعدیتراکتورسازی مشتری جدید علی کریمی..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.