آیا می دانید اشخاصی مثل آقای خدابخشی معاون دادستان تهران هر بار با توهین برخورد می کند و جوابی به ما نمی دهد و می گوید پسرت نهایتا در زندان می میرد ؟ مگر پسر من و دیگر زندانیان سیاسی چه جرمی مرتکب شده اند که اینگونه با آنها رفتار می کنند ؟ آنها به فکر مردم و کشورشان بوده اند و ما باید به آنها افتخار کنیم نه اینکه آنها را به زندان بیندازیم .

مادر حسین رونقی ملکی در نامه ای به خامنه ای وضعیت فرزند خود را تشریح کرده و نوشته است: نمی توانم شاهد زجر کشیدن فرزند بی گناهم در زندان باشم.

حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی که از نارسایی شدید کلیه رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او این است که در خارج از زندان و در یک بیمارستان درمانش دنبال شود که تا امروز توجهی به خواسته او نشده است.

پس از گذشت بیش از یک ماه از شکستن این اعتصاب غذای دو نفره مادر حسین رونقی به رهبر انقلاب نامه ای نوشته و در آن از او خواسته است شرایط آزادی فرزندش را مهیا کنند چرا که قانون می گوید نبایدیک شخص بیمار در زندان باشد.

به گزارش کلمه متن نامه مادر حسین رونقی به شرح زیر است:

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی

سلام و علیکم

اینجانب زلیخا موسوی مادر زندانی سیاسی حسین رونقی ملکی هستم که چهارسال است با وضعیت بد بیماری کلیوی و با شرایط نا مناسب در زندان اوین به سر می برد . امروز من بعنوان یک مادر که پیگیر کارهای فرزندم بوده ام ازهمه مسئولان قوه قضاییه و دادستانی ناامید شده و از سرناچاری به جنابعالی نامه نوشته ام تا بتوانم فرزندم را نجات بدهم . سال ۸۸ و پس از انتخابات، ماموران اطلاعات سپاه فرزندم را در مقابل چشمان من کتک زده و بازداشت کردند و موقعی که برای بازداشت حسین به خانه ما حمله کردند حرمت خانه ای من را نگه نداشتند . حسین را به زور و بدون حکم از خانه دزدید و ما ماههاسرگردان بودیم تا بدانیم چه بلایی سر او آورده اند چه آن زمان و چه امروزکه پیگیر کارهای حسین هستیم کسی پاسخگو نبوده و نیست .

پسر من سالم بود و بعد از آنکه او را زندانی کردند دچار بیمارهای متعددی شد و امروز اجازه نمی دهند که او بیرون از زندان باشد و بیماریش را مداوا کند ! آیا اسلام گفته است که یک شخص را بی گناه به زندان بیاندازند و او را شکنجه کنند ؟ پیامبر حتی به دشمنان بیمار خود رحم می کرد چرا دادستانی تهران با فرزند بیمار من که بیماریش بخاطر شکنجه های زندان بوده است بدتراز دشمن برخورد می کند ؟ آیا می دانید اشخاصی مثل آقای خدابخشی معاون دادستان تهران هر بار با توهین برخورد می کند و جوابی به ما نمی دهد و می گوید پسرت نهایتا در زندان می میرد ؟ مگر پسر من و دیگر زندانیان سیاسی چه جرمی مرتکب شده اند که اینگونه با آنها رفتار می کنند ؟ آنها به فکر مردم و کشورشان بوده اند و ما باید به آنها افتخار کنیم نه اینکه آنها را به زندان بیندازیم .

من مادری مقاوم هستم. مادری که بازجویان حسین تهدیدش می کردند که دخترانش را هم می برند اما نمی توانم شاهد زجر کشیدن فرزند بی گناهم در زندان باشم ، این چهار سال سخت ترین روزهای بوده است که ما دیده ایم و کسی نیست به داد ما برسد و صدای ما را بشنود ، حسین ۷ بار داخل زندان عمل جراحی کرده است وهر بار برخلاف دستور پزشک ها او را به زندان برده اند و او دوباره مریض شده است . به خاطر بی توجهی مسئولان نزدیک به دو ماه است داخل زندان اعتصاب درمان کرده و حاضر نیست خود را درمان کند و به همین دلیل وضعیت جسمی بدی دارد ، من بعنوان یک مادر از جنابعالی می خواهم که شرایط آزادی فرزند بی گناهم که جانش در زندان در خطر است را فراهم کنید ، قانون می گوید نباید یک شخص بیمار در زندان باشد ولی دادستانی تهران و قوه قضاییه به دلایل نامشخص قانون شکنی می کنند ، از جنابعالی درخواست دارم جلوی این قانون شکنی ها را بگیرید و دستور دهید به وضعیت فرزندم رسیدگی شود .

با احترام

زلیخا موسوی مادر زندانی سیاسی حسین رونقی

مقاله قبلیسیدهادی خامنه ای به دیدار قدیانی، سحرخیز، امین زاده و عرب سرخی رفت
مقاله بعدینامه ۳۷۰ تن از فعالین مدنی-سیاسی به کمیساریای عالی پناهندگان برای رسیدگی به وضعیت پناهجویان ایرانی ترکیه
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.