نایب رییس مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به دبیر شورای نگهبان با اشاره به ایرادات مجمع تشخیص مصلحت نظام به مصوبات مجلس در برنامه ششم توسعه، به بیان نکات و توضیحاتی پرداخت.

به گزارش ایلنا، در نامه علی مطهری نایب رییس مجلس شورای اسلامی به احمد جنتی دبیر شورای نگهبان آمده:

آیت الله جنتی

دبیر محترم شورای نگهبان

با اهداء سلام، همان طور که مستحضر هستید، اخیراً و بعد از رحلت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مجمع تشخیص مصلحت نظام فهرست مغایرت‌های مصوبات مجلس با سیاست‌های کلی نظام را برای شورای نگهبان ارسال می‌کند و این شورا آن‌چنان که درمورد برنامه ششم توسعه دیده شد، بدون آن‌که خود صحت و سقم این مغایرت‌ها را در مورد هر مصوبه بررسی و اظهارنظر کند که آیا ایراد مجمع وارد است یا نه، آن فهرست را یک‌جا به مجلس می‌فرستد و می‌گوید این مصوبات خلاف بند ۱ اصل صد و دهم قانون اساسی و در نتیجه مغایر با شرع است.

چند نکته قابل ذکر است:

۱- این یک بدعت در کار شورای نگهبان است؛ چون اگر هر یک از موارد ارجاعی از سوی مجمع به شورای نگهبان مورد بحث قرار گیرد و درباره آن رای‌گیری شود، ممکن است شورا برخی از آنها را وارد نداند و از دستور خارج و زحمت مجلس کم شود. مجلس در مسیر قانون‌گذاری خود فقط با یک نهاد طرف است و آن شورای نگهبان است.

۲- در آیین‌نامه نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی نظام که به امضای مقام رهبری رسیده، آمده است که در جریان بررسی طرح‌ها و لوایح در مجلس، نماینده مجمع تشخیص مصلحت نظام باید در کمیسیون مربوط حاضر شود و مغایرت‌های طرح یا لایحه با سیاست‌های کلی را اعلام کند، تصمیم‌گیری با مجلس است. این در حالی است که نماینده یا نمایندگان مجمع در بررسی لایحه برنامه ششم توسعه در کمیسیون تلفیق برنامه حضور پیدا نکردند و طبعاً ارسال یک‌باره فهرست مغایرت‌ها به شورای نگهبان خلاف این آیین‌نامه بوده است.

۳- این که مصوبه‌ای مخالف سیاست‌های کلی باشد، به این معنی نیست که مخالف شرع است، حداکثر با استناد به اصل صد و دهم، مخالف قانون اساسی است. نمی‌توان گفت چون این سیاست‌ها به امضای مقام رهبری رسیده، پس مخالفت با آن مخالفت با ولیّ‌فقیه و در نتیجه مخالفت با شرع است. ممکن است، مجلس با دلایل کارشناسی و رعایت مصلحت‌ها یک ماده قانونی را مخالف این سیاست‌ها نداند و مجمع تشخیص مخالف بداند. در اینجا اگر شورای نگهبان پس از بررسی و رای‌گیری، نظر مجمع را تایید کرد، ایراد خود را به مجلس اعلام می‌کند. بی‌جهت پای شرع را به میان نیاوریم.

امیدوارم از این پس اگر مجمع تشخیص مصلحت نظام فهرست مغایرت‌های مصوبات مجلس با سیاست‌های کلی را برای شورای نگهبان ارسال می‌کند، این شورا نظر خود را درباره این مغایرت‌ها به تفکیک بیان کند تا مجلس به رفع ایراد بپردازد. آن‌چه که در آیین‌نامه نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی با تعبیر «اعمال این سیاست‌ها توسط شورای نگهبان» آمده است، به همین معنی است؛ نه این که شورا فهرست ارسالی از سوی مجمع را بدون بررسی به مجلس بفرستد و مصوبات مربوط را خلاف شرع بنامد. در این صورت دو شورای نگهبان خواهیم داشت، یکی برای تطبیق با قانون اساسی و شرع و دیگری برای تطبیق با سیاست‌های کلی نظام. این را نه قانون اساسی و نه هیچ عقل سلیمی می‌پذیرد، علاوه بر این که مجلس نیز از این جهت به یک موجود مجبور تبدیل می‌شود.

برای جناب‌عالی آرزوی توفیق الهی دارم.

با تقدیم احترام

علی مطهری

مقاله قبلیکنابه بازیگر «گشت ارشاد» به منتقد جنجالی
مقاله بعدیخوزستان گرفتار پرچانگی است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.