نامه زندانیان سیاسی هموطن بلوچ و اهل تسنن در مورد اعدام ها و شکنجه های وحشیانه مامورین در اداره اطلاعات زاهدان که جهت ارسال به کمیسر عالی حقوق بشر و انتشار در رسانه ها در اختیار  قرار داده شده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازفعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن نامه به قرار زیر می باشد:

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد،

با سلام و درود های فراوان

احتراما به استحضار مقامات عالی می رسانیم زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان از رفتارهای غیر انسانی و شکنجه های فیزیکی و روحی که برخلاف موازین و مقرارت سازمانهای بین المللی و حقوق بشری است که در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات ایران و اداره آگاهی و اطلاعات سپاه و دیگر مکانهای نظامی که اکثریت زندانیان مظلوم با آن مواجه هستند اعتراض دارند و شکایت های خود را به سازمانهای حقوق بشری و بین المللی اعلام می دارند و خواستار توقف شکنجه های وحشیانه بازجویان وزارت اطلاعات هستند .

وقتی که بدون هیچ گونه مدرک و دلیلی با بدترین و فجیع ترین وضع شکنجه ها و رفتارهای غیر انسانی و نقشه های از قبل تعیین شده و مدتها در سلول انفرادی بودن و مواردی را به اجبار نسبت دادن، انسان را به این باور می رساند که اشخاصی به ناحق ، مظلوم و ملتی بی دفاع به دار آویخته بشوند.همچون عبدالقدوس ملازاده ۴۰ ساله ، صلاح الدین راستی ۳۲ ساله ، خلیل احمد ۴۰ ساله از محمدآباد ایرانشهر، یوسف ترابی ۴۰ ساله از ایرانشهر، حمید ریگی از زاهدان ۳۰ ساله، عبدالرحمان نارویی ۳۵ ساله از زاهدان ، سید قنبرزهی ۱۸ ساله از زاهدان، مسعود گمشاد زهی ۳۰ ساله از زاهدان، صالح اسلام زهی ۴۰ ساله از سراوان ، عبدالباسط ریگی ۲۹ ساله از زاهدان، عبدالجلیل کهرازهی ۲۹ ساله از خاش ، ایوب ریگی ۳۵ ساله از زاهدان، یحیی تاج زهی ۲۵ ساله از ایرانشهر، و صدها نفر دیگری که همسرانشان بیوه و فرزندانشان یتیم و بی سرپرست شده اند.

یا افرادی که در زندانها زیر حکم اعدام هستند همچون ایوب بهرام زهی از سرباز، حبیب ریگی از زاهدان ، حامد وکالت از چابهار، عبدالوهاب ریگی از زاهدان، عبدالغنی گنگوزه ای از خاش، ناظر ملازهی از سراوان، نوید شجاعی از زاهدان، مهرالله ریگی از زاهدان، عبدالخالق از زاهدان، سلمان میامی ۲۷ ساله از چابهار و دهها نفر دیگری که سالهاست زیر حکم اعدام هستند.

و یا افرادی که سالهاست در سلولهای وزارت اطلاعات بلاتکلیف و ممنوع ملاقات هستند همچون حمزه میربلوچ زهی از خاش ، فتحی محمد نقش بندی از سرباز و فرزندش عبدالغفار نقش بندی ، ملک محمد آبادیان از سرباز و فرزندانش و صدها نفر دیگری که در سلولها و زندانها بلاتکلیف هستند .

از افراد ذکر شده در مورد نحوه شکنجه در وزارت اطلاعات و دیگر مراکز بازداشتی همچون اداره آگاهی و اطلاعات سپاه و دیگر مکانها این گونه تشریح می کنند،که یک نوع شکنجه به نام تخت معجزه می باشد که زندانی رابر روی تخت معجزه به روی می خوابانند و دست و پای او را محکم می بندند به طوریکه نتواند کوچکترین حرکتی داشته باشد و با سیم های کلفت برقی و شلاقهای آهنی به کف پا و قسمتهای پشت زندانی به اندازه ای می زنند که کف پای زندانی باد کرده و سیاه و کبود می شود و این حالت ساعتها به طول می انجامد که نهایتا با ترکیدن پوست غرق در خون شده به طوریکه پوست کف پا از هم می پاشد و جدا می شود. انگشتها از هم فاصله می گیرند و ناخنها از گوشت جدا می شود و اطراف تخت معجزه با ضربات شدید و از زخمها خون آلود می شود و در همین حال مواد مایعی بر روی زخمها می ریزند که بی نهایت درد دارد و طاقت فرسا است و در همین حال شوکهای برقی به بدن انسان می زنند و با فحش و ناسزا به خانواده ها و شخصیتهای مذهبی زندانیان همراه می باشد. اگر کسی هم بیهوش شود دکتر و متحصص بازجویان وزارت اطلاعات به آنجا آمده و فورا زندانی را به هوش می آورند و دوباره شروع به شکنجه می کنند .و می گویند باید مواردی را که ما می گوییم باید تایید و انگشت بزنی و جلوی دوربین بگویی در غیر اینصورت شکنجه دوباره شروع می شود و تا زمانیکه کف پای زندانی بهبود پیدا نکند وی را به بند عمومی زندان منتقل نمی کنند و به همین حالت نگهداری زندانیان در سلولهای انفرادی که ممنوع ملاقات هستند ماهها و حتی سالها به طول می انجامد . نوع دیگری از شکنجه که برافراد فوق الذکر رواداشته شده است بدین گونه است. زندانی را به پشت دست می بندند و سپس به سقف آویزان می کنند و او را عریان می کنند و ضربات محکم سیم و برق و شلاقهای آهنی و شوکهای برقی به هر قسمت بدن می زنند که این عمل باعث ایجاد زخمی های عمیق می شود و با ریختن موادی مایع و یا آب جوش به زخمها با درد بی نهایت شدیدی همراه می باشد و یا با بستن یک نخ به بیضه زندانی و آویزان کردن وزنه سنگین به بیضه زندانی برای ساعتها ، درد های وحشتناکی را باید قابل تحمل کند و با تهدید به تجاوز جنسی و استعمال شیشه نوشابه و آوردن سگ و تهدید به تجاوز جنسی ، زندانی را به تایید مطالبی که خود بازجویان وزارت اطلاعات می گویند مجبور می کنند ، که باید انگشت زده و از آن فیلم برداری می کنند .

و یک مورد دیگر هنگامی که زندانی را از سلول به اتاق بازجویی می برند چشمهای زندانی بسته شده و زندانی را از پشت سر با ضربات شلاق و شوکهای برقی پیاپی می زنند و می گوییند بدو بدو که زندانی از شدت درد نمی تواند تند راه برود که نهایتا به دیوار و ستونهای سنگی به شدت برخورد می کند و مجروح می شود.و یا هنگام بازجویی با مشت ها و لگدهای سنگین و پیاپی به قسمتهای حساس بدن مثل بیضه ها و صورت یا به شکم می زنند که با زخمها ی شدید و عوارض خطرناکی همراه است.

زندانیان مذکور همچنین تشریح کرده اند که تا مدتها وقتی به سرویس بهداشتی می رفتیم پس از ۴ الی ۵ ماه خون دفع می کردیم و ناراحتی های کلیوی به ما دست می داد. یک نوع دیگر شکنجه ها این گونه می باشد که مامورین شبانه وارد سلول می شوند و بازجوها با فریاد وحشیانه شروه به ضرب و شتم ما می اکردند و تا خسته نمی شدند ما را رها نمی کردند. اتاقهایی وجود داشت که سرد بود و کف اتاق با آب سرد خیس شده بود و کولر تا آخرین درجه روشن بود که زندانیان مدتها در آن می ماندند و یا بالعکس اتاقهایی بی نهایت گرم بود و همچنین شکنجه هایی متعدد و بی نهایت خطرناک وجود دارد که آن ماموران شکنجه گر بر سر زندانیان می آوردند. وارد کردن زندانیان به این اتاقها و یا با بردن آنها به اتاق بازجویی و هواخوری آنها را تحقیر و اذیت می کنند.

لذا با توضیح خلاصه ای از ظلم های این عدالت نظامی ، زندانیان سیاسی از بازرسان و مقامات سازمان ملل و حقوق بشری تقاضا داریم برای بازدید از این مکانها و مشاهده نزدیک زندانیان ودستور توقف هر چه سریعتر نحوه بازجویی و شکنجه ، اقدامات لازم را مبذول بفرمایند. از همکاری دبیر کل محترم سازمان ملل و دیگر ارگانها کمال تشکر را داریم.

زندانیان سیاسی زندان مرکزی زاهدان

۲۰ مرداد ۱۳۹۲

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلی«ايوان مك گريگور» در نقش «اوبي وان» جنگ ستارگان 7
مقاله بعدیچنین زنانی ننگ زنان ایرانی هستند!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.