دوتن از دراویش گنابادی، در اعتراض نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه به حقوق از رفته دراویش گنابادی در دستگاه قضا را متذکر شدند.

 آقایان صالح مرادی سروستانی و بهزاد نوری، دو تن از دراویش گنابادی ساکن شیراز در نامه‌ای خطاب به آقای آملی لاریجانی، رئیس دستگاه قضایی کشور، نسبت به مواردی که حقوق دراویش در کشور مخصوصا در دستگاه عدالت نادیده گرفته شده، معترض و متذکر شدند.

این دو درویش گنابادی در ابتدای نامه با اشاره به واقعه کوار، به عدم رسیدگی به شکایت دراویش نسبت به دوتن از روحانیون به نام‌های محمدرضا شهبازی و علی قائمی که به اسم ترویج دین باعث ایجاد درگیری که منجر به شهادت یک درویش شد، اشاره کرده و خواستار پیگیری این موضوع شدند.

همچنین در ادامه نامه با برشمردن برخی از مواردی همچون: «احکام حبس‌های طولانی و تبعید برای شمار زیادی از دراویش»، «بازداشت طولانی آن‌ها بدون حکم دادگاه»، «صدور احکام نفی بلد مادام العمر برای جمعی از دراویش شیراز»، «تراشیدن شارب دراویش زندانی به قصد تحقیر و استنخاف آن‌ها در زندان عادل آباد»، «ایجاد مانع در مسیر درمان و رسیدگی به وضعیت پزشکی دراویش در زندان»، «عدم رسیدگی به موضوع شهادت یکی از دراویش به نام مهندس وحید بنانی توسط مامورین نیروی انتظامی در حوادث ناگوار شهر کوار» و… آن‌ها را مصداق زخمی نه تنها بر پیکره دارویش بلکه بر پیکر عدالت در کشور و نظام اسلامی کشور دانستند.

همچنین در پایان نامه آمده است که «از آنجا که شما متولّی امر قضا در جهت اعتلای عدالت در کشور جمهوری اسلامی ایران هستید از شما می‌خواهیم که به ظلم‌های رفته بر دراویشی که محکوم به حبس و تبعید شده‌اند، رسیدگی نموده و موجبات رهاییشان را فراهم بفرمایید. چنانچه خدایی ناکرده کوتاهی و سهل انگاری شود، بیم آن می‌رود که نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان و استمرار این معضلات به بحرانی سراسری و دامنگیر تبدیل شود».

صالح الدین مرادی از فعالین حقوق دراویش است که مدت ۲۱ ماه را در زندان عادل آباد بدون حکم سپری کرد، وی مدت ۹۰ روز در اعتراض به انتقال وکلای دراویش به سلول‌های انفرادی وبندهای امنیتی ۲۰۹ زندان اوین به اعتصاب غذا دست زد، وی سرانجام توسط دادگاه عمومی و انقلاب شیراز جمعا به ۴ سال حبس تعزیری، ۴سال تبعید به استان هرمزگان و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شد.

همچنین بهزاد نوری از دیگر امضا کنندگان این نامه نیز که در شهریور ماه سال ۹۰ در شیراز بازداشت، و سپس با رای دادگاه انقلاب شیراز به دو سال زندان، سه سال تبعید به بوشهر محکوم شد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، متن این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

آقای آیت الله آملی لاریجانی

با سلام و احترام

اینجانب صالح الدین مرادی سروستانی و بهزاد نوری کوچی از طرف خود و جمع کثیری از دراویش سلسله جلیله نعمت اللهی گنابادی با اشاره به خلاصه‌ای از ظلم ناروایی که از طرف افرادی که ملبس به لباس روحانیت و به اسم دفاع از دین و امنیت ملی بر ما رفته است به استحضار آن مقام عالی می‌رساند. باشد که پیگیری شما بتواند (در راستای اجرای اصول فصل سوم قانون اساسی) حقوقی را که سالهاست از ما ضایع گشته به ما بازگرداند.

پس از به آتش کشیدن و تخریب حسینیه‌های شهرهای قم، بروجرد، اصفهان و چرمهین و ربودن پیر و قطب معظم این طریقه علویه رضویه جناب آقای حاج دکتر نور علی تابنده مجذوب علیشاه در زادگاه‌شان بیدخت گناباد و مجبور نمودن ایشان به ترک وطنشان و حبس‌های طولانی مدت برادران ایمانیمان و بازداشت آنان بدون ارائه حکم قضایی، دست اندازی نسبت به املاک سلسله نعمت اللهی گنابادی و احکام نفی بلد مادام العمر جمعی از دراویش در شیراز و احضار و بازجویی برخی از دراویش از جمله فعالان حقوق و خانواده زندانیان و دانشجویان به دفا‌تر وزارت اطلاعات، تراشیدن شارب دراویش زندانی به قصد تحقیر، و شهادت یکی از دراویش به نام مهندس وحید بنانی توسط نیروی انتظامی در حوادث ناگوار شهر کوار و زندانی شدن تعداد زیادی از دراویش بی‌گناه و بازداشت وکلای مدافع ایشان و ایجاد مانع در مسیر درمان و رسیدگی به وضعیت پزشکی دراویش زندانی، زخم‌های گرانی بود که نه بر پیکر ما، که بر قامت نظام جمهوری اسلامی و اجرای عدالت وارد آمد، در این میان ایراد تهمت و افترا و هتاکی در مجامع عمومی و تحریک افکار عمومی نسبت به دراویش سلسله جلیله گنابادی توسط دو نفر ملبس به لباس روحانیت به نام‌های محمدرضا شهبازی و علی قائمی که منجر به طرح دعوی علیه ایشان توسط اینجانب شد، داغ تازه‌ای بود که با عدم توجه ایشان به احضاریه‌های دادگاه ویژه روحانیت شیراز رنگ دیگر یافت، چرا که انعکاس آن در رسانه‌ها می‌تواند ذهنیت دیگری نسبت به شأن قضا، عدالت و اقتدار در ایران، خصوصا در قبال کسانی که لباس روحانیت به تن دارند در ذهن مردم دنیا بر جا بگذارد و خدای ناکرده فرمایش شیخ اجل سعدی شیرازی مصداق پیدا کند که:

گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببـری رونــق مسلـمانی

آقای لاریجانی مراتب فوق شمه‌ای از ظلم‌هایی بود که در دهه گذشته بر دراویش مظلوم این سلسله رفته که متاسفانه برخی بانیان آشوب در کسوت روحانیت بوده و هستند مثل فتنه قم، بروجرد و کوار و… و مراجع مسئول هم در رسیدگی به این امور مسامحه می‌نمایند.

باتوجه به اینکه مکتب درویشی مکتب صلح بوده و هست، ما مشکلات پیش آمده را شفاهاً و کتباً به سمع و نظر متصدیان رسانده‌ایم اما دیده شده و می‌شود که جایگاه شاکی و متشاکی، قانونمند و قانون گریز عوض شده و عاملین آشوب آزادند و به عناد خویش ادامه می‌دهند و دراویش بی‌گناه که در مقام دفاع از عقیده، حقوق، ناموس، خانه و خانواده برآمده‌اند، در حبس و زندان و تبعید به سر می‌برند.

ریاست محترم قوه قضاییه،

از آنجا که شما متولّی امر قضا در جهت اعتلای عدالت در کشور جمهوری اسلامی ایران هستید از شما می‌خواهیم که به ظلم‌های رفته بر دراویشی که محکوم به حبس و تبعید شده‌اند، رسیدگی نموده و موجبات رهاییشان را فراهم بفرمایید. چنانچه خدایی ناکرده کوتاهی و سهل انگاری شود بیم آن می‌رود که نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان و استمرار این معضلات به بحرانی سراسری و دامنگیر تبدیل شود.

با احــترام

صالح الدین مرادی سروستانی

بــهـزاد نـــوری کوچی

مقاله قبلیاستبداد با سرکوب شروع میشود
مقاله بعدییورش وحشیانه مرسلپور رئیس زندان بندر عباس به بند زندانیان سیاسی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.