جمعی از کنشگران و فرهیختگان ایرانی در نامه‌ای با اشاره به خودسوزی و درگذشت سحر خدایاری از فیفا خواسته‌اند، با اعمال فشار بر ایران این کشور را وادار به رفع ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها کند.

ده‌ها تن از ایرانیان فعال در عرصه‌های مختلف علمی‌، فرهنگی و حقوق بشری مقیم خارج از کشور در نامه‌‌ای به جانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) با اشاره به ماجرای “بسیار غم‌انگیز” سحر خدایاری از فیفا خواسته‌اند، اقدامی کند تا “تبعیض علیه زنان” در ایران برچیده شود.

در این نامه که در آن اسامی چهره‌های نام‌آشنایی مانند نهضت فرنودی، روانشناس بالینی، یرواند آبراهامیان، استاد دانشگاه نیویورک، فرشته احمدی، استاد دانشگاه سوئد، شادی صدر، وکیل و فعال حقوق بشری، رضا علامه‌زاده، کارگردان و نویسنده و عباس میلانی، استاد دانشگاه استنفورد به چشم می‌خورد، فیفا به اقدام جهت برطرف کردن این تبعیض فراخوانده می‌‌شود.

در این نامه به “وضعیت تأسف‌انگیز زنان علاقمند به فوتبال در ایران” اشاره و تأکید می‌شود: «به اعتقاد ما این مسئولیت فیفا است که قاطعانه از جمهوری اسلامی بخواهد تا این سیاست آشکارا تبعیض‌آمیز علیه زنان را کنار بگذارد.»

با وجود این که ممنوعیت حضور زنان برای تماشای فوتبال در استادیوم‌ها مدت‌هاست که حتی واکنش فیفا را نیز به دنبال داشته اما ماجرای سحر خدایاری یا همان “دختر آبی” طرفدار تیم استقلال نقطه‌ عطفی در این مسیر به شمار می‌رود.

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی چند روز پیش به ماجرای خدایاری اشاره کرد و گفت، او محکومیت کیفری نداشته و این که در رسانه‌ها نوشته می‌شود، این حکم منجر به خودسوزی شده است “صحت ندارد.”

اما افکار عمومی تا کنون آرام نگرفته و عمق ماجرا چنان دلخراش است که بسیاری در سایر کشورها را نیز به واکنش کشانده است.

طبق گفت‌وگوی خواهر سحر خدایاری با رکنا، سحر در اسفند ۱۳۹۷ پس از ورود به ورزشگاه آزادی بازداشت و روانه زندان می‌شود. او پس از آزادی از زندان وقتی برای پس گرفتن تلفن همراه خود به دادسرای تهران مراجعه می‌کند، می‌شنود که ممکن است به دلیل “ورود غیر قانونی به ورزشگاه” به شش ماه حبس محکوم شود که همین باعث می‌شود دقایقی بعد خود را در آن‌جا به آتش بکشد. او در بیمارستان درگذشت.

نویسندگان این نامه خطاب به رئیس فیفا نوشته‌اند: «جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری در جهان ‌و تنها عضوی از فیفا است که بر اساس سیاست‌های واپس‌گرای خود، زنان را از شرکت در مسابقات ورزشی مردان محروم می‌سازد.»

آن‌ها ادامه داده‌اند: «زنان علاقمند به فوتبال که قصد حضور در استادیوم‌ها را داشته باشند ‌تحقیر می‌شوند، کتک می‌خورند و زندانی می‌شوند.»

سپس با گریزی به ماجرای سحر خدایاری به بند چهارم اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال اشاره شده که می‌گوید: «تبعیض به هر شکلی علیه یک کشور، یک شخصیت حقیقی یا گروهی از مردم به دلایل نژادی، رنگ پوست، قومی، ملی یا اجتماعی، جنسی، ناتوانی، زبان، دین، ‌نظرات سیاسی… و غیره به‌تأکید ممنوع شده و از طریق اخراج یا تعلیق قابل مجازات است.»

پیشنهاد “مشروط ساختن شرکت ایران در مسابقات جهانی”

نویسندگان این نامه به فیفا پیشنهاد می‌دهند که با “مشروط ساختن شرکت ایران در مسابقات جهانی فوتبال” به رفع منع ورود زنان به استادیو‌م‌های فوتبال کمک کند.

آن‌ها این پیشنهاد را “راهی مطئمن” برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی جهت پایان دادن به این “سیاست ‌ارتجاعی” خواند‌ه‌اند.

به گزارش دویچه وله؛ در پایان تصریح می‌شود: «ما قویا معتقدیم که فیفا در موقعیتی قرار دارد که از این تنها زبانی که جمهوری اسلامی می‌فهمد استفاده کرده و به مقام‌ها فشار بیاورد تا به حقوق ابتدایی زنان برای تماشای بازی‌های مورد علاقه‌شان، جایی که مردها در آن بازی می‌کنند احترام بگذارد.»

مقاله قبلیپرزیدنت ترامپ: «هدف را نشانه گرفته و آماده شلیک» منتظریم پادشاهی سعودی مقصر را معرفی کند
مقاله بعدی۶ نکته جذاب درباره آیفون‌های جدید
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.