۳۵۰ تن از دراویش گنابادی استان خوزستان با ارسال نامه‌ای به علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس، خواستار رسیدگی به وضعیت درمانی دراویش زندانی در زندان‌های اوین تهران و عادل‌آباد شیراز و پایان دادن به حبس و محکومیت غیرقانونی این عده شدند.

 این عده از دراویش که تعداد آنان بیانگر عدد نمادین ۳۵۰ (بند امنیتی زندان اوین) است، در نامه‌ای به علی مطهری، ‌ به دخالت‌های غیرقانونی نهادهای امنیتی و عدم توجه مسئولین قضایی در امور درمانی دراویش زندانی اوین و عادل آباد شیراز و تحدید حقوق قانونی این زندانیان اشاره کرده و این نماینده مجلس را به ادای وظیفه نمایندگی در رسیدگی و نظارت بر وضعیت زندانیان فراخوانده و خواستار پایان یافتن حبس‌‌ها و محکومیت‌های ناعادلانه شدند.

دراویش خوزستان در این نامه با یادآوری رفتارهای غیرقانونی دستگاه‌های امنیتی و قضایی در برخورد با دراویش گنابادی خوزستان، ‌ علی مطهری را به شنودهایی که توسط برخی عوامل وزارت اطلاعات دولت پیشین در دفتر کار وی نصب شده بود ارجاع داده و از رفتارهای غیرقانونی و ناقض حریم شخصی نهادهای امنیتی برای ایجاد فشار بر دراویش گنابادی انتقاد کرده‌اند.

این افراد همچنین به تخریب اماکن مذهبی و عبادتگاه‌های دراویشی که پیرو ولایت علی‌ابن ابیطالب و ائمه اطهار هستند، توسط نیروهای خودسری که خود را مذهبی می‌دانند اشاره کرده و خواستار پیگیری جدی این نماینده شدند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از  مجذوبان نور،یادآور می‌شود پیش از این نیز ۲۶ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه‌ای خطاب به آملی لاریجانی با هشدار دربارهٔ وضعیت جسمی زندانیان بیمار از جمله دراویش زندانی در اوین و عادل آباد، تاخیر و تعلل در رسیدگی به امور درمانی این گونه زندانیان سیاسی و عقیدتی را جفای مضاعف در حق خانواده‌های مظلوم آن‌ها و بروز عواقب و پیامدهای ناگوار برای خود زندانیان برشمردند.

مجذوبان نور نیز اخیرا گزارشی از وضعیت جسمی دراویش زندانی محبوس در زندان‌های کشور منتشر کرده که به علت ممانعت نهاد‌های امنیتی از درمان محروم شده‌اند.

مقاله قبلیدسناوردهاي ژنو 2؛ در كنار متعادل سازي جهان بيني هاي منطقه اي و جهاني
مقاله بعدیمثلث ننگین القاعده ، جمهوری اسلامی و طالبان را چه قدرتهائی آورده اند و چه کسانی خواهند برد؟!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.