نامه نیما ابراهیم زاده فرزند فعال کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده که جهت انتشار در اختیار رسانه ها قرار داده شده است.

 به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن این نامه به قرار زیر است.

از جایزه حقوق بشری کانادا تا محکومیت دوباره

من نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده می باشم. من تنها ۱۰ سال داشتم که پدرم را به جرم فعالیتهای وبلاگ نویسی و دفاع از کارگران و کودکان بازداشت و او را در دادگاه انقلاب بدون رعایت کمترین اصول دادرسی در ابتدا به ۲۰ سال و در آخر به ۵ سال حبس محکوم کردند. بعد از تمام شدن حبس ۵ ساله پدرم و حوادث و حمله گارد زندان به بند ۳۵۰ اوین  بار دیگر او را به اتهام ارتباط با رسانه ها و احمد شهید و درج مطالب و بیانیه های کارگری و حقوق بشری  از داخل زندان در یک دادگاه ۵ دقیقه ای بدون حضور وکیل به ۹ و نیم سال حبس ناعادلانه  محکوم کردند.

همزمان با محکومیت دوباره پدر به پاس فعالیتهای انساندوستانه و حقوق بشری جایزه حقوق بشری کانادا را به پدرم اهدا کردند. محکومیت سنگین ناعادلانه دوباره پدر ، شوک جدیدی بر خانواده وارد کرد . اکنون با وجود تایید و تاکید پزشکان بیمارستان محک و بیمارستان هزار تخت خوابی دولتی  مبنی بر امکان تشدید شدن بیماری ام ، دستگاه قضایی تا کنون با  مرخصی پدرم موافقت نکرده است.

حال مادر و پدربزرگم اصلا خوب نیست . مادر بزرگم ( مادر پدرم ) به خاطر نبود سالها حضور پدر ، یکی از چشمانش را از دست داده است . پدربزرگم به  ناراحتی های قلبی وآسم دچار شده است. مادر صبور و مهربانم هم بیماری ومشکلات اقتصادی او را در تگنا قرار داده و صاحب خانه فشار آورده تا مبلغ رهن اجاره خانه را اضافه کنیم.

باید چه فجایع دیگری و اتفاقات ناگوار دیگری برای خانواده ام رخ بدهد تا دولتمردان و دستگاه قضایی بگویند دیگر بس است و پدرم را آزاد کنند. آیا آنها قصد دارند ما را مرغوب کنند .

سازمانها و نهادهای حقوق بشری و انسان دوست ، عفو بین الملل ، دیده بان حقوق بشر و دهها و صدها سازمان و گروههای حقوق بشری و آقای احمد شهید کجا هستند? . آیا وقت آن نرسیده به حکومت ایران فشار بیاورند تا پدرم و دیگر زندانیان سیاسی را آزاد کنند.

نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده

خرداد ۱۳۹۵

مقاله قبلیمحسنی اژه‌ای رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما شد
مقاله بعدیکشف اولین گالری هنری در تاریخ
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.