عبدالفتاح سلطانی- یکی از بنیان گذاران کانون مدافعان حقوق بشر و حقوق‌دان زندانی ، پس از با خبر شدن از جایزه‌ای که مرکز بین المللی حقوق بشر کانادا برای سال 2013 به وی اختصاص داده است، طی نامه شجاعانه‌ای از زندان، ضمن قدردانی از این انتخاب به افشای وضعیت دردناک نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است.

بروایت عبدالفتاح سلطانی، در ایران امروز، از دین و اعتقادات مذهبی حاکم بر ایران به عنوان ابزاری برای نهادینه کردن انواع تبعیضات جنسیتی، قومی، مذهبی و اعتقادی استفاده می شود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، سلطانی می نویسد: «امنیت کشور تعریف مشخصی ندارد؛ هیچ راهی برای نقد و اعتراض وجود ندارد؛ هر گونه انتقاد و اعتراض به عملکرد هر یک از مسئولان مملکتی مخالف امنیت کشور تلقی می شود؛ احزاب و گروه‌های سیاسی فعالیت آزادانه نداشته و گروه‌های بزرگی از مردم محروم از حق مشارکت سیاسی هستند.»

عبدالفتاح سلطانی، در بخش دیگری از این نامه افشاگرانه توضیح می دهد که یکی از اتهامات مطرح شده علیه او و سایر مؤسسان کانون مدافعان حقوق بشر این بوده است که در پروسه تأسیس کانون مدافعان حقوق بشر مشارکت کرده است. او می نویسد «١٠سال از ١٣ سال حکم محکومیت من به زندان، بابت مشارکت در تأسیس این کانون صادر شده است.»

سلطانی، برای کسانی که آگاهی چندانی از جو سختگیرانه در دادگاه‌ها و زندان‌های جمهوری اسلامی ندارند می نویسد: این حقیقت برای شما فعالان و مدافعان حقوق بشر بسیار سخت است که بدانید تنها ٢ سال از مجموعه مدت طولانی محکومیت او «به خاطر دریافت جایزه حقوق بشری شهر نورمبرگ آلمان صادر شده است». جالب است که این محکومیت به صراحت در رأی صادر شده آمده.

سلطانی، همچنین در این نامه افشا می کند که همکارزندانی‌اش “محمد سیف زاده”، پس از گذراندن ٢ سال حبس در زندان‌های اوین و رجائی شهر، به دلیل اعتراضاتش علیه نقض حقوق بشر، در ادامه محکومیت‌های پیشین، بار دیگر به ٦ سال تحمل زندان محکوم شده است؛ این در حالی است که از بیماری قلبی در رنج و زندگی اش در خطر است.

سلطانی، از فرصت این نامه نگاری استفاده می کند تا بار دیگر تأکید کند که «با زندان، زنجیر و شکنجه می‌توان جسم انسان را ناتوان و در بند کرد اما روح او و اندیشه اش را هرگز نمی توان تضعیف یا در بند کرد.»

عبدالفتاح سلطانی، به همراه سه زندانی سیاسی دیگر، “سعید مدنی”، “امیرخسرو دلیرثانی” و “مهدی خدائی”، همین اواخر دست به اعتصاب غذا زده بودند تا علیه رفتارهای غیر مسئولانه کارکنان زندان نسبت به زندانیان بیمار اعتراض کنند. وی به تازگی همراه با رفقای زندانی اش اعتصاب خود را شکست. او در این نامه با یادآوری دوران دشوار اعتصاب غذا می‌نویسد که اقدام آنها «البته نتایجی داشته است».

مقاله قبلیزن به دار آویخته شده در ترکیه وضع حمل کرد!
مقاله بعدیاجاره رحم برای زوج های نابارور: 9 ماه 35 میلیون تومان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.