بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج در مورد وضعیت و شرایط حاد زندانی عقیدتی آقای کاظمینی بروجردی . زندانیان سیاسی در این بیانیه خواهان رسیدگی به وضعیت و شرایط این زندانی عقیدتی شده اند.  بیانیه جهت انتشار در اختیار رسانه ها قرار داده شده است .

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ متن بیانیه به قرار زیر می باشد:

به وجدانهای بیدار و مدافعین حقوق بشر،

آقای کاظمینی بروجردی 57 ساله که بیش از 3000 روز در زندان به سر می برد، بدون حتی یک ساعت مرخصی و بدون داشتن حق وکیل و در این مدت جمعا 400 روز را در انفرادی سپری کرده و شکنجه های بسیاری را متحمل شده است که منجر به بیماری های متعددی از جمله دیابت، ناراحتی کلیه، فشار خون و بیماری قلبی مبتلا شد. که عدم رسیدگی پزشکی به نارسایی قلبی ایشان، سبب بروز تورم در پاهایش گردیده و تعادل وی را در هنگام راه رفتن و ایستادن با مشکل جدی مواجه نموده است.

اخیرا وضعیت او بسیار نگران کننده شده است، 44 روز حبس در قرنطینه اعدام و 16 روز اعتصاب غذا منجر به شوک عصبی شده و در آزمایشی که در بهداری زندان صورت گرفت، قند خون او حدود 600 بوده است که بسیارخطرناک است و حتی انگشت پای او سیاه شده است که بیم آن می رود ایشان به بیماری قانقاریا مبتلا شده باشد که در این شرایط، عدم رسیدگی پزشکی خواهد بود.

 همچنین در ملاقات اخیر با خانواده در تاریخ 13 دی ماه، با کمک دو نفر از زندانیان به محل ملاقات آورده شدند . قابل ذکر است که وی در مورخه 15 مرداد 1393، بعد از 45 دقیقه بیهوشی توسط 5  پزشک در بهداری زندان معاینه شد که در میان آنها رئیس بهداری اوین و پزشک داخلی بهداری بوده است.اما مسئولین دادگاه ویژه روحانیت استفاده از دارو و درمان را برای ایشان منوط به کوتاه آمدن از مواضع اش کرده اند.

آقای کاظمینی بروجردی به جرم عدم وابستگی به دین دولتی و مخالفت با حکومت دینی، سال ها در وضعیت مرگ تدریجی قرار گرفته و خانواده او به عنوان گروگان حکومت مورد آزار و اذیت قرار می گیرند.

مادر سالخورده او که در سال 1385 به همراه وی دستگیر شده بود بعد از آزادی، در بیمارستان جان سپرد، اما به آقای بروجردی اجازه حضور برای تدفین مادرش را ندادند و نیز در همان سال که کلیه ا خانواده و اکثر اقوام او را بازداشت کرده بودند، در بند 209 اوین نوه شش ماهه اش را   آزار  دادند تا ازاین  خانواده ایشان اعتراف بگیرند.

همسر و فرزندان آقای کاظمینی بروجردی نه تنها مشکلات اقتصادی و اجتماعی و عاطفی نبود پدر را تحمل می کنند، بلکه در این مدت هشت ساله هر کدام جداگانه دستگیر و شکنجه شده و پرونده شان هنوز در دادگاه ویژه روحانیت باز است. همچنین فرزندان ایشان از تحصیل در دانشگاه های دولتی محروم و حق کار ندارند.

ما زندانیان  با دانستن این شرایط ،وظیفه انسانی خود می دانیم ضمن ارائه این گزارش کوتاه از تمامی وجدان های بیدار و مدافعین حقوق بشر درخواست کنیم که نسبت به این اعمال شکنجه غیر انسانی سکوت نکنند و تقاضای رسیدگی سریع به وضعیت این زندانی عقیدتی را داریم.

بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج

دی ۱۳۹۳

– رضا اکبری منفرد ،-  فرید آزموده ،- افشین بایمانی ،- فرهنگ پورمنصوری ،- شهرام پورمنصوری ،- ایرج حاتمی ،- ماشاله حائری ،- خالد حردانی ،- لطیف حسنی ،- افشین حیرتیان ،- شاهرخ زمانی ،- حمزه سواری ،- سعید شیرزاد ،- حشمت اله طبرزدی ،- علیرضا فراهانی ،- ابوالقاسم فولادوند ،- صالح کهن دل ،- سعید ماسوری ،- کریم معروف عزیز ،- پیروز منصوری ،- اسداله هادی،فرید آزموده

مقاله قبلیسخنرانی سیاسی جرج کلونی گلدن گلوب را تحت‌تاثیر قرار داد
مقاله بعدیشورش ۱۳۵۷ در آئینه مطبوعات؛ دوشنبه 18 دی ماه ۱۳۵۷
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.