درست در زمانی که فکر می‌کنیم تغییرات آب و هوایی بیش از این نمی‌تواند آسیب‌زا باشد، یک آسیب دیگر نمایان می‌شود و حالا مشخص شده است که در حال نابود کردن یک نقاشی سنگی با قدمت ۴۰ هزار سال است.

 تغییر اقلیم! در مورد این پدیده بحث‌های زیادی صورت گرفته که همه هم منفی بوده است. اکنون به نظر می‌رسد تغییرات آب و هوایی یک نکته منفی دیگر نیز دارد و به تدریج در حال نابودی باستانی‌ترین و ارزشمندترین هنر سنگی بشر است که بینشی از زندگی نیاکان ما را فراهم می‌کند.

یک مطالعه جدید از دانشگاه “گریفیت”(Griffith) نشان می‌دهد که گرم شدن کره زمین به آرامی نقاشی‌های باستانی را در غارهای آهکی جنوب “سولاوسی” اندونزی که بین ۲۰ تا ۴۰ هزار سال پیش کشیده شده‌اند، پاک می‌کند. این آثار هنری از اولین نقاشی‌های غاری شناخته شده در جهان هستند.

به گزارش آی‌ای، محققان برای فهمیدن اینکه چه چیزی در حال رخ دادن است، ۱۱ نقاشی مختلف در غارها را با استفاده از میکروسکوپ و سایر روش‌ها مانند تجزیه و تحلیل شیمیایی و شناسایی بلورها مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها دریافتند که در حال حاضر بلورهای نمک روی دیواره‌های غار در حال شکل گیری هستند و باعث خرد شدن و پوسته پوسته شدن سنگ شده و باعث تخریب این نقاشی‌ها می‌شوند.

محققان در مطالعه خود نوشتند: مناطق استوایی برخی از قدیمی‌ترین هنرهای سنگی شناخته شده در جهان را در خود جای داده‌اند و شرایط اقلیمی با سرعت نگران کننده‌ای در حال تغییر است.

آنها افزودند: ما نشان دادیم که این هنرهای سنگی در دهه‌های اخیر با چه سرعتی تخریب شده‌اند و که بلورهای نمک در حال نابود کردن نقاشی‌های باستانی چند ده هزار ساله هستند.

اگر کاری برای معکوس کردن روند تغییرات اقلیمی انجام نشود، ممکن است مهم‌ترین بخش‌های تاریخ بشریت را از دست بدهیم. اما متأسفانه به آن اندازه که از تغییرات اقلیمی اطلاع داریم، هنوز برای مقابله با آن برنامه‌ریزی و اقدامی انجام نداده‌ایم.

خبرگزاری های علمی داخلی نوشتند؛ محققان می‌گویند، این نقاشی‌ها از سرمای شدید آخرین عصر یخبندان تاکنون موفق شده‌اند طی ده‌ها هزار سال از تغییرات بزرگ آب و هوایی جان سالم به در ببرند، اما بعید است که با ادامه روند کنونی بتوانند تا پایان قرن ۲۱ سالم بمانند.

محققان پیشنهاد می‌کنند که باید این نقاشی‌ها را با جزئیات کامل مستند کرد و به دنبال یافتن آثار هنری قدیمی دیگری بود که ممکن است قبل از اینکه برای همیشه از بین بروند، آنها را از دست بدهیم. اکنون فقط زمان می‌تواند نشان دهد که ما می‌توانیم این نقاشی‌ها را نجات دهیم یا نه.

مقاله قبلیرکورد تورم ۷۵ ساله ایران شکسته شد!
مقاله بعدیواشینگتن پست: جمهوری اسلامی در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.