در این سفر دو روزه با دعوت ستاد احیای دریاچه ارومیه، ۲۰ خبرنگار از رسانه‌های کشور به همراه چهار نفر از کارکنان روابط‌عمومی سازمان محیط زیست و دو نفر از کارکنان ستاد احیای دریاچه ارومیه برای بازدید از پروژه‌های احیای دریاچه ارومیه ساعت ۶:۳۰ صبح از فرودگاه مهرآباد تهران به ارومیه سفر کردند.

رسانه‌های داخلی نوشتند: خانواده ریحانه سادات یاسینی بیانیه‌ای خود نوشتند: می‌دانیم که همکاران ریحانه و مهشاد از ریشه‌یابی این حادثه و دنبال کردن خون عزیزانشان کوتاه نمی‌آیند. سخن زیاد است، اما جان سوخته ما دیگر یاری نمی‌کند.

در بیانیه خانواده ریحانه یاسینی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آری «مرگ گاهی ریحان می‌چیند…»
ریحانه ما سراسر شور زندگی بود اما دنیا انگیزه و شوق او را تاب نیاورد.
او تمام هنر و قلم زیبایش را در راه دغدغه‌های جامعه به کار گرفت. گاهی شکوه و زیبایی را روایت می‌کرد و گاهی قلمش از غم‌ها به جان می‌آمد.
اینک ماییم و خاطراتی که بند بند وجودمان را در بر گرفته است. یاد او در سرمان و جایش در قلب سوخته‌مان همیشگی است.
سعی کردیم آنگونه که از ما خواسته بود با او وداع کنیم. از اینکه در این لحظات جانکاه همراهمان بودید، سپاسگزاریم.
از جامعه رسانه‌ای و فرهنگی، فعالان اجتماعی و همه مشارکت‌کنندگانی که در مراسم وداع ما را همراهی کردند و تمام کسانی که در این اندوه بزرگ، آهی از دل کشیدند، ممنونیم.
به خانواده دردکشیده مهشاد کریمی و خانواده سربازانی که آنها نیز قربانی بی‌مسئولیتی‌ها شدند، صمیمانه تسلیت می‌گوییم.
می‌دانیم که همکاران ریحانه و مهشاد از ریشه‌یابی این حادثه و دنبال کردن خون عزیزانشان کوتاه نمی‌آیند.
سخن زیاد است اما جان سوخته ما دیگر یاری نمی‌کند.

خانواده ریحانه سادات یاسینی

مقاله قبلیزمان قرعه‌کشی مرحله نهایی انتخابی جام جهانی قطر مشخص شد
مقاله بعدیبلینکن: زمان خروج ما از مذاکرات وین نزدیک است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.