خانه‌ی قاجاری «مینایی» جایگاه نهم را در فهرست آثار خارج‌شده از ثبت ملی در استان تهران، از آن خود کرد.

 بهمن‌ماه سال 1390، مالکان خانه‌ی قاجاری «مینایی» پس از ناامید شدن از اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان تهران برای تملک و حفاظت از این خانه که سرنوشت آن به سروسامان گرفتن وارثان این بنا می‌توانست منجر شود، درخواست خروج این خانه را از فهرست آثار ملی مطرح کردند، اما متولیان حفاظت از بناهای تاریخی در آن زمان، رویه‌ی خود را تغییر ندادند تا جایی که مالکان خانه‌ی مینایی با شکایت به دیوان عدالت اداری، این خانه را از ثبت ملی خارج کردند.

از سال 1385، مالکان این خانه‌ی ارزشمند چندبار درخواست اختصاص یافتن اعتباری برای مرمت و تملک خانه را به اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری دادند؛ ولی به گفته‌ی یکی از مالکان، فقط حرف‌هایی مبنی بر لزوم توجه به این بنای تاریخی زده شد و اقدامی عملی صورت نگرفت.

 102671_518

این بی‌توجهی به اندازه‌ای بود که معاون پیشین میراث فرهنگی استان تهران – بهروز جلالی – ششم مرداد 1391 گفت: این اداره کل اعتبار تملک خانه‌ی قاجاری مینایی را ندارد و در این زمینه، مدیریت شهری باید وارد عمل شود.

از سوی دیگر، مدیر پیشین بافت تاریخی شهرداری تهران مردادماه سال گذشته در این زمینه به ایسنا گفت: شهرداری تهران در حوزه‌ی حفاظت از خانه‌های تاریخی که وظیفه‌ی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است، فقط یک هدایت‌کننده است.

بهروز کاشف با اشاره به در نظر گرفته شدن اولویت‌های مربوط به خانه‌های تاریخی مانند دوره‌ی تاریخی، مکان‌رویداد و اتفاق‌های سیاسی برای حفاظت، تملک و نگهداری از آن‌ها، اظهار کرد: اعتباری برای تملک خانه‌های تاریخی نداریم؛ ولی برای حفاظت از این خانه‌ها می‌توانیم در حد توان شهرداری کمک می‌کنیم، البته اما دعا می‌کنیم این خانه‌ی تاریخی از ثبت ملی خارج نشود، وگرنه نگهداری از آن از اختیار شهرداری هم خارج می‌شود.

 102672_429

او در زمانی که این خانه‌ی تاریخی هنوز در فهرست آثار ملی بود،‌ اظهار کرد: اگر این بنا از فهرست آثار ملی خارج شود، دیگر اختیارش با شهرداری نیست و ما مجبوریم براساس ضوابط شهرداری به مالک خانه پروانه‌ی تخریب بدهیم. این وظیفه‌ای است که قانون برعهده‌ی ما گذاشته و باید توجه کنیم که شهرداری به‌لحاظ قانونی محدودیت‌هایی دارد.

در اواخر دوره‌ی قاجار، خانه‌ای با 480 مترمربع مساحت در کوچه‌ی شهید مسلم کریمی‌طینت (انشای سابق) توسط شانزدهمین پسر عباس‌میرزا ولیعهد، یعنی شاهزاده عبدالمیرزا فرمانفرما ساخته شد‌ و بعد از چندبار دست‌به‌دست شدن، فرهاد مینایی در سال 1345 آن را از تقی‌رضا، یکی از قصاب‌های معروف تهران، به قیمت 140هزار تومان خرید.

به گزارش ایسنا، براساس فهرستی که اداره‌ی حقوقی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران تا اواخر شهریورماه امسال آن را تأیید می‌کند، خانه‌های «زند نوابی»، «صداقت»، «اتحادیه»، «پروین اعتصامی»، «علیزاده»، «توماس توماسیان»، «کلانتری» و «سرای دلگشا» از سال 1388 به بعد از فهرست آثار ملی خارج شده‌اند و حالا که خبر رسیده خانه‌ی «مینایی» اواخر سال 1391 مراحل خروج از فهرست آثار ملی را طی کرده، نام خانه‌ی «مینایی» نیز به این فهرست سیاه اضافه شده است.

 

مقاله قبلییک مدیر در اهواز به خاطر آلودگی آب به ۱۰ماه حبس محکوم شد
مقاله بعدیانتخاب بازیگرانی برای جایگزین شدن در نقش‌های پل واکر
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.