یک تاجر میلیونر الجزایری می‌گوید می‌خواهد به کپنهاگ برود و جریمه زنانی که از سوی دولت این کشور به دلیل برقع پوشی جریمه شده‌اند را بپردازد.
در پاسخ، حزب پوپولیستی مردم سالاری دانمارک تهدید کرده است کسانی که این قانون را زیر پا بگذارند، به زندان می‌اندازند.

رشید نکاز فعال سیاسی و بازرگان الجزایری می‌گوید: «من متاسفم که دانمارک که نمونه‌ای از آزادی بوده خود را به این تله انداخته و رفتاری مانند دولت‌های بلژیک و فرانسه از خود بروز می‌دهد.»

آقای نکاز در ماه مارس و در سفر به دانمارک گفت: «اگر دولت تصمیم به ممنوعیت برقع بگیرد، هر ماه به دانمارک باز می‌گردم تا پول زنانی که برای پوشیدن برقع جریمه شده‌اند را بپردازم.»

دولت دانمارک در ماه مه این ممنوعیت را اجرایی کرد.

نکاز اعلام کرده که هشت درخواست پرداخت جریمه از زنان مسلمان در دانمارک دریافت کرده است در ماه سپتامبر به دانمارک خواهد رفت تا جریمه‌های آنها را پرداخت کند. او البته اظهار داشته که انتظار دارد این تعداد تا آن زمان بیشتر شود.

مارتین هنریکسن سخنگوی وزارت خارجه دانمارک از این اقدام این میلیونر الجزایری انتقاد کرده و می‌گوید: «من به شدت با این اقدام آقای نکاز مخالفم. این کار به شدت به مثابه تضعیف قانون دانمارک است. ما باید اقداماتی انجام دهیم تا افرادی چون او نتوانند به قانون ما بی احترامی کنند.»

آقای هنریکسن معتقد است حکم زندان به مدت یک یا دو هفته می‌تواند برای زنانی که برقع می‌پوشند مناسب باشد تا دیگر نتوان قانون را زیر پا گذاشت.

سخنگوی وزارت خارجه دانمارک همچنین می‌گوید: باید برای پرداخت جرایم مالیات هم در نظر گرفته شود تا از این طریق مبلغ پرداختی، بسیار بیشتر از مبلغ جریمه باشد.

آقای نکاز اما این صحبت‌های سخنگوی وزارت خارجه دانمارک را بی‌پاسخ نگذاشته و گفته حتی حاضر است مالیات جریمه‌ها را هم پرداخت کند. «من مالیات جریمه‌ها را هم پرداخت خواهم کرد، در مورد حبس هم از دادگاه حقوق بشر اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کمک خواهم خواست.»

رشید نکاز از سال ۲۰۱۰ جریمه زنانی که چه در کشورهای اروپایی از پوشیدن برقع منع شده‌اند و چه زنانی که در کشورهای اسلامی مخالف حجاب اجباری بوده‌اند، را پرداخت کرده است.

نکاز حتی از تجربیاتش در ایران هم می‌گوید: «در ماه مارس به ایران سفر کردم تا برای آزاد کردن ۲۹ زنی که به دلیل مخالفت با حجاب اجباری در زندان بودند، تلاش کنم. در نهایت با پرداخت ۷۷ هزار یورو یکی از آنها را آزاد کردم.»

به گزارش یورونیوز؛ نکاز می‌گوید از هر دو طرف باید حمایت کرد. «من از آزادی پوشش یا داشتن آزادانه حجاب در خیابان دفاع می‌کنم. خیابان باید میراث جهانی آزادی باقی بماند.»

مقاله قبلیتکلیف نرخ ارز پروازهای خارجی مشخص شد
مقاله بعدیاعلام روزانه نرخ ارز در سامانه سنا
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.