موشک، جواب موشک !

0
128

وقتی کسی به سخن یا کاری که یک فرد دیگر در مورد وی گفته یا انجام داده، و او از آن حرف و عمل ناراحت شده باشد؛ آنگاه عمل مقابل به مثل انجام می دهد، و چنانچه آن فرد به وی معترض بشود؛ به او می گوید: ” موشک، جواب موشک” یعنی ” زدی ضربتی؟ ضربتی نوش کن.”!

تعدادی از تندروهای اصولگرا که از باند رهبر جمهوری اسلامی می باشند؛ پس از آنکه آخوند هاشمی رفسنجانی در مراسم فرا رسیدن روز دوازدهم بهمن، طی سخنرانی در این مورد، گریزی هم به صحرای کربلا زد؛ و نسبت به ردّ صلاحیت شدن سید حسن خمینی، نوه رهبر نخست انقلاب شوم اسلامی از سوی شورای نگهبان، مطالبی را مطرح نمود که آقایان را خوش نیامد. هر یک از آنها، در هر فرصتی که میسر بود؛ با شدت به وی اعتراض کردند، و نسب های مختلفی را به او دادند!

در روز سه شنبه سیزدهم بهمن ۹۴، حسن روحانی نیز که در تلویزیون دولتی صحبت می کرد؛ بر جذب سرمایه گذاری های خارجی، و تعامل با دنیا تأکید زیادی داشت. که این و آن( حرفهای روحانی و رفسنجانی) خامه ای را واداشتند، که دیداری با دبرخانه شورای عالی امنیت ملی را ترتیب بدهد؛ که در آن نشست یک جا به هر دوی این آخوندها پاسخ دندان شکنی بدهد. از اینرو، در مورد این دو رابطه، رئیس باند تندروها، سید علی خامنه ای هم، در نشستی که امروز(چهارشنبه چهاردهم بهمن ۹۴) با اعضای دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی داشت؛ مانند همیشه بدون نام بردن از کسی، به گونه ای سخن گفت که به آشکارا مشخص بود؛ که مخاطبان او هرچه که در این دیدار از وی می شنیدند؛ مربوط می شد به سخنان روز دوشنبه اکبر هاشمی رفسنجانی. و نیز دیدگاه حسن روحانی در ارتباط با تعامل با دنیا و جذب سرمایه گذاری های خارجی در کشور بود!

اوج گرفتن موشک سخنان امروز خامنه ای، که او در تلافی موشک های به هوا برخاسته شده از سوی رفسنجانی و روحانی به فضای سیاست داخلی حکومت شان پرتاب نمود؛ حول محور مبارزه با استکبار جهانی، و تداوم نگاه ضد غرب در ایران(که منظورش در همان حکومت واپسگرای اسلامی شان است) دور می زد؛ تأکید زیادی داشت و در این باره گفت: ” از ابتدای انقلاب اسلامی، افرادی بودند که اعتقادی به مبارزه با استکبار نداشتند. ” ….. ” تفکر حاکم بر نهادهای امنیتی، باید صد در صد انقلابی و حزب اللهی باشد.” …. ” از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی تفکر انقلابی را قبول نداشتند؛ و برخی هم با اینکه در داخل نظام بودند؛ اما اعتقادی به تفکر مبارزه با استکبار نداشتند. که باید در برابر این جریان ایستاد. “!

در بخشی دیگر از سخنان خامنه ای آمده است: ” انجام صحیح وظایف، در زمینه تأمین امنیت کشور، حاکم بودن ” فضای صد در صد انقلابی است ” …. ” انجام صحیح نقش تصمیم سازی دبیرخانه، منوط به حاکم بودن ” فضای صد در صد انقلابی” در این نهاد است. زیرا اگر جهت گیری های زاویه دار با انقلاب اسلامی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تأثیرگذار شود؛ نتیجه مطلوبی به دست نخواهد آمد.” وی همچنین تأکید کرد، سیاست گذاری شورای عالی امنیت ملی باید منطبق بر تفکر صحیح، خالص، انقلابی و حزب اللهی باشد.” !

طی چند هفته گذشته، نوعی تقابل در اظهارات مقامات مختلف جمهوری اسلامی از جناح های گوناگون دیده می شود. محافظه کاران و سپاه پاسداران، به دنبال ابراز نگرانی رهبر جمهوری اسلامی، از ” نفوذ ” می گویند؛ و از این که بعد از برجام، مخالفان جمهوری اسلامی قصد دارند با نفوذ در اقتصاد ایران، پایه های نظام را سست کنند!

با توجه به این که حسن روحانی بخش مهمی از برنامه ریزی اقتصادی خود را، حول محور سرمایه گذاری خارجی متمرکز کرده است؛ اما موضوع فقط به اقتصاد محدود نمی شود. زیرا همین امروز خامنه ای با اشاره به تأثیر شیوه های جدید در امنیت ” زیرپوستی ” جامعه گفت: ” امروزه به واسطه شیوه های جدید، وظیفه نهادهای امنیتی در زمینه مبارزه با تهدیدهای سایبری در فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه حساس تر و سخت شده است. ” !

البته تمامی این ” ارّه بده و تیشه بگیرها ” ی مسؤلان بی خرد جمهوری رسوای اسلامی، به ویژه گروه تندروی اصولگرا که حامیان اصلی خامنه ای هستند (چون هر دو طرف می دزدند و می خورند و می برند؛ ولی همدیگر را لو نمی دهند.) با ورود سیدحسن خمینی به صحنه انتخابات مجلس خبرگان رهبری، و پشتیبانی آخوند هاشمی رفسنجانی از او و اعتراض تند وی به شورای نگهبان، در باره رد صلاحیت کردن نوه خمینی، و نیز تکروی های حسن روحانی در جوامع بین المللی، آقایان دریافته اند؛ که اینها در نظر دارند با زدودن خامنه ای از مسند رهبری انقلاب، سید حسن خمینی را بر جای سید علی خامنه ای بنشانند؛ و دست اصولگرا ها را از دامان انقلاب کوتاه نمایند. شاید هم در این تصورند، که حسن روحانی و تیم وی، با زد و بندهائی که با رؤسای ممالک غربی کرده است؛ ریشه ی اصولگراهای بی منطق را، از زمین همیشه شوره زار رژیم پست و منفور اسلامی شان برکنند. و همه قدرت را به دست اصلاح طلبان بدهند؛ و سرنوشت حکومت شان را به آنها واگذار نمایند!

محترم مومنی

مطلب قبلیبریتیش ایرویز از ۲۴ تیرماه پرواز مستقیم لندن-تهران را از سر می گیرد
مطلب بعدیرقابت کودکانه و خطرناک نیروهای دریایی سپاه و ارتش در خلیج فارس- فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.