مهناز پراکند، وکیل دادگستری گفت موکلش مهوش شهریاری (ثابت) با پایان محکومیت ده‌ساله‌، روز بیست و هفتم شهریور از زندان اوین تهران آزاد شد. مهناز پراکند یکی از وکلای این شهروند بهایی گفت حبس «ناعادلانه» و ده ساله خانم ثابت،  بیست و هفتم شهریور، به پایان رسیده است: «خانم ثابت (دیروز) قانونا زندانش تمام شد، چون خانم ثابت و بقیه یاران ایران اول به بیست سال زندان محکوم شده بودند، طبق قانون تجمیع اتهامات زندانشان قانونا به ده سال تبدیل شد و خانم ثابت چون زودتر از بقیه بازداشت شد، زودتر هم آزاد شد.»

مهوش شهریاری (ثابت)، شصت و پنج ساله، یکی از مدیران جامعه بهایی (یاران ایران) است که در اسفند ماه ۱۳۸۶ و به عنوان اولین فرد از اعضای این گروه بازداشت شد. فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم شش تن دیگر از اعضای «یاران ایران» نیز در اردیبهشت ۱۳۸۷ بازداشت شدند. این تشکیلات اداری که طی یک انتخابات از میان شهروندان بهایی ایران انتخاب شده‌ بودند، جایگزین محفل ملی بهاییان شد که با آزار و اذیت مقامات قضایی و امنیتی ایران منحل شده است.

مهناز پراکند روند بازداشت تا آزادی مهوش شهریاری و بقیه اعضای یاران ایران را ناعادلانه توصیف کرد و به کمپین گفت مقامات قضایی در همه مراحل به حقوق موکلش توجه نکرده‌اند. خانم پراکند گفت این شهروندان بهایی در دوران بازجویی ماه‌ها در سلول انفرادی مانده‌اند و از دسترسی به مشاوره حقوقی و ملاقات با وکیل محروم بوده‌اند.

همه رهبران جامعه بهایی پس از ماه‌ها سلول انفرادی و بازجویی، در سال ۱۳۸۸ با اتهاماتی مانند ارتباط با کشورهای بیگانه، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی و تشکیل گروه‌ غیرقانونی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه محاکمه و به بیست سال زندان محکوم شدند. دادگاه این شهروندان را از اتهام همکاری با و جاسوسی برای اسرائیل تبرئه کرد. این حکم پس از قطعی شدن با اعمال ماده ۱۳۴ جدید قانون مجازات و اصل «تجمیع اتهامات» به ده سال کاهش یافت. طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، در صورت داشتن دو اتهام، متهم پس از صدور حکم قانونا باید فقط محکومیت بزرگ‌ترین اتهام را تحمل کند.

مهناز پراکند گفت علاوه بر شرایط بازجویی، دادگاه آن‌ها نیز غیرعلنی بوده و در آن علیرغم توجه بین المللی، استانداردهای یک محاکمه عادلانه رعایت نشده است: «مراحل قبل از دادگاه که پر از نقض حقوق متهم بود، از سلول انفرادی درازمدت گرفته تا قطع تماس با خانواده، در مرحله دادگاه هم با این که توجه و فشار بین المللی باعث شده بود تلاش کنند دادگاه را واقعی برگزار کنند، ولی دادگاه غیرعلنی بود، به دفاعیات وکلا توجه خاصی نشد و استانداردهای یک دادگاه عادلانه رعایت نشد، چه از نظر قوانین داخلی و چه از نظر قوانین بین المللی.»

مهناز پراکند گفت مقامات قضایی پس از قطعی شدن حکم نیز حقوقی مانند آزادی مشروط و یا مرخصی درمانی مناسب را از آنان سلب کرده‌اند. به گفته خانم پراکند، مهوش شهریاری و بقیه رهبران جامعه بهایی طبق قانون مجازات اسلامی، پس از گذراندن یک سوم زندانشان قانونا حق برخورداری از آزادی مشروط را داشته‌اند ولی قوه قضائیه ایران از آزادی مشروط آنان نیز خودداری کرده است.

به کزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ هم اکنون شش تن از رهبران جامعه بهایی ایران در آخرین روزهای زندان ده ساله خود در زندان‌های اوین و رجایی شهر کرج به سر می‌برند. قانون اساسی جمهوری اسلامی آیین بهایی را به عنوان یک دین به رسمیت نمی‌شناسد و با آنان برخورد امنیتی دارد. محرومیت از تحصیل در دانشگاه، تبعیض در اشتغال و  برخورد قضایی با فعالیت‌های مذهبی، بخشی از تبعیض روزمره‌ای است که شهروندان بهایی در ایران تحمل می‌کنند.

مقاله قبلیگرگ‌ها برخلاف سگ‌ها توانایی درک علت و معلول را دارند
مقاله بعدیتیلرسون: توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی اصلاح نشود، آمریکا به آن پایبند نخواهد ماند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.