مهدی نصیری٬ مدیرمسئول  فصلنامه «سمات» می‌گوید با توجه به «واقعیت‌ها» رای آوردن حسن روحانی «بهترین تقدیر» برای نظام بود٬ این اتفاق مانع از بروز «انفجار» در جامعه شد چراکه دست‌کم «نیمی از مردم با گفتمان حاکم بر نظام مشکل» دارند.

تارنمای دیگربان نوشت: نصیری روز دوشنبه (۲۴ تیرماه) در گفتگو با وب‌سایت «خبرآنلاین» افزوده که «رای آوردن آقای روحانی بهترین تقدیری بود که با توجه به واقعیت‌ها و شرایط درونی و بیرونی کشور، خداوند متعال برای نظام رقم زده است.»

این تحلیل‌گر سیاسی افزوده است: «در مجموع ریاست جمهوری آقای روحانی را یک فرصت گران‌بها و طلایی برای جمهوری اسلامی می‌دانم به شرط آنکه جریان اصولگ‌را و دیگر جریان‌های معتقد به جمهوری اسلامی بدانند که چگونه باید از این فرصت استفاده کنند.»

مهمترین گزاره‌های این گفتگو:

● بعید است {روحانی} بتواند به این سرعت کاری در خور و قابل توجه انجام دهد. اما با رای آوردن او اولا فعلا در حد بالایی از آن حس دلخوری و مخالفت و معترض بودن آن نیمه مردم کاسته شده است و آن‌ها احساس پیروزی دارند و ثانیا حداقل دو سه سالی وقت می‌برد تا با فرض عدم توفیق آقای روحانی، این نیمه دوباره به دنبال مفرّ از وضع موجود بگردد و این بدان معنا است که ما یک فرصت چند ساله دیگر که عاری از خطر انفجار ـ این احتمال اگر چه ضعیف هم باشد ولی چون محتمل امری خطیر است به غایت قابل توجه است ـ را به دست آورده‌ایم.

● به نظر می‌رسد حداقل نیمی از مردم با گفتمان حاکم بر نظام و دستگاه‌های رسمی و نیز نحوه اداره کشور دچار مساله و مشکل و دلخوری و نه الزاما عناد و دشمنی هستند. البته فعلا اما در آینده اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود می‌تواند به عناد و خصومت تبدیل شود.

● {مردم به این دلیل به روحانی رای دادند که وی را} منتقد و یا مخالف گفتمان حاکم و غالب در عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ نظام و کشور و البته عده‌ای هم روحانی را شخصی زاویه‌دار با نظام ـ حداقل تحت تاثیر تبلیغات و القائات رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور ـ تلقی کردند.

● همه باید به روحانی کمک کنند تا آن نیمه {که به روحانی رای دادند} احساس کنند واقعا رای دادنشان نتیجه‌ای مثبت داشته است و الا باید در انتظار رخدادهای بدی باشیم.

● قبل از انتخابات به برخی دوستان گفته بودم که علی‌رغم آنکه به روحانی یا عارف رای نمی‌دهم اما رای آوردن یکی از این دو را خلاف مصلحت کشور نمی‌دانم و البته رد صلاحیت آقای هاشمی را نیز به مصلحت نمی‌دانستم.

● یک رخداد {بد} می‌تواند این باشد که در انتخابات بعدی یا مشارکت به شدت کاهش یابد که این پیوسته از نظر نظام و مقام معظم رهبری مردود بوده است و یا آنکه فردی رسما سکولار و مساله‌دار جدی با نظام رای بیاورد و آن وقت برای نیاوردن روحانی و عارف انگشت حسرت به دندان بگیریم.

● من به این باور رسیده‌ام که از زمانی که مردم به آقای خاتمی رای دادند تا به امروز، بخش قابل توجهی از مردم – بیش از نیمی از آن‌ها – به دنبال مفری از وضع موجود در نظام و کشور می‌گردند.

● {در صورت به قدرت رسیدن جلیلی} بدون شک بسیاری از مشکلات به قوت خود باقی می‌ماند و یا حتی شاید از جهاتی هم تشدید می‌شد. نتیجه این وضعیت پس از گذشت کمتر از یکسال، آوار شدن همه مخالفت‌ها و دلخوری‌ها و مساله‌ داشتن‌ها به سمت جریان اصول‌گرا و کاملا چسبیده به نظام و رهبری بود. و این می‌توانست انرژی متراکمی از مخالفت و دلخوری و اعتراض درست کند که هر لحظه امکان سرباز کردن و فوران آن بود. و آنگاه در این صورت اساس نظام مورد هجمه قرار می‌گرفت.

● من در دوران فاصله‌گیری از متن سیاست {به این نتیجه رسیدم که} ما در عصر غلبه واقعیت‌ها بر آرمان‌ها زندگی می‌کنیم. واقعیت‌هایی که عرصه را بر آرمان‌ها و ایده‌آل‌ها سخت تنگ کرده و امکان تحقق آن‌ها را بسیار پایین آورده است. در چنین شرایط و زمانه‌ای آرمانگرایی فارغ از دیدن درست و عمیق واقعیت‌ها نتایجی اندک و بلکه نتایجی معکوس خواهد داشت.

مقاله قبلیشکایت مشترک فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه حقوق بشر فرانسه علیه نقض حریم اطلاعات خصوصی
مقاله بعدی29 تير یک دیدار نمادین؛ تیم‌‌ ملی 2014 در برابر تیم ملی 1998
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.