مهدی طغیانی، طغیان کرده و به ارشاد دولت پرداخته است!!

0
183

در بسیاری از موارد غامض و گنگ و مبهمی، که از سوی بعضی به اصطلاح کارشناسان مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و…… حکومت ملاها به آگاهی دیگران می رسند. بعضی از این نابغه های بی همانند، چنان به بذل و بخشش افکار عالمانه خودشان می پردازند؛ که گوئی در زمینه مسائلی که دیگران نیز در همان باب ابراز نظر کرده اند. ایشان سرآمد همه آنها هست، و چنین کمالاتی، فقط در چنته عالمانه وی وجود دارند!

از جمله این صاحبنظران دانا!! مهدی طغیانی نماینده مجلس حکومت اسلامی است؛ که به رئیس جمهور نابغه رژیم ابراهیم رئیسی توصیه بی بدیلی نموده، که اگر ملت ایران به وی اعتراض نکنند؟ بیانگر بی تفاوتی خودشان، نسبت به آنچه که دست اندرکاران حاکمیت پلید اسلامی، و رئیس جمهور شش کلاسه اش در دولت نابخرد سیزدهم می گوید؛ و قصد به انجام رساندن آنها را دارد است!

مهدی طغیانی نماینده مجلس حکومت اسلامی گفته است: « دولت ابراهیم رئیسی می خواهد « ارز ترجیحی » را به تدریج از کالاها حذف، و آن را به شکل یارانه به طور مستقیم توزیع کند؛ و این انتخابی بین « بد و بدتر است. » ؛ وی در توضیح عبارتی که مطرح نموده افزوده است: « باید تلاش کرد، ضربه ای که به زندگی مردم وارد می شود < ملایم > تر باشد.» ؛ ( معلوم نیست که وی چگونه نماینده ای است؟ که حاضر به زده شدن ضربه به کسانی هست؛ که او را به نمایندگی خودشان برگزیده اند. ) ؟!

ارز ترجیحی اقدامی است که در دولت دوازدهم( شیخ حسن روحانی ) آغاز شد. تا اقلام و کالاهای اساسی، با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد بشوند؛ که در حال حاضر، فقط سویا، ذرت، گندم، جو، روغن خام و دارو مشمول این ارز می باشند!

مهدی طغیانی نماینده مجلس اسلامی در این خصوص گفته است: « کسی نمی گوید که قیمت ها را آزاد کنید؛ و ملت را به امان خدا رها کنید. بلکه ما باید تلاش کنیم، که ضربه ای که به زندگی مردم وارد می گردد ملایم تر شود.» ( بدیهی است که چنین نماینده نا محترمی، که جیره خوار رژیم منفور ملاهای مستبد است. « یکی به نعل بکوبد و یکی هم به میخ » تا هم مراتب نوکری خود را به اربان اشغالگرش عرضه بدارد؛ و هم به مردمی که امثال او را به چنین مقام هائی می رسانند بشارت بدهد؛ که در پی برآوردن ایده های موکلین خویش است. ) !

واقعا در کدام سرزمینی از این کره خاکی، مجلس و نمایندگانی را سراغ دارید؟ که در این حد به فکر منافع مردمی که موکلین آنها هستند باشند؛ و تمامی کوشش خودشان را، در مسیر هر چه آسوده تر شدن زندگی کسانی به انجام برسانند؛ که در سخنرانی های انتخاباتی شان، به آنان وعده های ایجاد بهبودی در زندگانی آنها را داده باشند؛ و پس از رسیدن به مقام عضویت در مجلس کشور و احراز نمایندگی مردمی که به وی رای داده اند. تا این فرد نالایق و فرصت طلب نماینده ایشان در قوه قانونگزاری میهن شان باشد. تا به این اندازه از حق و حقوق شهروندی در دیار خویش بی بهره و بی نصیب باشند؟!

مهدی طغیانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس رژیم است؛ که احتمالا با توجه به تجربیاتی که در زمینه مسایل اقتصادی داشته، به عضویت در این کمیسیون برگزیده شده است. و این امر به این معناست؛ که وی به عنوان کارشناس اقتصاد، پیش از انتخابات در این باره وعده هائی را به موکلین خود داده بوده، شرایط به هر شکلی که بشود؛ وی ضمن حمایت از حقوق مردمی که به وی رای داده اند. در صحن مجلس حکومتی، به پشتیبانی از آنها قیام کند؛ و حق این مظلومان را، از دستگاه حاکمیت ظالم اسلامی بگیرد؛ و ایشان را برای دستیابی به یک زندگی نسبتا مرفه و بی دردسر یاری برساند!

از ماه خرداد سال جاری که انتخابات ریاست جمهوری و گزینش نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انجام رسیده، حدود هشت ماه می گذرد. از همان ابتدا نیز که به خاطر بی کیاستی های دستگاه حاکمیت، و بی لیاقتی دولت سیزدهم، نه فقط هیچ کدام از مشکلات زندگی مردم ایران حل نگشته اند؛ بلکه بسیار بیشتر از دولت های بی کفایت قبلی این حکومت اهریمنی ضد ایرانی گشته، که بدون تردید اوضاع معیشت و زندگانی ملت ایران را، بسیار سخت تر و خراب تر از پیش هم نموده اند. بر اساس این موضوع که مجلس هم از حدود همان زمان فعالیت خودش را آغاز کرده است. شکی باقی نمی ماند، که مهدی طغیانی هم به عنوان نماینده آن، در جریان تمامی اقدامات دولت سیزدهم، و رویدادهای به وقوع پیوسته در دولت ابراهیم رئیسی قرار داشته و دارد؛ و بر آنچه که صورت گرفته آگاه می باشد. بیان جمله ننگ آور وی خطاب به رئیس جمهور( باید تلاش کرد ضربه ای که به مردم وارد می شود « ملایم تر » باشد‌) ؛ رساننده این پیام حقارت آمیز یکی از اعضای پارلمان حکومت استبدادی اسلامی به مردم است: که ما برای خدمت کردن به شما نیامده ایم؛ بلکه آمده ایم، تا کشورتان را، با انعقاد دو قرارداد شوم بیست و پنج و بیست ساله با چینی ها و روس ها، از حیطه استقلال خارج سازیم؛ و شما را به عنوان ملت همین سرزمین اشغال شده، زیر نفوذ ممالکی کمونیستی قرار بدهیم؛ که به عنوان یک حکومت اسلامی، همواره انگ بی خدائی را به ایشان می زدیم؛ و امام مان در سخنان بی خردانه خودش می گفت: « نه شرقی، نه غربی، فقط جمهوری اسلامی » !

که اینک هم به شرق( چین و روسیه ) وابستگی مطلق دارند؛ و هم با همه ظاهر فریبی های شان ، در صدد گشودن راهی، جهت ایجاد مراوده های دوستانه با همان غربی هائی می باشند؛ که نمایندگان رژیم اسلامی شان در مراسم برگزاری هشتمین اجلاس مذاکرات برجام به آشکارا عنوان نموده اند: اگر ایالات متحده آمریکا به نشست های مربوط به توافق « برنامه جامع اقدام مشترک = برجام » باز گردند؟ ما هم دوباره به این امر خواهیم پرداخت !

فقط دست اندرکاران حکومتی می توانند، با چنین روش های برخاسته از دشمنی محض خویش با ملت زیر ستم خود، به انان و نیاز های شان بی اعتنا باشند؛ که جز برای سوء استفاده از دارائی های ملی همین مردم ستمدیده نیامده باشند؛ و جز به فکر مال اندوزی از ثروت های بی انتهای سرزمینی، که شهروندان آن را به دست خودشان به چنین روزگار محنت افزائی محکوم نموده اند نیستند!

ای کاش آن دسته از هم میهنانی که با ساده انگاری، از کنار چنین مسائل ایران برباد دهنده ای عبور می نمایند. به از دست رفتن استقلال سرزمین باستانی خویش، و تباه گشتن دارائی های ملی متعلق به خودشان توسط حکومت اشغالگر و مستبد و دیکتاتوری در میهن آکنده از نعمت های خدادادی شان بیندیشند. تا با یک محاسبه معمولی دریابند؛ که در اثر بها ندادن به چنین حقایق تلخی، به گونه ناخواسته در حال پدید آوردن چه سرنوشت غمگنانه و توهین آمیزی، برای خود و ایران همگی مان می باشند؟!

خواجه عبدالله انصاری : « پروردگارا، آنانی را که عقل دادی چه ندادی؟ و آنهایب را که عقل ندادی چه دادی؟ » !

مطلب قبلیبادیگارد لاکچری، ساعتی ۱۰میلیون تومان
مطلب بعدیتظاهرات شبه‌نظامیان نیابتی جمهوری اسلامی در سالروز کشته شدن سلیمانی در بغداد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید