کشف آثار جراحی روی جمجمه‌های باستانی نشان از مهارت قابل‌ توجه جراحان پرویی از صدها سال قبل می‌‎دهد.

حتی با وجود یک جراح مغز و اعصاب ماهر، موثرترین داروهای بی‌هوشی و تمام پیشرفت‌‌های پزشکی مدرن، تصور جراحی جمجمه ما را وحشت‌زده می‌کند. کسی دلش نمی‌خواهد جمجمه‌اش را سوراخ کنند.

با این حال عمل مته‌کاری (تراشیدن، بریدن یا حفر یک سوراخ در کاسه سر) برای هزاران سال در سراسر جهان انجام می‌شده است. در ابتدا از این روش برای درمان آسیب‌های وارده به سر استفاده می‌شد اما به احتمال زیاد برای درمان سردردهای شدید، تشنج، بیماری‌های روانی و حتی خارج کردن شیطان از بدن نیز مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

نتایج مطالعه جدید دانشگاه میامی نشان می‌دهد که نرخ عمل‌های مته‌کاری موفق در پروی باستان در زمان امپراتوری اینکاها دو برابر بیشتر از زمان وقوع جنگ‌های داخلی آمریکا بوده است. در دوره جنگ‌های داخلی آمریکا، سه قرن بعد از امپراتوری اینکاها، سربازها تحت نظر جراحان ماهر، آموزش‌دیده و مجهز عمل مته‌کاری می‌شدند. با این حال نرخ بقای بیماران کمتر از زمان امپراتوری اینکاها بوده است.

کوشنر، متخصص مغز و اعصاب، در این باره می‌گوید:‌«باوجود این که اطلاعات زیادی درباره این جراحی و افرادی که تحت این عمل جراحی قرار گرفته‌اند، در اختیار نداریم اما نرخ بقای بیماران از دوره جنگ‌های داخلی آمریکا در مقایسه با زمان امپراتوری اینکاها بسیار کمتر است».

وی افزود: «در زمان امپراتوری اینکاها، نرخ مرگ و میر بین 17 تا 25 درصد بوده است اما این آمار طی جنگ‌های داخلی آمریکا به 46 تا 56 درصد می‌رسد. این تفاوت فاحشی است. سوال اینجاست که جراحان پروی باستان چگونه به چنین نتایج موفقیت‌آمیزی می‌رسیدند در حالی که جراحان تحصیل‌کرده آمریکایی با تجهیزات پیشرفته‌تر پزشکی نمی‌‌توانستند به آن برسند؟»

دانشمندان گمان می‌کنند که پاسخ این سوال را پیدا کرده‌‌اند: بهداشت. دقیق‌تر بگوییم عدم وجود شرایط بهداشتی در جنگ‌های داخلی آمریکا باعث افزایش نرخ مرگ و میر ناشی از این عمل جراحی شده است.

نتایج تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که جراحان طی جنگ‌های داخلی آمریکا برای بررسی زخم‌های باز جمجمه یا برداشتن لخته‌های خون از تجهیزات پزشکی غیراستریل یا انگشتان خود استفاده می‌کردند که این امر باعث عفونت زخم و در نهایت مرگ بیمار می‌شده است.

به گزارش آنا از ScienceDaily، دانشمندان هنوز نمی‌دانند که جراحان پروی باستان برای جلوگیری از عفونت زخم چه کاری انجام می‌‌دادند یا حین عمل از بی‌هوشی استفاده می‌کردند یا خیر. اما از آنجا که تعداد عمل‌های جراحی روی جمجمه در این دوره بسیار بالا بوده است، احتمال می‌رود از ماده به‌خصوصی، احتمالا برگ کاکائو، استفاده می‌کرده‌اند.

مقاله قبلیظاهرا نخست وزیر اسرائیل، آرمان دیگری جز حمله نظامی به جمهوری اسلامی را ندارد! محترم مومنی روحی
مقاله بعدیبیش از ۸ میلیون یورو پاداش حضور ایران در جام جهانی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.