سازمان مدافع حقوق زنان “تر د فم”، روسری سر کردن دختربچه‌ها در دبستان‌ها و مهدکودک‌‌های ‌آلمان را نقض حقوق کودک و ناقض قانون اساسی این کشور می‌داند. اتحادیه معلمان آلمان از این خواست حمایت می‌کند.

یک وکیل متخصص می‌گوید ممنوعیت روسری توجیه قانونی دارد. مارتین نتزهایم، حقوقدان و کارشناس قانون اساسی آلمان، در پاسخ به درخواست سازمان “تر د فم” اعلام کرده که بحث ممنوعیت روسری برای دختربچه‌ها در مدارس و کودکستان‌ها، مغایرتی با حق آزادی مذهب ندارد.

سازمان یاد شده که مدافع حقوق زنان است، می‌خواست بداند که آیا ممنوعیت روسری برای دختربچه‌ها در محیط‌های آموزشی، حق بنیادی آزادی مذهب در آلمان را پایمال می‌کند یا نه.

مارتین نتزهایم می‌گوید این ممنوعیت تا رسیدن بچه‌ها به سن قانونی، از نظر حقوقی موجه است. او در یادداشتی می‌نویسد: «روسری یک نشانه آشکار از وابستگی مذهبی است و علامت تفکیک، جدایی و محدودیت.»

این وکیل متخصص قانون اساسی، یادآوری می‌کند که مدرسه جایی است برای آموزش آزادی و در عین حال می‌افزاید: «منع نمادهای مذهبی باید در مورد همه صدق کند و رویکردها در این زمینه باید یکسان باشد.»

اتحادیه معلمان آلمان از تلاش سازمان “تر د فم” حمایت کرده است. قائم‌ مقام دبیر این اتحادیه می‌گوید وظیفه آموزش و پرورش این است که جوان‌ها را افرادی روشن و متکی به خود‌ بار بیاورد و در همین راستاست که منع استفاده از روسری تا هنگامی که فرد به سن قانونی نرسیده، معنا و اهمیت می‌یابد.

سازمان “تر د فم” با جمع‌آوری امضا از افراد صاحب‌نام، برای ممنوعیت حجاب دختران نابالغ در آلمان تلاش می‌کند. این سازمان حجاب دختران خردسال را تبعیض جنسیتی در حق آنها می‌داند.

مشخص نیست تعداد دختربچه‌هایی که مجبورند در آلمان در مدرسه روسری به سر کنند چقدر است. سیران آتش، وکیل و مسلمان فمینیست ترک‌تبار آلمانی، در این باره گفته است که روسری برای دختران زیر سن قانونی به گونه‌ای سوء استفاده جنسی از آنها به حساب می‌آید. آتش افزوده که «از آزادی ادیان نباید چنین تعبیر شود که هر که هرچه دلش خواست انجام دهد».

خانم زیگرید پتر، معاون اتحادیه پزشکان اطفال و نوجوانان، پیش‌تر گفته است که دختران زیر سن قانونی که روسری بر سر می‌کنند، با مشکل کمبود “ویتامین دی” روبه‌‌رو هستند، کمتر حرکت بدنی دارند، کمتر ورزش می‌کنند و بسیار کم در برنامه درسی استخر مدارس حاضر می‌شوند.

به گزارش دویچه وله؛ او معتقد است که حقوق کودکان، با تعیین روسری برای آنها زیر پا له می‌شود، زیرا این خود کودکان نیستند که در باره روسری تصمیم می‌گیرند، بلکه آنها تصمیمی را اجرا می‌کنند که والدین‌شان به آنها دیکته می‌کنند.


مقاله قبلیبی‌خبری ۱۷ روز پس از بازداشت کامیل احمدی؛ رد وکیل انتخابی، ملاقات حضوری و معاینه پزشکی
مقاله بعدیتبانی روحانی – ظریف و ماکرون چه نتیجه ای بر جای گذاشت؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.