در زمانی که نظام برده داری وطبقه بردگان جایگاه و نقش تعیین شده در دولت شهرها وامپراتوری های وقت داشتند و در تعارضات نظامی- سیاسی غالبا سرنوشت جوامع مغلوب به نابودی ویا اسارت جمعی رقم زده می شد و فاتحان، اعمال این خشونت ها و برخوردهای غیر انسانی را به عنوان جزئی از مدیریت و اداره صحیح نظام امپراتوری یا دولت شهر ها تلقی می نمودند. و فراتر از آن با فخر تمام چنین اعمالی را برای آگاهی آیندگان در کتیبه های خود منقوش می ساختند. چنانکه سناخریب، پادشاه آشور در باره حمله خود به کشور عیلام چنین می گوید: «من سی و چهار دژ وشهر عیلام را تسخیر نمودم. اهالی آنها را اسیر کردم و شهر ها را آتش زدم و به خاکستر تبدیل نمودم و دود آتش مانند دود یک قربانی بزرگ پهنای آسمان را فرا گرفت.» در همین راستا آشور بانیپال دیگر پادشاه آشور، پس از تسخیر کشور عیلام تنها به غارت و کشتار ساکنان عیلام بسنده نکرده، بلکه با شکافتن مقابر پادشاهان و قهرمانان عیلامی استخوان های آنان را همراه خدایان عیلام به نینوا پایتخت آشور فرستاد و در کتیبه خودنگاشت: «سرزمین شوشان وشهر ماداکتو و شهر های دیگر را با خاک یکسان کردم و در مدت یک ماه ویک روز کشور عیلام را به تمامی عرض آن جاروب نمودم. من این کشور را از عبور حشم و نغمات موسیقی بی نصیب ساختم و به ددان، ماران و جانوران صحرا اجازه دادم آن را فرا گیرند.»

در چنین فضایی از خشونت، تخریب، اسارت و بیرحمی، آزاد مردی نواندیش بپا می خیزد و نظم و نسقی نوین مبتنی بر ارزش های انسانی بر سراسر گستره امپراتوری تازه تاسیس خود مستقر می سازد. نظامی بر اساس همزیستی فرهنگی، تساهل و سازگاری نژادی و زبانی و آزادی مذهبی از یک سو و نفی و منع بردگی و برده داری و آزادی اسرا و بازگرداندن آنها به موطن اصلی شان و همچنین خدایان به جایگاه اولیه شان از سوی دیگر.

بی شک این اصول وارزش های مندرج در منشور کوروش ارثیه جاودانی است برای بشریت و منشاء الهام بخش ویژه برای مردم ایران بخصوص مدیران اداره عمومی جامعه، مدیرانی که کشورشان به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین حقوق مدنی وسیاسی، و حقوق اقتصادی و اجتماعی ملحق شده است و تعهدات مندرج در آنها در زمره قوانین داخلی کشور در آمده و رعایت آن از سوی قوای سه گانه الزامی می باشد.

اینک بر همه ما ایرانیان است که هفتم آبان، زادروز کوروش بزرگ را به عنوان روز تاریخی و عید ملی ایران تثبیت نماییم. و بجاست که در این روز فرخنده، آزادی تمامی زندانیان سیاسی، عقیدتی و مطبوعاتی صورت گیرد و در پرتو ی الهام از اصول مندرج در منشور کوروش و پای بندی به حقوق بشر و آزادی های اساسی اعلامیه جهانی و میثاقین رهگشا و گره گشای معضلات و مشکلاتی شویم که بر کشور ما سایه افکن شده است و به طور روزافزون سنگینی آن ها بیش از پیش پی آمد های نگران کننده ای را در رابطه با مسئله نقض فاحش حقوق بشر در میهنمان به ویژه در قبال چالش های خارجی موجب می گردد.

تهران – سوم آبان ماه ۱۳۹۶
هیئت رهبری و هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران

 

مقاله قبلیایرانیان میهن پرست تا به ابد، زادروزات را گرامی می دارند! محترم مومنی روحی
مقاله بعدیپیروزی ما در سوریه چگونه حاصل شد؟ شطرنجی چندوجهی برای نجات یک ملت، در دوزخ سوریه
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.