“منجی” در ناخودآگاه جمعی ایرانیان؛ وقتی کمونیست های ایرانی نیز دنبال “امام زمان” می گردند!

0
215

دکتر کاوه احمدی علی آبادی

عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

اپیزود اول: راز آن را در فیلمی یافتم کاملاً متفاوت. آن داستان روباتی بود که توسط یک طراح، برخوردار از برنامه ای با نوعی احساس، رویا و رفتار فراماشینی شده بود و طوری برنامه ریزی شده بود که وقتی ماشین ها توسط هوش مصنوعی بر علیه انسان ها کودتا کردند، بتواند به کمک یک پلیس، ماشین ها را شکست دهد. طراح آن روبات با تعبیه یک برنامه در روبات، کاری کرده بود که او در رویاهایش آن پلیس را می دید. آن رویاها عاقبت کار خودش را کرد. یاد رویاهای خودم افتادم.

اپیزود دوم: من از کودکی به شناخت همه چیز با شدتی وصف ناپذیر علاقه مند بودم و حتی ولعی سیری ناپذیر داشتم؛ کششی پایان ناپذیر. زمانی که در سنین نوجوانی به خارج از کشور رفتم، برای مدتی وقفه و گسستی برای ادامه تحصیل رسمی ام پیش آمد که مدام مرا آزار می داد که نکند نتوانم ادامه تحصیل دهم. حتی تا وقتی که مقطع فوق لیسانسم را تمام کردم، من هنوز در خواب هایم، کسی بودم که دیپلم نگرفته و برای ادامه تحصیل مشکل دارد. اما به محض این که فوق دکترایم را گرفتم یک دفعه تمام آن کابوس هایم تمام شدند و در رویاهایم نیز تحصیلاتم کامل شده بود. تو گویی، آن وقفه تحصیلی در زندگی ام، لازم بود تا چنان خلائی را در ناخودآگاهم تعبیه سازد که حتی در خواب هایم ظاهر شود و من برای جبران آن ناگزیر باشم که بی قرار و حتی پابرهنه به سوی کسب دانش در زمینه های مختلف و اتمام تحصیلاتم برسم!؟

اپیزود سوم: سال ها پیش دوستی داشتم که از کارکنان سفارت فرانسه بود. او که شاهد سخنان سفیر و مسئولان امور فرهنگی سفارت فرانسه با ایرانیان بود، روزی تعریف کرد که برای سفیر و سایر تعاملگران با ایرانیان، برخی باورها و پدیده های ایرانیان قابل درک نیست. آنان با تعجب به وی گفتند با انواع و اقشار مختلف ایرانیان که سخن می گوییم، پیرامون هیچ چیز اتفاق نظر ندارند، الی “امام زمان”! کسی که غیب است و اصلاً دیده نمی شود و ظاهراً هیچ جا نیست، اما حقیقتاً تو گویی همه جا هست!!

اپیزود چهارم: تا مدت ها تصور بر این بود که تنها عامه مردم و مذهبیون و سنتی ها به امام زمان معتقدند. چون معیار سنجش را نه کنش که “باور” مردم قرار داده بودند، اما آن زمانی پیچیده تر شد که نه تنها کنش افراد که کنش خاموش اشخاص ملاک گرفته شود. با این زاویه دید، نه تنها عموم مردم ایران و روشنفکران که حتی کمونیست ها و بی دینان ایرانی نیز بدون این که خود بدانند، به امام زمان ایمان داشتند بدون این که نیاز باشد به او باور داشته باشند، چون جملگی منتظر کسی هستند که ظهور کند و بدنبالش برای سرنگونی ستم و ستمگران به هم بپیوندند. حتی انقلاب ۵۷ ایرانیان نیز چنین هویتی داشت. این انتظار همگان و حتی ایرانیان خارج از کشور جهت آمدن کسی به منظور تغییر رژیم آنقدر مورد توجه بوده که به لطیفه های بین ایرانیان درباره خودشان کشیده شده است. برای شناخت کنه آن نیز لازم است تا به عمق مفاهیم در روح و روان و حتی چه بسا ناخودآگاه جمعی ما ایرانیان چنگ بزنیم.

اپیزود پنجم: اگر ما در تاریخ جهان با پیامبرانی (رسول) در میان سامیان یعنی اعراب و عبری ها مواجه بودیم، در دیگر نقاط جهان چنین نبوده است (تفاوت رسول با نبی). در مکان های دیگر با “کانون” هویت های دیگری برخورد می کنیم. در چین با “حکیم”، در یونان و روم (باستان) با “فیلسوف”، در هند “عارف”، در مصر و شمال آفریقا با “پیشگو”، در آفریقای سیاه با “جادوگر”، در اقیانوسیه و جزایر اقیانوس کبیر با “ساحر” (افسونگر)، در مغولستان، شمال روسیه و سیبری “شمن” (روشن بین)، در آمریکای باستان (پیش از کلمب) با “کاهن”، از آسیای میانه (ماوراءالنهر) تا آسیای صغیر (که بخش هایی از ایران را نیز در برمی گیرد) یعنی تاجیک-ترک ها با “شاعر” و در اروپای قدیم با “دولتمرد” و اروپای جدید (پس از رنسانس) با “هنرمند” و خلاصه در فنیقیه (لبنان و فلسطین باستان) با “تاجر” و در آمریکای جدید (پس از کلمب) با “سوداگر” (در آمریکا هر شغلی فرصتی برای نوعی سوداگری -به معنای مثبت آن- است؛ حتی فعالیت های فرهنگی و هنری) مواجه ایم. این بدان معنا نیست که در جاهای دیگر اشکالی با هویت دیگر کانون ها را نمی توان یافت، بلکه منظور این است که مکان های مذکور کانون های اصلی هویت های مذکور بودند و بعضاً دیگر هویت ها نیز در آن ها “پیرنگ” کانون شان را داشتد یا می یافتند. مثلاً سلیمان دولتمرد بود، اما چون بقیه پیامبران عبری، هویت یک رسول را داشت. مارکوس اورلیوس نیز ظاهراً دولتمرد بود، اما هویت اصلی یک فیلسوف رواقی را داشت. باید توجه داشت که وقتی از دولتمرد یا سایر عناوین در اینجا سخن می گوییم، منظور دولتمرد، تاجر یا هنرمند –که در هر جامعه ای یافت می شوند، به مثابه یک شغل نیست، بلکه هویت و جوهره آن ها است. شمس و مولانا نیز ظاهراً عارف خوانده می شوند، اما پیش و بیش از آن، هویت یک شاعر را داشتند. حتی یوسف که پیامبری عبری بود، وقتی به مصر رفت، هویت کانون آنجا را یافت و پیشگوی خواب های فرعون شد. کاهنان آمریکای باستان کارهای مختلفی از جمله ملغمه ای از جادو و افسون و پیشگویی نیز انجام می دادند، اما قبل از هر چیز کاهنان قربانگر معابد بودند. هنرمندان نیز در همه جا بودند، ولی کانون “همه انواع هنر” و مکاتب، اروپا بوده و هست. اما در ایران به کانون چه هویتی برمی خوریم؟ میترا، زرتشت و کاوه آهنگر پیامبر بودند؟ نه؛ آنان “منجی” بودند. چنان که کوروش نیز یک دولتمرد ایرانی بود، ولی هویت منجی یافت و مانی ایرانی نیز در بین النهرین چون سامیان، پیامبر گشت، همچنان که امام حسین عرب در خوانش ایرانیان به “کشتی نجات” (منجی) بدل شد. ایمان به منجی از تاریخ ایرانیان درمی گذرد و حتی در افسانه ها و آرزوهای ایرانیان می جوشد و خبر از هویتی در روح جمعی ایرانیان می دهد که ورای آن است که به عصری محدود باشد (مثلاً محدود به دوران اسلامی ایرانیان) یا چون باور یا اتفاقی گذرا سنجیده شود (دوران مشروطه یا انقلاب و غیره) یا به قشر یا طیفی مشخص (مذهبی و سنتی) محدود و معطوف گردد؛ البته شدت و حدت آن در ازمنه مختلف متفاوت است.

اپیزود ششم: بی سبب نیست که در کشورهای غربی که در طول این چند دهه شاهد و پذیرای مهاجران ایرانیان بودند، می گویند: ایرانی اگر یکنفر باشد، شاعر می شود، دو نفر باشند، بحث می کنند و اگر سه نفر شوند، انقلاب می کنند. دوست و بانوی کردی را می شناختم که هشت سال در زندان های رژیم سپری کرده بود. مدتی بعد از این که از زندان بیرون آمد و به کار مشغول شد، و برای مسافرت و استراحت دو هفته ای تعطیلات را به یونان رفته بود و در آنجا برخورده بود با تظاهرات یونانی ها علیه سیاست های ریاضت طلبانه دولت یونان. تعریف می کرد به دوستم گفتم برویم تظاهرات (انگار که دیدن تظاهرات، او را چون آهنربایی به سوی خود جذب کرده باشد). دوست اش گفته بود که ما یونانی بلد نیستیم که شعار دهیم! گفت ما کاری با شعارهای یونانی ها نداریم، ما به زبان خودمان علیه رژیم ملاها شعار می دهیم. رفتیم که رفتیم.

اپیزود پایانی: امروز نیز ما با شدت و حدتی باورنکردنی شاهد تقویت منجی باوری در ایران هستیم. آنقدر قوی که رژیم ملاهای ایران را حتی در حسینیه ها و مساجدش مقلوب و منفور ساخته است؛ چرا که در همه جا پیچیده که امام زمان پیام فرستاده که رژیم ملاها باطل و طاغوت است و باطل رفتنی است و ملاهای حکومتی و دست پروردگان دجال، هر کاری می کنند نمی توانند به رژیم نامشروع شده توسط “امام زمان” مشروعیت بخشند. یک روز ولایت فقیه را به مقام خدایی می رسانند، روزی دیگر خود را نائب امام زمان می خوانند، و هر قصه ای که می سازند، توان مقاومت در مقابل “افسانه منجی” را ندارد و تو گویی توسط لشکری نامرئی خلع سلاح شده اند. به خصوص که اینک “پیام های منجی” به ماورای مرزها نیز رسیده است و در خاورمیانه حسابی شیطنت های رژیم را بر علیه اش برگردانده است. کسانی که “امام زمانی” خوانده می شوند، همه جا هستند؛ از حوزه های علمیه تا تظاهرات خیابانی و سفارتخانه ها و از زندان گرفته تا رسانه ها و فضای مجازی و حتی در سرّی ترین نهادهای امنیتی رژیم (البته با چراغ خاموش) و تنها و تنها از یکنفر دستور می گیرند: “آقا امام زمان”. برای چنین حکومتی نیاز نیست تا بالای سر مردم فرمان برانید (و حتی چه بسا همچنان میان مردم بمانید و حکومت تان را بر پا کنید)، بلکه می بایست به قلب های مردم دست یابید؛ آن هم نه با دروغ، عوام فریبی، ریا و خدعه؛ که اگر چنین کنید در کوتاه مدت شاید بتوانید مردم را فریب دهید، اما در بلندمدت توسط حقیقت چون امام جعلی تان عاقبت رسوا خواهید شد و چهره واقعی پشت نقاب رژیم و رهبران تان برای همه آشکار خواهد گشت. و این است تفاوت یک “امام حقیقی” با “حاکمان عادی”، چه رسد دجالان مردم فریب.

مطلب قبلیبیانیه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات برای توقیف روزنامه ابتکار
مطلب بعدی” شما بزایید، ما می کشیم ” !
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.