پيتر بردشاو منتقد گاردين در مقاله‌ای كه ديروز در سايت اين نشريه منتشر شده از «جدايی نادر از سيمين» به عنوان يكی از بهترين فيلم های نيم دهه اخير نام برد.

بردشاو منتقد شناخته شده بريتانيايی فاصله سال 2010 تاكنون را دارای بهترين فيلم‌هايی دانست كه در آنها بازيگران بيشتر از هميشه مورد توجه واقع شدند و در عين حال فيلم هايی ساخته شدند كه ساخت‌شان به مدد پرده سبز ميسر شد. در واقع به گفته وی اين نيم دهه سال های اوج ابر قهرمان‌ها و فيلم‌های فانتزی و علمی تخيلی بود كه شكل گرفتن آنها به كمک تكنولوژی پرده سبز و جلوه‌های ويژه پديد آمده است.

وی می‌نويسد با وجود اين كه تا همين اواخر چنين امكانی وجود نداشت و تنها چند ابرقهرمان شناخته شده موجود بودند اما اكنون پيشرفت تكنولوژی امكان جان يافتن يک دوجين از ابرقهرمان های مارول را ممكن ساخته است.

اين منتقد می‌افزايد در 5 سال اخير ما شاهد خلق ژانرهای جديد هم بوده‌ايم و فيلم هايی برای نوجوانان كه با اقتباس از مجموعه های چند جلدی كتاب‌ها ساخته شده اند توجه زيادی را به خود جلب كرده اند.

وی می افزايد اين فيلم ها ارايه كننده اعتماد به نفس و خودباوری و وفاداری و هوش هستند و در عين حال نويسندگان اين كتاب ها با مخاطبان جوانشان از طريق شبكه هاي اجتماعي ارتباط برقرار مي‌كنند و استوديوهاي فيلمسازی نيز دنبال ساخت اين كتاب ها می‌روند و با مخاطبانشان در جشنواره‌هايي چون كميك كان روبه رو می‌شوند. «هری پاتر»، «بازی‌های گرسنگی»، «گرگ و ميش»، «واگرا» و «ماز گرد» (ماز رانر) نمونه‌های خوبی از اين فيلم‌ها هستند؛ فيلم‌هايی با قهرمانان پسر و دختر باهوش و در عين حال رمانتيک.

اين منتقد از شايلن وودلي كه در فيلم «گذشتگان» جرج كلوني در نقش دختر او ظاهر شد ياد مي‌كند و مي گويد اين بازيگر جوان به زودي توانست به ستاره دو فيلم «تقصير ستارگان ما» و «واگرا» بدل شود. او قهرمان زن نوجوان اين نسل است؛ باهوش، كنجكاو، تنها و مسئوليت پذير.

اين منتقد پس از اين مقدمه اسامي 50 فيلم برتر نيم دهه دوم هزاره را ذكر كرده و در آنها از فيلم هايي چون «داستان اسباب‌بازي‌ها 3» به كارگرداني لي آنكريچ، «خدمتكار» به كارگرداني سباستين سيلوا، «نمايشگاه» به كارگرداني جونا هوگ، «عمو بونمي كه مي‌تواند زندگي‌هاي گذشته اش را فرابخواند» به كارگرداني آپيچادپانگ ويراستاكول، «پادشاهی حيوانات» به كارگرداني ديويد ميچود، «چطور اين تابستان را تمام كردم» به كارگرداني آلكسي پوپوگربسكي، «درخت زندگي» ترنس ماليك، «فهرست كشتن» بن ويتلي، «شعر» به كارگرداني لي چانگ-دونگ، «آرتيست» ساخته ميشل هازاناويسيوس، «عشق» ميشل هانكه، «لوياتان» آندري زوياگينتسف و «روزي روزگاري در آناتولي» ساخته نوري بيلگه جيلان نام مي برد.

در فهرست او 2 فيلم از ايران هم جا دارد يكي «جدايي» ساخته اصغر فرهادي كه اين منتقد درباره آن نوشته است: با اين درام ايراني اصغر فرهادي خودش را به عنوان يك نويسنده در سنت آنتونيوني و ميشل هانكه تثبيت كرد و فيلم او نيز بسيار شبيه آثار كلاسيك است. ديگري فيلم «اين يك فيلم نسيت» جعفر پناهي است. 

«تد» ساخته ست مك فارلين، «زيبايي بزرگ» ساخته پائولو سورنتينو ؛‌«تنها خدا مي بخشد» ساخته نيكلاس ويندينگ رفن، «ياسمين آبي» ساخته وودي آلن، «آبي گرم ترين رنگ است» ساخته عبدالطيف كشيش، «جانگوي از بند رها شده» ساخته كوئنتين تارانتينو، «يخ زده» ساخته كريس باك و جنيفر لي، «12 سال بردگي» ساخته استيو مك كويين، «درون لوين ديويس» ساخته برادران كوئن و «هتل بزرگ بوداپست» ساخته وس اندرسون و «زمستان نارضايتي» ساخته ابراهيم البتوت ديگر فيلم هاي منتخب اين منتقد از پنج سال اول دهه هستند.

مقاله قبلیمعرفی نامزدهای جوایز انجمن تهیه‌کنندگان فیلم آمریکا
مقاله بعدیایران بزرگ‌ ترین وارد کننده پارچه چادر مشکی در جهان !
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.