یک منبع نزدیک به خانواده های روزنامه‌نگاران رسانه‌های بین المللی که هفته گذشته در تهران دستگیر شده اند گفت که پیگیری چند روز گذشته خانواده‌ها از دادستانی و دادگاه انقلاب برای گرفتن اطلاعات درخصوص دستگیری فرزندانشان بدون نتیجه باقی مانده است.

این منبع  گفت نام جیسون رضاییان، یگانه صالحی و دیگر دستگیر شدگان هیچ جایی در قوه قضاییه ثبت نشده است و عملا این موضوع پیگیری در خصوص وضعیت این افراد را غیر ممکن می کند.

این منبع نزدیک به خانواده ها به کمپین گفت: « ثبت نشدن نام دستگیرشدگان در دادستانی یا دادگستری عملا به این معناست که این خبرنگاران ربوده شده اند تا دستگیر شده باشند چرا که نام آنها هیچ جایی ثبت نشده است.» طی روزهای گذشته جیسون رضاییان و یگانه صالحی تماسهای کوتاهی به نزدیکان خود داشته اند اما اطلاعاتی در خصوص بازداشت خود ارائه نکرده اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان ازکمپین بین المللی حقوق بشر درایران؛ سه شنبه شب گذشته حداقل چهار تن از جمله جیسون رضاییان (خبرنگار واشینگتن پست در ایران)، یگانه صالحی (خبرنگار روزنامه نشنال امارات) و یک عکاس و همسرش به صورت جداگانه در تهران دستگیر شدند. کمپین مطلع شده است که دستگیری های دیگری نیز در این زمینه اتفاق افتاده است اما هنوز منابع مستقل چنین دستگیری هایی را تایید نکرده اند.

در جریان دستگیری سه شنبه شب زوج روزنامه نگار جیسون رضاییان و یگانه صالحی نیروهای امنیتی خانه آنها را مورد جستجو قرار داده و وسائل شخصی از جمله لپ تاپ، کتاب و یادداشت های آنها را توقیف کرده اند.

مقاله قبلی«تارانتينو» فيلم «هشت نفرت انگيز» را كليد مي ‌زند
مقاله بعدیکشف یک رصد خانه 3000 ساله در پرو
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.